نگاهی کوتاه به تاریخ ایران از آغاز تا ظهور اسلامی(قبل از اسلام)
"قبل از مهاجرت اقوام ایرانی به نجد(فلات ایران) در نجد اقوام بومی میزیستند."
تمدنی که در واپسین سالهای 3000 پیش از میلاد در شوش پدید آمده بود، شدیداً تحت نفوذ بینالنهرین قرار داشت. اهمیت تمدنی که تا قلب ایران نفوذ کرده بود. بیش از همه در استعمال خط بود. سِیَلک (=Salk )در نزدیکی کاشان تنها نقطه ای در نجد ایران بود که پیش از هخامنشیان در آن مدارک کتبی به دست آمده است. ایرانیان از نژاد هند و اروپاییاند و در تاریخ آریایی خوانده میشوند. ظاهراً هند و اروپاییان در 2000 قبل از میلاد به مهاجرت عظیمی دست زدهاند و شاخهیی از آنان به نام هند و ایرانیان در حدود 1500 تا 12000 قبل از میلاد به آسیای میانه رسیدهاند.
· اشکانیان
· ساسانیان
مادها و پارسیان:
مادها و پارسیان از دیگر آریاییان که در حوالی خوارزم پراکنده بودند جدا شدند و به سوی درههای خراسان رفتند و به غرب و جنوب ایران رسیدند. هوخشتر (Havaxsatra=) شاهزاده مادی، شش قبیله مادی را متحد کرد و نینوا پایتخت امپراطوری آشور را ویران کرد. مادها به لحجهیی از زبانهای آریایی سخن میگفتند و یقیناً زبان پارسی را به خوبی میفهمیدند و به همین دلیل است که در کنار کتبیههای هخامنشی مبنی بر زبان مادی نیامده است. زبانشناسان لحجههای مادی را بسیار شبیه به زبان اوستایی میدانند. مادها خطی هم نداشتند، احتمالاً دبیران آنان میتوانستند خطوط آرامی، عیلامی و آشوری را بخوانند. احتمالاً اهورامزدا را میپرسیدند و دین آنان همانند دین پارسیان بود.
هخامنشیان:
کوروش از خاندان هخامنش، در 550 قبل از میلاد پادشاهی مادی را براندخت و هخامنشیان را رسماً به وجود آورد. داریوش از شاهان بزرگ هخامنشی دستور داد در بیستون کتبیههایی به سه زبان بنویسید تا مردم از کارهایش آگاه شود. از جمله کارهای او تقسیم ایران به 20 استان بود و اجازه داد هر قومی قوانین اخلاقی خود را گردآوری کنند.
|
پارسیان به زبان فارسی باستان که با زبانهای مادی فرقی عمده نداشت، سخن میگفتند. داریوش دستور داد خط میخی ساخته شود. این خط از چپ به راست نوشته میشد. کتبیههایی از آن زبان بر جای مانده است. سکندر پس صلیب مقدونی در سال 333 قبل ازمیلاد، داریوش سوم دوازدهمین پادشاه هخامنشی را شکست داد و برای درهم شکستن وحدت ایرانیان تخت جمشید را آتش زد. اما خود در 323 ق.م. بر اثر افراط در میخوای در سیوسهسالگی درگذشت. چون جانشینی نداشت، یکی از سرداران او به نام سلوکوس (= Seleucus) سلسلة سلوکیان را تشکیل داد این سلسله در 64 ق.م به امپراطوری روم ملحق شد. زبان سلوکیان که یونانی بود. مدتی در دربار اشکانیان رایج بود. |
|
در 247 ق.م. ارشک(= Arashk) سلسله اشکانی را تشکیل داد. پانزده تن بر تخت نشستند. اردوان پنجم در 226 میلادی به دست اردشیر بابکان منقرض شد.
اشکانیان:
|
در 247 ق.م. ارشک(= Arashk) سلسله اشکانی را تشکیل داد. پانزده تن بر تخت نشستند. اردوان پنجم در 226 میلادی به دست اردشیر بابکان منقرض شد. اشکانیان یا پارتیان جز تهور جنگی هنری نداشتند، از این رو تمدن یونانی را به ؟ احترام میکربستند. اشکانیان وارث حکومت منحط سلوکیان بودند. در عهد آنان ظاهراً اهورامزدا به مهر و ناهید پرستیده میشد. زبان در عهد آنان پارتی بود. از این دوره سکه و سنگ نوشته و چرم نوشته و پارههای سفالین به دست آمده است. ظاهراً خدای نامه(= X vatay-name) که مجموعاً اساطیر پهلوانی ایران است در دوره آنان شکل قطعی خود را یافته و در دوره اسلامی مایه اصلی شاهنامه فردوسی درگیر داستانهای حماسی قرار گرفته است |
ساسانیان:
اردشیر بابکان در 226 میلادی با تسخیر تیسفون سلسله ساسانی را تشکیل داد این سلسله تا 651 میلادی سلطنت کردند و 26 تن بر تخت سلطنت نشتند. سلطنت یزدگرد سوم در 651 میلادی سقوط کرد.
زردشت و آیین او: از گاتها درباره زردشت این اطلاعات به دست میآید که وی در حدود 660 ق.م. به دنیا آمد، در 640 ق.م. در بیست سالگی گوشه نشینی گزید و در 630 ق.م. در سی سالگی دعوت خود را آشکار کرد و در 6101 ق.م کیگشتاسب به آین وی درآمد و در 583 ق.م. در هشتادودوسالگی در یورش از جانب تورانی در آتشکدهیی در بلخ کشته شد.
"کتاب دینی او اوستا بسیار مفصل بوده و روی پوست 12000 گاو نوشته شده بود."
اسکندر آنها را نوزاند. اکنون تنها 83000 کلمه بر جای مانده، زبان اوستایی که در شمال شرق ایران رایج بوده، با سنسکریت از یک ریشه است. اوستای کنونی شامل پنج کتاب است: ا-بیشنا: به معنی پرستش، گاتها هم در این بخش است. 2. ویشپرد به معنی همه سروران 3ـ وندیدا (Vidae Vadato=) به معنی قانون شد دیو، 4ـ یشتها (= Yasti) به معنی نیایش و فدیه است؛ 5ـ خرده اوستا(= Yortak-Apestak)، مختصر اوستاست که آذر به مهر اسپند ، موبد موبدان عهد شاپور دوم(310 ـ 379) تدوین کرده است.
خط اوستایی از کاملترین خطوط خاور زمین است که 44 حرف دارد و هر حرف به اعراب خاص آن خوانده میشود و از راست به چپ نوشته میشود.
1. با یک اهورا مزدا به خدایی جهان شناخت، دَیوه(= Daeva = دیو) را که نام معمول خدایان آریایی است، معبود دوستداران دروغ خواند.
2. اهریمن ( = ) یا خرد خبیث را در برابر سپند میئینیو (= Spandmainyu) یعنی خرد مقدس قرار داد نه در برابر اهورا مزدا.
3. ؟ کاری کرد که دیو بدی مغلوب شود و راستی و خوبی به پیروزی رسد. خلاصه حکمت زردشت را در سه عبارت میتوان یافت: منش نیک، گفتار نیک، کردار نیک.
4. روز باز پسین اعمال نیک و بد ؟ را میسنجند. اگر کارهای نیک او سنگینتر باشد، مایة غلبة راستی و شکست دروغ خواهید بود.
مانی: در سال 241 میلادی، روز تاجگذاری شاپور اول رسالت خود را آشکار کرد. مانی در 276 یا 277 میلادی به قتل رسید. از وی سه کتاب به نامهای: کتاب گوان(گو به معنی پادشاه قدرتمند)، دیگر ارژنگ یا ارتنگ که مصور بود و افسانه نقاش بودن مانی به سبب تصاویر آن کتاب است. این دو کتاب به زبان سریانی بوده و کتاب سوم شاپور گان نام داشته که به زبان پهلوی ساسانی برای شاپور اول نوشته بود.
مزدک: پیرو مانی بود ـ در زمان قباد اول(488 ـ 531 م)ظهور کرد. اعتقادات اجتماعی او خطری بزرگ برای سلطنت ساسانی شمرده میشد. در زمان پسر قباد همه مزدکیان قتل عام شدند.
اوضاع سیاسی ـ اجتماعی و ادبی ایران به هنگام ظهور اسلام: رسول اکرمک در 621 م به پیامبری برگزیده شد. در سال 622 م از مکه به مدینه هجرت کرد. این سالها با سلطنت خسرو پرویز ساسانی( 590 ـ 627 م) صادف بود. سقوط ساسانیان را در علتهای زیر باید جستجو کردم:
جنگهای بیست و چهارسالة ایران و روم، تجملات دربار خسروپرویز، هر ج و مرج داخلی، جلوس دوازده پادشاه در مدت چهارسال بر تخت سلطنت، اخذ مالیاتهای سنگین، همدستی روحانیان زردشتی یعنی هیربدان و موبدان با دیگر زمامداران در چپاول اموال مردم، تشتت آنان در اصول و فروغ مسائل اخلاقی و عقیدتی و بروز اختلاف شدید طبقاتی، عدم رضایت مردم او گردانندگان امور کشور و ناتوانی زمامدران در اداره امور مملکت. هنگامی که دو امپراطوری عظیم ایران و روم شرقی سرگرم جنگ و خونریزی بودند، و نیروهای خود را به دست خود از بین میبردند، اعراب در عربستان با وحدت کلمه که از اسلام به دست آوردن بودند، میکوشیدند که به دوران سختی و محرومیت دیرین خود پایان دهند. جنگهای قادسیه، راین، شوشتر، حلول و نهادند که اعراب آن را فتح الفتوح خواندند، به تدریج قدرت شاهنشاهی ساسانیان را در هم شکست و راه را بر اعراب گشود. به هر حال اعراب در 21 هجری ایران را به تصرف درآورند. غلبة نظامی عرب به وسیله این اسلام با غلبه معنوی توأم شد. ایرانیان شیفتة شعارهای اسلام شدند، به امید مساوات، برادری و برابری اسلامی در قبال نیروهای عرب پایداری موثر نشان نداند. اما پس از به خلافت رسیدن بنی امیه ستمکاری اوج گرفت و نهضتی به نام شعوبیه در مخالفت با اعراب شکل گرفت. چون آل علی(ع) هم با بنی امیه مخالف بودند، ایرانیان به حمایت از آل علی برخاستند. پس از پیروزی اعراب، مردم ایران دو دسته شدند: گروهی از روحانیان جزیه را پذیرفتند و دین اجدادی خود را حفظ کردند. در میان این گروه از مذاهب مختلف عیسوی، مانوی، مزدکی و بودایی هم بودند. آنان به حفظ کتب دینی و تاریخی خود که به زبانهای مختلف بود پرداختند و در ادامه و حفظ تمدن ایرانیان باستان کوشیدند. دسته دوم به اسلام گرویدند و یا کسانی بودند که به اسارت اعراب درآمدند. این دسته پس از آشنایی با زبان و تمدن عرب در کارهای مختلف مدنی و حکومتی مسلمانان نفوذ کردند و کارهای بزرگی انسجام دادند.
پیروزیهای پیاپی و چیرگی اندک اندک قوم عرب را مغرور و خودبین ساخت تا جایی که ملل مغلوب را «موالی»(غلامان) نامیدند. موالی در مجالس حق نشستن نداشتند و ظلم و تعدی از حد گذشته بود، ایرانیان بهترین راهی که در پیش داشتند، برانداختن بنی امیه بود. چون دعوت بنی هاشم و بنی عباس به گوش ایرانیان رسید، به سرعت به آن گرویدند و در دورترین نقاط خراسان پیروانی برای آل عباس و آل ابوطالب فراهم ساختند. ابومسلم خراسانی سردار بزرگ ایرانی در این نهضت نقش عمده داشت. بنی امیه سقوط کرد و بنی عباس به روی کار آمد. قو م ایرانی بر آن شد که عرب و خلافت را مطیع خود کند. بنی عباس که سقوط بنی امیه را به چشم دیده بودند، از تحقیر ملل غیرعرب مخصوصاً ایرانیان دست برداشتند. اما به هر حال از ایرانیان بیمناک بودند و گاهی به کشتن و برانداختن برخی رجال و خاندانهای ایرانی برآمدند، چنانکه منصور، ابومسلم را کشت و هارون، ؟ را قتل عام کرد و معتصم افشین را از میان برد. وضع ادبی: پس از فتح ایران به دست عرب، ایرانیان مسلمان شدند. گروهی از نویسندگان ایرانی در نظم و نثر عرب مهارت و شهرتی به دست آوردند. اما در عین حال زبان پهلوی و سریانی هم رواج داشت و ادبیات محلی در ولایات راه تکامل را میپیمود. لهجههای ایرانی از طریق آمیختن با زبان عربی تحول مییافت. لهجه دری آماده آن میشد که دارای ادبیاتی وسیع گردد ـ برخلاف تصور، با غلبه عرب، زبان پهلوی یک باره از ایران برنیفتاد بلکه تا چند قرن بعد هم در ایران رایج بود. بسیاری از کتب پهلوی که در عهد ساسانیان نوشته شده بود، به عربی و فارسی درآمد. چون اعراب از امور اداری و دیوانی اطلاعاتی نداشتند، دفاتر دولتی را به متصدیان محلی میسپردند. در عراق و ایران که جزو قلمرو ساسانی بود، کارکنان دولتی و دیوانی را که به خط و زبان پهلوی مینوشتند، به کار مشغول بودند. خط و زبان پهلوی تا قرن پنجم هجری در میان ایرانیان باقی ماند. یکی از قصههای معروف که اصل آن احتمالاً از دوره اشکانی بود، در اواسط قرن پنجم هجری به دست فخرالدین گرگانی به نظم درآمد. ویس و رامین منظومهیی است که آثار لغات و ترکیبات و سبک پهلوی در آن اشکار است
.
|
در تب و تاب رفتنم، به فکر راهی شدنم مرا پس از من بنویس، به هر کس از من بنویس مرا به دنیا بنویس، همیشه تنها بنویس تو جان من باش و بگو، به یاد من باش و بگو نفس اگر امان نداد، روی خوشی نشان نداد دست و زبان من تو باش، نامه رسان من تو باش بگو حکایت مرا، قصه هجرت مرا تو جان من باش و بگو، جانان من باش و بگو نفس اگر توان نداد، مرا دوباره جان نداد تو جان من باش و بگو، زبان من باش و بگو بگو که مثل من کسی، به پای عشق سر نداد تو جان من باش و بگو، به یاد من باش و بگو |
جمهوری ایتالیا در جنوب اروپا واقع شده و علاوه بر شبهجزیره ایتالیا، شامل دو جزیره بزرگ دریای مدیترانه، سیسیل و ساردینی است.ایتالیا از شمال با کشورهای فرانسه، سوئیس، اتریش و اسلوانی هممرز است. ایتالیا در درون خود هم دو ایالت مستقل را جای داده است: «واتیکان و سنمارینو»آب و هوای ایتالیا در شمال به دلیل وجود کوههای آلپ، سرد و در جنوب خشک و گرم است. بلندترین نقطه آن کوه مونته بیانکو است.این کشور خاستگاه هنر و فرهنگ بسیاری از کشورهای اروپایی است و مهد دوره رنسانس در اروپا. پایتخت ایتالیا، رم، مرکز تمدن دنیای غرب و مذهب کاتولیک در جهان است.در حال حاضر ایتالیا یکی از کشورهای توسعهیافته است که هفتمین تولید ناخالص داخلی در دنیا را دارد. همچنین ایتالیا عضو سازمان مللمتحد، گروه G8 و اتحادیه اروپا است.ایتالیا در سال 2007 میلادی به عنوان عضو غیر دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد پذیرفته شد.ایتالیا تاریخ غنی دارد که نه تنها پشتوانه فرهنگی و هنری مردم این کشور است بلکه به دلیل وجود موزهها و بناهای تاریخی فراوان گردشگران زیادی از سراسر جهان به این کشور وارد میشوند. [اولین هتل اجتماعی در میلان ایتالیا احداث شد] [غذاهای ایتالیایی]بر اساس محاسبهای که یونسکو انجام داده، بیش از نیمی از میراث فرهنگی جهان در کشور ایتالیا واقع شده است، کشوری کوچک که مساحتش تنها 25/0 درصد از کل خشکیهای جهان است.
به گزارش دانشنامه اینترنتی ویکیپدیا، رم، فلورانس و ونیز از جمله مقصدهایی هستند که برنامه هر بازدید کنندهای از شبه جزیره ایتالیا را تشکیل میدهند. [آشنایی با مترو رم]
در کنار این شهرهای بزرگ و معروف، میراث فرهنگی پنهانی هم در شهرهایی با تاریخ هزار ساله وجود دارند که البته در مسیر اصلی بازدیدها قرار ندارند و علیرغم اینکه کمتر شناخته شدهاند، اما به همان اندازه شهرهای هنری ایتالیا دارای جذابیتند.
· آشنایی با جشنواره فیلم ونیز / آشنایی با جشنواره فیلم جیفونی / روبرتو روسلینی
سیاست در ایتالیا نخستین بار حکومت جمهوری در سال 1946 در ایتالیا ایجاد شد. این جمهوری پس از آن ایجاد شد که در یک رفراندوم در تاریخ دوم ژوئن همین سال مردم اعلام کردند که حکومت جمهوری میخواهند. این روز در ایتالیا به عنوان روز ملی جشن گرفته میشود.رئیسجمهور ایتالیا برای دوره هفت ساله از طریق رای نمایندگان مجلس و گروهی کوچک از وکلای منطقهای انتخاب میشود. رئیسجمهور نخستوزیر را معرفی میکند. انتخاب و معرفی دیگر وزرا به عهده نخستوزیر است.در ایتالیا دو مجلس وجود دارد : «سنا با 315 عضو و نمایندگان با 630 عضو». اعضای مجلس نمایندگان با رای مستقیم مردم ایتالیا انتخاب میشوند. در ایتالیا همه افراد بالای 18 سال حق رای دارند.اعضای مجلس سنا هم با رای مستقیم مردم انتخاب میشوند اما سن رای دادن برای مجلس سنا 25 سال است. اعضای هر دو مجلس برای دورههای پنج ساله انتخاب میشوند.ایتالیا یکی از اعضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است و نیروهای خود را تاکنون به مناطق جنگی چون بوسنی، کوزوو، آلبانی و افغانستان اعزام کرده است.اقتصاد در ایتالیابر اساس میزان تولید ناخالص داخلی، ایتالیا هفتمین کشور جهان در سال 2006 میلادی بود. در این سال مقامهای اول تا ششم به ترتیب از آن آمریکا، ژاپن، چین، انگلیس و فرانسه بود.در همین سال ایتالیا ششمین کشور جهان از نظر صادرات کالا بود. اقتصاد در ایتالیا به دو بخش جغرافیایی تقسیم میشود. در شمال این کشور اقتصاد پیشرفته و مدرنتر است و شرکتهای خصوصی فعال هستند. در جنوب این کشور اقتصاد بر پایه کشاورزی میچرخد.تولید ناخالص داخلی ایتالیا در سال 2006 میلادی 756/1تریلیون دلار بود.میزان نیروی کار در این کشور 64/24 میلیون نفر است و نرخ بیکاری 7 درصد. نرخ تورم این کشور در سال 2006 بر اساس قیمت خرید مصرفکننده 1/2 درصد بود.مهمترین صنایع این کشور عبارتند از : گردشگری، آهن و فولاد، مواد شیمیایی، صنایع غذایی، منسوجات، ابزار آلات موتوری، پوشاک و کفش.شرکای ایتالیا در صادرات را کشورهای آلمان با 2/13 درصد، فرانسه با 7/11 درصد، آمریکا با 7/6درصد، اسپانیا با 3/7درصد و انگلستان با 1/6 درصد تشکیل میدهد.شرکای ایتالیا در واردات را کشورهای آلمان با 7/16 درصد، فرانسه با 2/9 درصد،هلند با 6/5درصد، چین با 2/5 درصد، بلژیک با 2/4 درصد و اسپانیا با 1/4 درصد تشکیل میدهند.
مردم ایتالیامتوسط عمر مردم ایتالیا 1/44 سال و امید به زندگی برای زنان 07/83و برای مردان 01/77سال است. 5/0 درصد از مردم این کشور به بیماری ایدز مبتلا هستند.90 درصد مردم ایتالیا مسیحی کاتولیک هستند و بقیه مردم یهودی و مسلمان.
ارتباطات در ایتالیا:در ایتالیا 049/25 میلیون خط تلفن ثابت وجود دارد و 5/71میلیون خط تلفن همراه. بر اساس آمارهای سال 1995 میلادی 358 ایستگاه تلویزیونی در این کشور وجود دارد .4.117 میزبان اینترنتی در این کشور وجود دارد و 28.855 میلیون کاربر اینترنتی.
ایتالیا در یک نگاه
|
مساحت |
301،318 کیلومتر مربع |
|
جمعیت |
58،147،733 نفر |
|
پایتخت واحد پول |
رم یورو |
|
دامنه اینترنتی پیششماره |
it. 39+ |
ایتالیا
|
|
| ||||
|
جمهوی ایتالیا ایتالیا | |||||
|
شعار ملی: موجود نیست | |||||
|
سرود ملی: Il Canto degli Italiani | |||||
|
پایتختو بزرگترین شهر |
|||||
|
نام حاکمان |
|||||
|
مساحت |
[[| ۳۰۱٬۲۳۰]] km2 (۷۱ام) | ||||
|
۲٫۴ | |||||
|
|
سرشماری |
۵۸٬۴۶۲٬۳۷۵ | |||
|
- |
۱۹۲٫۸/km۲ (۴۰ام) | ||||
|
(تخمین ۲۰۰۵ |
|||||
|
- |
مجموع |
||||
|
- |
سرانه |
||||
|
۰٫۹۳۴ (بالا) (۱۸ام) | |||||
|
CET (UTC+1) | |||||
|
|
تابستانی (DST) |
CEST (UTC) | |||
|
+39 | |||||
|
۱ تا پیش از سال ۲۰۰۲: لیر ایتالیا | |||||
ایتالیا کشوری در جنوب اروپا است. این کشور از شبهجزیره ایتالیا و دو جزیره سیسیل و ساردنیا در دریای مدیترانه تشکیل شدهاست.ت .نکته جالب در مورد نقشه ی کشور ایتالیا این است که نقشه ی این کشور شبیه چکمه می باشد.
تاریخ
دوران باستان و میانهیونانی ها و سپس رومی ها در دوران باستان بر ایتالیا حکمرانی می کردند و در قرون وسطا کنترل ایتالیا در دست پاپ ها، فرانک ها،بیزانسی ها و سپس اعراب و نورمان ها در پاره ای از اوقات بوده است.از میان مشکلات عدیدهای که اتحاد ایتالیا (۱۸۷۰ - ۱۸۴۸) بهدنبال داشت، آنچه بیش از همه اضطراری مینمود، همانا یکدست ساختن سرزمینی بود که از لحاظ سیاسی و اقتصادی بسیار متفاوت بود.
وحدت ایتالیابکار گیری ساختارهای اداری دوره رژیم سلطنتی ساوویا در طول زمان باعث وخیم تر شدن اختلافات قبلی میان مناطق مختلف ایتالیا گردید و بدنیال آن موج مهاجرت طبقه روستایی به سوی آمریکای شمالی و جنوبی آغاز شد. میان سالهای پایانی قرن نوزدهم و سالهای آغازین قرن بیستم، چند میلیون ایتالیایی به خارج از کشور مهاجرت نمودند.از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی، دوره قبل از اتحاد تا زمان آغاز جنگ اول جهانی با پدیده رشد کلی کشور همراه بود که با تکیه به موقعیت بینالمللی مثبت، این امکان را یافت تا سر و سامانی به وضعیت مالی و ساختارهای دولتی داده و بخشهای اصلی برای کمک به پیشرفت و توسعه صنعتی را گسترش دهد و در این راستا البته از کمک سخاوتمندانه سرمایههای خارجی نیز بهره برد.شرایط اجتماعی کشور، که همراه با اختلافات پیش گفته میان مناطق روستایی و شهری بود، سالهای اولیه ”صنعتی سازی کشور” و اولین قدمها بسوی یک ساختار مدرن اجتماعی را با شکل گیری احزاب سیاسی رقم زد.ظهور این احزاب سیاسی و تنشهای اجتماعی ناشی از آن تأثیر گستردهای بر جریانهای بعدی تاریخی ایتالیا بجای گذاشت.
جنگ اول جهانی بدنبال بر خورداری شهروندان ایتالیایی از حق رای در سال 1913، روند یکپارچه سازی سیاسی کشور تکمیل شد و این در حالی بود که چهره بینالمللی ایتالیا که بهدنبال اصلاحات آغاز شده از فردای روز اتحاد، هماهنگ تر و مدرنتر شده بود، وجهه بیشتری یافته و تقویت میشد.در آستانه جنگ اول جهانی، ایتالیا چشم انداز ترسیم شده تا آن زمان را دگرگون ساخته و در کنار قدرتهای متحد، فرانسه، انگلیس و ایالات متحده وارد جنگ شد. بهدنبال کنفرانس صلح ورسای در سال 1919 مناطق شمالی ترنتینو، التوادیجه و ونتریا جولیا را که برای کامل ساختن روند اتحاد ملی مورد نیاز بود، بدست آورد.ایتالیا هر چند که از مبارزه پیروز خارج شده بود، اما از نقطه نظر اقتصادی زیر بار فشارهای وارده، دچار چنان آشفتگیهایی گردیده بود که دولتهای وقت آن زمان توان هدایت آن را بسوی دست آوردههای مثبت نداشتند.در این برهه برخی از تشکیلات سیاسی که بعدها بمدت دهها سال بر آینده کشور تأثیرات عمیقی گذاشت، پا به عرصه وجود گذاردند، از جمله حزب ملت (۱۹۱۹) که بعدها به حزب دموکرات مسیحی تغییر شکل داد، حزب سوسیالیست، حزب کمونیست که توسط گرامشی پایه گذاری شد (1921) و طبقات مبارز که توسط موسولینی شکل گرفت (۱۹۱۹) و بعداً در سال ۱۹۲۱ به حزب فاشیست ملی تغییر شکل داد و عامل به قدرت رسیدن موسولینی شد.
ایتالیا میان دو جنگ در سال ۱۹۲۵ (میلادی) با ممنوع شدن فعالیت تمامی دیگر احزاب، دوره رژیم فاشیست آغاز میشود که با سیاست استبدادی و در پوشش ملی گرایی، باعث دگرگونیهای ریشهای در زندگی کشور گردید و آزادیهای سیاسی را محدود نمود. این رژیم برای ممانعت از دشمنی کلیسای کاتولیک، به توافقی با واتیکان (۱۹۲۹) دست یافت.در آن سالها اقدامات جدی برای تقویت و توسعه فعالیتهای صنعتی و کشاورزی صورت گرفت. در زمینه سیاست خارجی، موسولینی سعی کرد با اتکا به سیاست توسعه طلبانه و قدرتهای متحد، پرستیژ خود را تثبیت نماید که نقطه اوج آن اتحاد با آلمان و ورود به جنگ دوم جهانی (۱۹۴۵ - ۱۹۴۰) علیه متفقین و متعاقبا سقوط رژیم فاشیست بهدنبال ناکامیهای نظامی بود.بازسازی دموکراسی و اداره وضعیت سخت کشور بعد از پایان جنگ و سعی در از بین بردن هر آنچه از رژیم فاشیست به ارث مانده بود، باعث شد تا مجمع قانون اساسی شکل بگیرد.در دوم ژوئیه سال ۱۹۴۶، و بهدنبال انجام رفراندوم ”جمهوری ایتالیا” متولد شد و این تاریخ تبدیل به جشن ملی شد. قانون اساسی جدید از تاریخ اول ژانویه ۱۹۴۸ رسمیت یافته و به مرحله اجرا در آمد.ایتالیا بعد از جنگ، تلاش زیادی برای نزدیکی به کشورهای غرب انجام داد و در این راستا به ”اتحاد آتلانتیک” ملحق شد که سازمانی نظامی دفاعی است که به ابتکار آمریکا شکل گرفت و اکثر کشورهای اروپایی غربی نیز به آن پیوستند.در سطح اروپا، ایتالیا در آن دوره از جمله کشورهایی بود با حداکثر توان در راستای یکپارچگی اروپا در طی مراحل مختلف آن، چه از نظر اقتصادی و چه سیاسی کوشش نمود.از اول ژانویه ۱۹۹۹ (میلادی)، ایتالیا از جمله ۱۱ کشوری است که واحد پولی یورو را به عنوان پول واحد بر گزید.
تصویر ماهوارهای از ایتالیا ایتالیا در جنوب اروپا با مختصات جغرافیایی تقریبی ۵۰ ۲۲ شمالی , ۳۰ ۱۲ شرقی قرار دارد.مساحت کل آن ۲۳۰/۳۰۱ کیلومتر مربع (تقریباً یک پنجم ایران) است که از آن ۰۲۹/۲۹۴ کیلومتر مربع خشکی و ۲۱۰/۷ کیلومتر مربع آب است. ۷/۶۰۰ کیلومتر ساحل دارد.جزایر ساردنیا و سیسیل در دریای مدیترانه نیز جزو ایتالیا است. مرزهای این کشور ۲/۹۳۲/۱ کیلومتر است. با کشورهای زیر مرز مشترک دارد:
آب و هوای ایتالیا مدیترانهای است. در شمال به دلیل و جود رشته کوه آلپ سرد، در جنوب خشک و در کل کشوری تقریباً گرم است.
بلندترین نقطه آن کوه مونته بیانکو با ارتفاع ۷۴۸/۴ متر از سطح دریا و کمترین ارتفاع آن دریای مدیترانهاست.
گروههای قومی و نژادی ایتالیایی ها. گروههای نژادی آلمانی، فرانسوی و ایتالیایی اسلاوتبار در شمال و ایتالیایی آلبانیاییتبار و ایتالیایی یونانیتبار نیز در جنوب هستند.در سال ۲۰۰۵ ۵.۸٪ از جمعیت ایتالیا خارجیها بوده اند. ۱۱.۴٪ بچهایی که در سال ۲۰۰۷ در ایتالیا بدنیا آمده اند حداقل یکی از والدینشان خارجی بوده اند.در سال ۲۰۰۷ بیشترین مهاجرتها به ایتالیا به ترتیب ازاروپا (۵۲.۰۲٪) شمال آفریقا (۱۶.۱۷٪) آسیا (۱۶.۰۸٪) و آمریکا لاتین (۸.۵٪) بوده است.
زبانها ایتالیایی زبان رسمی این کشور است.
مذاهب حاکمیت و اکثریت با مسیحیت کاتولیک است، ولی پروتستانها، یهودیها و مسلمانان (که اکثراً مهاجر هستند) نیز در این کشور زندگی میکنند.۸۷٪ جمعیت ایتالیا مسیحی کاتولیک هستند که یک سوم آنها (۳۶.۸٪) عضو فعال هستند.امروزه ۸۲۵۰۰۰ نفر مسلمان در ایتالیا زندگی میکنند که (۱.۴٪) جمعیت ایتالیا را تشکیل میدهند که از بین آنها فقط۵۰۰۰۰ نفر ملیت ایتالیایی دارند.
اقتصاد
از جمله مهمترین صنایع کشور میتوان به صنایع فلزکاری، ماشینآلات، شیمیایی، وسائط نقلیه، مواد غذایی و مشروبات، منسوجات و البسه، هواپیماسازی، کشتیسازی، پتروشیمی، الکتریکی، اتمی و جنگافزار اشاره نمود. گندم، جو، سیبزمینی، چغندرقند، سیب، ذرت، برنج، انگور، ماهی، گاو و خوک نیز مهمترین محصولات کشاورزی و دامپروری کشور را تشکیل میدهند.سرانه زمین مزروعی برای هر نفر بالغ بر ۳۲/۰ هکتار است. تولید سالیانه گوشت گاو ۴۰۰/۱ هزار تن، گوشت خوک ۵۰۰/۱ هزار تن، گوشت گوسفند ۹۰۰/۱۵۴ تن و ۸۰۶ هزار تن صید ماهی است. تولید سالیانه نیروی الکتریسیته نیز معادل ۱/۲۴۱ میلیارد کیلووات ساعت است.
گردشگریایتالیا در مرکز دریای مدیترانه واقع شدهاست، دریایی که تولد تمدنهای بسیاری را بخود دیدهاست. ایتالیا دارای تاریخی غنی از تماسها و تبادلاتی میباشد که بر مردم، اقتصاد و فرهنگش تأثیر گذاشتهاست.فنیقیها، یونانیها، کارتاژها، اعراب و نورمنها از جمله مللی میباشند که در طول قرون با تأثیر گذاشتن بر فرهنگ محلی ایتالیا، باعث گردیدهاند تا ایتالیا بطور فوق العادهای غنی از آثار معماری و هنری میباشد.بر اساس محاسبهای که یونسکو انجام داده، بیش از نیمی از میراث فرهنگی جهان در کشور ایتالیا واقع شدهاست، کشوری کوچک که مساحتش فقط ۲۵/۰ ٪ از کل خشکیهای جهان است.نشانههای باقیمانده از گذشته، آثار هنری و تنوع فوق العاده طبیعت در شبه جزیره ایتالیا از جمله عوامل جذب توریست به این کشور میباشد که امروزه یکی از توریستیترین کشورهای جهان بشمار میآید.رم، فلورانس، ونیز و بسیاری شهرهای دیگر، از جمله مقصدهای هنری هستند که برنامه هر بازدید کنندهای از شبه جزیره ایتالیا را تشکیل میدهند. در کنار این شهرهای بزرگ و معروف، میراثهای فرهنگی پنهانی هم در شهرهایی با تاریخ هزار ساله وجود دارند که البته در مسیر اصلی بازدیدها قرار ندارند و علیرغم اینکه کمتر شناخته شدهاند، اما به همان اندازه شهرهای هنری ایتالیا دارای جذابیت میباشند.شناخت ایتالیا با بازدید از شهرهای معروف و موزهها و میادین آن کافی نیست، بلکه برای نیل به این مهم، باید دنیای رنگارنگ به اصطلاح ایتالیای کوچک را که غنی از زیباییهای طبیعی و هنری بی حساب و صدها مرکز شهری کوچک و متوسط که برخی از آنها پایتختهای باستانی با آثاری اصیل و بی نظیر میباشند، نیز در نوردید.برای تکمیل این شناخت البته باید شرابها و غذاهای ایتالیا را هم تجربه کرد. غنا و تنوع رسوم و لهجهها در هر گوشه از کشور به آسانی قابل تشخیص میباشد. غذاهای ایتالیایی آینده این تنوع است. بخاطر همین تنوع منطقهای میباشد که ایتالیا تبدیل به یکی از اصلیترین قطبهای توریسم بینالمللی شدهاست. از جمله دیگر عواملی که در پیشرفت صنعت توریسم در این کشور زیبا نقش داشتهاند میتوان به نزدیکی ایتالیا به کشورهای صنعتی مرکز و شمال غرب اروپا، وجود وسایل ارتباطی سریع و اقتصادی با دیگر قارهها و سطح عالی امکانات پذیرش توریست که کمتر کشوری از آن برخوردار میباشد، اشاره نمود.هر ساله بطور میانگین حدود بیست میلیون گردشگر خارجی از ایتالیا بازدید میکنند و این رقم طبیعتا علاوه بر میلیونها ایتالیایی میباشد که کشورشان را برای گذراندن تعطیلاتشان انتخاب میکنند و البته در این انتخاب، تکیه بر سی و پنج هزار واحد اقامتی موجود در کشور که دارای تقریباً دو میلیون تخت میباشند، دارند.توریسم در عمل یکی از مهمترین منابع اقتصادی ایتالیا به شمار میرود که حدود ۵/۵٪ از تولید داخلی کشور را به خود اختصاص دادهاست و این به معنای آنست که از نظر ارزش بالاتر از کل تولید بخش کشاورزی قرار دارد.
سینمای ایتالیا صنعت سینمای ایتالیا از اعتبار خوبی در سراسر جهان برخوردار است. گواه آن جوایزی است که ساخته هایش در فستیوالهای متعدد و بینالمللی دریافت می کند.
قوهٔ مقننه ایتالیا
مجلس نمایندگان ایتالیا: ۶۳۰ نفر مجلس سنا ایتالیا: ۳۱۵ نفر
ارتش
۱۹۲۰ دستگاه تانک
۴۴۹ فروند هواپیمای جنگی
۱ فروند ناو هواپیمابر، ۸ فروند زیردریایی، ۱ فروند ناو موشک انداز، ۳ فروند رزمناو، ۲۴ فروند ناوشکن
|
مشخصات آماری جمهوری ایتالیا
| ||||||||||||||||||||||||||||||
حکومت
تا 1993 دو پارلمان برای دورهای پنج ساله تحت نظام تعیین تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت هر منطقه انتخاب میشدند. اصلاحات زمان بندی شده شامل انتخابات سنا طبق نظام تعیین برنده بر مبنای بیشترین آرای اخذ شده برای اکثر کرسیها و استفاده از نظام تعیین تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت هر منطقه برای اقل کرسیهاست، نظام مشابهی نیز برای مجلس نمایندگان پیشنهاد میشود.
مجلس سنا 315 عضو دارد که به نمایندگی از طرف نواحی از سوی شهروندان 25 ساله به بالا انتخاب میشوند به علاوه دو رئیس جمهور سابق و پنج سناتور مادام العمر که رئیس جمهور برمیگزیند.
مجلس نمایندگان 630 عضو دارد که از سوی شهروندان 18 سال به بالا انتخاب میشوند. رئیس جمهور برای دورهای هفت ساله توسط هیأت انتخاباتی متشکل از اعضای پارلمان و 58 نماینده از نواحی انتخاب میگردد.
رئیس جمهور نخست وزیر را که از پشتیبانی اکثریت پارلمان برخوردار است و شورای وزیران را انتصاب میکند. کلیه وزیران به پارلمان پاسخگو هستند.
نواحی بیست گانه ایتالیا دولتهای محلی خود را دارند.
احزاب عمده سیاسی عبارتند از:
· حزب مردم (محافظه کار؛ دموکرات مسیحی سابق
· حزب دمکراتیک چپ (حزب کمونیست سابق)
· حزب سوسیالیست (PSI)
· اتحادیه شمال (تجزیه طلب؛ شامل اتحادیه لومبارد)، جمهوریخواه (RPI)
· حزب رادیکال
· حزب لیبرال
· حزب سوسیال دموکرات
· اتحاد دموکراتیک اصلاح طلب
نواحی ایتالیا
|
آموزش
میزان با سوادی : 1/98%
( شناسنامه کشورهای جهان - انتشارات گیتاشناسی1382- بر مبنای کتاب سال بریتانیکا(2003)
سنین تحصیل اجباری: 6 تا 14 سال
تعداد دانشگاه : 59 ، شامل دانشگاه آزاد و دو پلی تکنیک همطراز با دانشگاه.
دفاع
خدمت سربازی : 1 سال
جغرافی
|
ونیز شهری روی آب |
کوههای آلپ مرزی طبیعی میان ایتالیا و کشورهای همسابه غرب و شمال را تشکیل میدهد.
در جایی که کوهها و تپههای دامنه کوهها به هم میرسد ، رشتهای از دریاچهها وجود دارد که شامل دریاچههای مابوده و لوگانو و کومو میباشد.
دره حاصلخیز پو ، میان تپههای دامنه کوههای آلپ در شمال، تپههای دامنه کوههای آپنین در جنوب، کوههای آلپ در غرب و دریای آدریاتیک در شرق جای دارد. ارتفاعات باریک آلپ لیگوریایی ، کوههای مریتایم آلپ را به کوههای آپنین متصل میکند. کوههای آپنین مانند ستون فقرات در کل طول شبه جزیره ایتالیا امتداد دارد. زمینهای پست ساحلی اندک و نسبتا محدود است ولی شامل آبگیر آرنو در توسکانا، آبگیر تیبر در اطراف رم ، زمینهای پست کامپانیا دراطراف ناپل و جلگههایی در امتداد خلیج تارانتو و در پولیا پاشنه ایتالیا میباشد.
دو جزیره بزرگ ایتالیا ،ساردینا و سیسیل هر دو غالبا کوهستانی است . بیشتر خاک ایتالیا از نظر زمین شناختی ناپایدار است و در معرض زمین لرزه قرار دارد. این کشور چهار آتش فشان فعال دارد از آن جمله اتنا در سیسیل و وزوو نزدیک ناپل.
رودهای مهم: پو، تیبر، آرنو، ولتورنو، گارالیانو
بلندترین نقطه: نقطه ای درست در زیر قله مونته بلانکو (مون بلان) 4760 متر.
آب و هوا: ایتالیا با تابستانهای گرم و خشک ، زمستانهای معتدل ، از آب و هوایی مدیترانهای برخوردار است. جزایر سیسیل و ساردینا از بخش اصلی کشور گرمتر و خشک تر است. کوههای آلپ و دره پو زمستانهای سردتر و مرطوب تری دارند.
اقتصاد
|
برج پیزا از مکانهای توریستی ایتالیا میباشد |
شمال ایتالیا با دسترسی آسانش به دیگر نقاط اروپا، مرکز اصلی صنعت ایتالیاست. در مقابل، جنوب کشور غالبا زراعی است و محصولاتی از قبیل انگور، چغندر قند، گندم ، ذرت ، گوجه فرنگی و سویا تولید میکند. اکثر مزارع کوچک است ، به این علت میانگین درآمد در جنوب ایتالیا (متسو جیورنو) در حدنسبتا زیادی از شمال کشور پایین تر است. کشاورزی در شمال بیشتر مکانیزه است و محصولات عمده آن شامل گندم، ذرت، برنج، انگور ،میوه و علوفه برای گلههای دام است . این گله وابسته به صنایع لبنی است.
هم اکنون صنعتی کردن جنوب مجدانه تشویق میشود. صنایع شمال کشور پیشرفته است و شامل صنایع الکتریکی و الکترونیکی، وسایل نقلیه ، دو چرخه سازی، نساجی، پوشاک، کالاهای چرمی، سیمان، شیشه، چینی و سرامیک میگردد.
شمال از نظر مالی و بانکداری نیز منطقه مهمی است و شهر میلان پایتخت تجاری ایتالیاست. صنعت توریسم و پولی که ایتالیاییهای شاغل در خارج به کشور میفرستند منابع مهم درآمد ارز خارجی است. رکود و کسری بودجه بخش عمومی به مشکلات فزاینده اقتصادی ایتالیا افزوده شده است.
انگلیس یا انگلستان نامی است که در ایران به اشتباه برای کشور پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی (بریتانیا) به کار برده میشود.
انگلند: انگلیس یا انگلستان که در ایران برای اشاره به اِنگلند (به انگلیسی: England)، یکی از سه کشوری است که در جزیره بریتانیای کبیر قرار دارد، به کار میرود. دو کشور دیگر این جزیره اسکاتلند و ویلز هستند.
حكومت: پادشاهی مشروطه
مساحت : 244755 كیلومترمربع جمعیت : 58,789,194 نفر
رشدسالانه جمعیت : 0/2 درصد پایتخت : لندن
زبان : انگلیسی – ولزی دین : مسیحی
واحد پول : پوند استرلینگ
در سواحل شمال غربی اروپا واقع شده است. انگلستان توسط دریای شمال از شبه جزیره اسكاندیناوی و هلند، و توسط كانال مانش از فرانسه جدا می گردد. این كشور از 2 جزیره اصلی تشكیل شده است. جزیره بزرگتر، بریتانیای كبیر نامیده شده؛ و شامل: اسكاتلند، ولز و انگلیس بوده، و دیگری جزیره ایرلند می باشد كه، توسط دریای ایرلند از بریتانیا جدا شده، و ایرلند شمالی یا جمهوری ایرلند نامیده می شود. حاصلخیزترین و پرجمعیت ترین مناطق انگلیس، اطراف رودهای « اكس » و «هامبر» می باشند. آب و هوای این كشور، مرطوب و معتدل بوده، و میانگین دما در تابستان بین 17 / 13 درجه و در زمستان بین 7/5 درجه سانتی گراد متغیر است.
میزان بارندگی سالانه در نوسان بوده، و در اطراف دریاچه «دیستریكت » بالاترین میزان را دارد. 76 درصد زمین های انگلستان زیر كشت هستند ، و اگرچه عده كمی از جمعیت این كشور به كشاورزی مشغول هستند، اما تولیدات آنها، علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، به خارج نیز صادر می شوند .نخست وزیر انگلیس که رئیس دولت هم است از میان حزب حاکم انتخاب میشود. نخست وزیر و کابینهاش باید تائید ملکه را هم داشته باشند و معمولا هم ملکه آنها را تائید میکند.سن قانونی در این کشور 18 سالگی است و از این سن حق رأی به افراد داده میشود و مسئولیتهای قانونی شامل حال آنها میشود.حادثه مرگ پرنسس دایانا، همسر پرنس چارلز، یکی از مهمترین اتفاقات سالهای اخیر در این کشور بود که تاثیراتی هم در اوضاع سیاسی این کشور گذاشت. در جریان این حادثه که در سال 1997 رخ داد علاوه بر پرنسس دایانا،ن دودی الفائد (فرزند مالک فروشگاههای زنجیرهای هارودز) و هنری پل راننده خودرو جان خود را از دست دادند. از اتفاقات مهم سالهای اخیر در این کشور حمله تروریستی هفتم ژوئیه سال 2005 بود.
اقتصاد در انگلیس:زغال سنگ که در صنعت تولید برق بهکار میرود مهمترین ماده معدنی آن است. نفت و گاز طبیعی که در مراکز صنعتی، تجاری و مسکونی به مصرف میرسند، و منیزیم، فسفات – مس و آنتیموان از دیگر منابع آن است.سالانه 2.3 میلیارد کیلو وات برق از این کشور به دیگر کشورها صادر میشود. (آمارهای سال 2004 میلادی) تولید نفت در این کشور 075/2میلیون بشکه در روز است و مصرف داخلی آن 827/1 میلیون بشکه. روزانه 956/1 میلیون بشکه نفت که به نفت برنت مشهور است از این کشور صادر میشود.انگلیسیها همچنین روزانه 654/1 میلیون بشکه نفت وارد کشورشان میکنند که معمولا همین نفت است که در این کشور برای مصرف داخلی به کار میرود.شرکای تجاری انگلیس در بخش صادرات آمریکا 9/13 درصد، آلمان 9/10درصد،فرانسه 4/10درصد، ایرلند 1/7 درصد، هلند 3/6 درصد، بلژیک 2/5 درصد و اسپانیا 5/4 درصد است.آنچه انگلیس صادر میکند شامل کالاهای تولیدی، سوخت، مواد شیمیایی و دارویی، غذا، نوشیدنی و تنباکوست.مهمترین شرکای تجاری انگلیس در بخش واردات آلمان 8/12 درصد، آمریکا 9/8 درصد، فرانسه 9/6درصد، هلند 6/6 درصد، چین 3/5درصد، نروژ 9/4 درصد و بلژیک 5/4درصد است.تولید ناخالص داخلی آن در سال 2006 میلادی بر اساس اعلام بانک جهانی 928/1 تریلیون دلار بود. 75 درصد این تولید در بخش خدمات است و 1/24 درصد آن در بخش صنعت.سرمایه صندوق ذخیره ارزی آن در سال 2006 میلادی 04/47 بیلیون دلار برآورد شد. 48/30میلیون نیروی کار دارد و نرخ بیکاری در این کشور 9/2 درصد است. 17 درصد از مردم آن زیر خط فقر زندگی میکنند .449 فرودگاه دارد و 16،567 کیلومتر راهآهن. انگلیس از نظر سیستم حملونقل جزو کشورهای برتر دنیاست و سیستم متروی شهر لندن گستردهترین متروی جهان است.
پرچم انگلیس:زمینه پرچم این کشور آبی است با صلیب قرمز که نشانه سنت پاتریک، قدیس حامی ایرلند،است که با نشانه صلیب سفید سنت اندرو، قدیس حامی اسکاتلند تلاقی میکند.طراحی و رنگهای به کار رفته در پرچم این کشور را میتوان در پرچم کشورهای تحت سلطه هم دید.
ارتباطات در انگلیس:33.602 میلیون خط تلفن در این کشور وجود دارد و 69.657 میلیون خط تلفن همراه. 228 کانال تلویزیونی در این کشور برنامه تولید میکند. دامنه اینترنتی آن uk. است و 5.118 میلیون میزبان اینترنتی در آن فعال است. این کشور جزو کشورهای با خطوط پرسرعت اینترنت در جهان است و 33.534 میلیون کاربر اینترنتی دارد.
· انگلیس در یک نگاه
|
جمعیت /مساحت |
60،587،300 نفر/ 244،820 کیلومتر مربع |
|
واحد پول |
پوند استرلینگ |
|
پیششماره |
0044 |
نام رسمي كشور: پادشاهي اسپانيا
“Kingdom of Spain ” يا “ Reino de Espana ”
اغلب موارد تنها از نام “ اسپانيا ” در محاورات و مكاتبات رسمي استفاده مي شود.
روز ملي: 12 اكتبر 20 مهر
روز قانون اساسي: 6 دسامبر 15 آذر
پايتخت: مادريد “ شهر مادريد تقريباً در مركز جغرافيائي كشور قرار گرفته است”.
شهرهاي مهم: مادريد، بارسلون، سويا، مالاگا، گرانادا، ثاراگوثا، كوردوبا، والنسيا، بيلبائو.
بنادر مهم: بارسلون، بيلبائو، كارتاخنا، آلخسيراس، مالاگا، سانتاندر، والنسيا.
بخش اعظم حمل و نقل كالاهاي صادراتي و وارداتي اسپانيا ازطريق دريا است.
پرچم: پرچم اسپانيا از سـه نوار افقي به رنگ هاي قرمز، زرد و قرمز تشكيـل شـده به طوري كه پهنـاي رنـگ زرد آن دو برابر هر كـدام از رنگ هاي قرمز است. آرم رسمـي كشـور در سمت چپ پرچم بر نوار زرد منقش است. هر يك از ايالات هفده گانه خود مختار اسپانيا نيز پرچم مخصوص خود را دارند كه در كنار پرچم ملي اسپانيا مي افرازند.
زبان رسمي: زبان رسمي كشـور، اسپانيائي كاستيا Castilla) )است. زبان هاي محـلي كاتالان، باسكي وگاليسيائي عمده ترين گويش هاي محلي مي باشند.
دين: حسب قانون اساسي، هيچ مذهبي دين رسـمي كشـور نمي باشــد ولي آزادي مذهبـي تا حدودي كـه نظم اجتماعي شناختـه شده در اين قانون را به خطر نيندازد، تضميـن گرديـده است. بيش از %96 از مردم كشوركاتوليك هستند
.جغرافياي طبيعي
مساحت: 505955 كيلومتر مربع، در جهان 51 و در اتحاديه اروپا دوم (پس از فرانسه) كه شامل 493484 كيلومتـر مربع وسعت خاك اصـلي در شبه جزيره ايبريا (Iberia)، 7447 كيلومتر مربع وسعت مجمع الجزاير قناري (در اقيانوس اطلس مقابل العيون مركز صحرا )، 4992 كيـلومتر مربـع وسعت مجمع الجزاير بالئار (Las Baleares) واقـع در درياي مديتـرانه،20 كيلومتر مربع وسعـت شهر سئـوتا (Ceuta) و14 كيلومتر مربع وسعت شهر مليا (Melilla)، دو شهر اسپانيائي واقع در شمال خاك مراكش مي باشد.
ارتفاع متوسط از سطح دريا: 600 متر
بلند ترين نقطه كشور: قله تيده (Teide) با ارتفاع 3,718 متر واقع در جزيره تنه ريفه (Tenerife) در مجمع الجزاير قناري.
رودخانه ها: 17رود عمده در خاك اسپانيـا جريان دارد كه طويل ترين آنها رود تاخو (Tajo ) با 1,007 كيلومتر طول و كوتاه ترين آنها رود روتر ( Roter ) با 209 كيـلومتر و پر آب ترين رود ابرو ( Ebro ) مي باشد.
معادن: سنگ آهن، ذغال سنگ، روي، سرب، اورانيوم.
جنگل: با توجه بـه آب و هواي مرطوب در شمال و شمال غربي، جنگل هاي انبوهي در اين نواحي قرار دارد. وسعـت جنگلهاي اين كشور حدود 15 ميليـون هكتـار بوده و اسپـانيـا يكي از مهم ترين توليدكنندگان محصولات جنگلي و صنايع چوبي است.
ماهيگيري: صنايع شيلات و مراكز ماهيگيري اسپانيـا عمدتاً در سواحل اين كشور در كنار اقيانوس اطلس قرار دارد و ناوگان آن از بزرگترين نوع خود در جهان است.
سواحل: اسپانيا دركناره هاي درياي كانتابريا (در شمال) ، اقيـانوس اطلـس (در غرب) و درياي مديتـرانـه (در شـرق و جنوب) 5,755 كيـلومتر سـاحل دارد. سـواحل كشـور در مجمع الجزاير قناري 1,454 كيلومتر و در مجمع الجزاير بالئار 1,328 كيلومتر است.
آب و هوا: شمال اسپانيا داراي آب و هواي معتدل بوده و بخش هاي مركزي، جنوبي و شرقي داراي آب و هواي مديترانه اي است. پر باران ترين بخش كشور در شمال و شمال غربي است. شهر مادريد داراي زمستاني ملايم و تابستـاني گرم است. دماي هواي مادريد در زمستان به ندرت به درجه صفر و يا پائين تر از آن مي رسد و گرماي آن در تابستان گاهي از 40 درجه سانتيگراد نيز فراتر مي رود
جغرافياي انساني
نژاد: نخستين ساكنيـن شناخته شـده سرزمين اسپانياي كنوني ايبـري ها بوده اند كه منـشاء آنان بدرستي معلوم نيست. مردم اين سرزمين آميزه اي از نژادهـاي مختلف ايبـري، سلتي، فنيـقي، يوناني، رومـي، كارتاژ، آلن، واندال، سوئر، ژرمن و بالاخره اعراب است كه در طي قرون بر اين كشور استيلا داشته اند. علي رغم چنين تنوع نژادي، خصوصيـات ژنتيـكي در طول زمان در هم آميخته و اينك اقليت نژادي قابل تمايزي (به غير از كولي ها) در اين كشور وجود ندارد هر چند ساكنين برخي ايالات نظير باسك يا كاتالونيا (عمدتاً به لحاظ ملي گرائي افراطي) نژاد خود را جداگانه و مستقل مي دانند.
جمعيت: رده جهاني 29 و در اتحاديه اروپا 2
براساس آخرين آمار منتشره از سوی سازمان ملی آمار اسپانيا در تاريخ 1384/1/10 ( مارس 2005 ) جمعيت اسپانيا حدود 44 ميليون نفر است که حدود 3 ميليون و پانصدهزار نفر را مهاجران تشکيل می دهد.
2000/1/1 40847371 نفر
2001/1/1 41116842 »
2002/1/1 41837894 »
مردان 20564089 »
زنان 21273805 »
تركيب جمعيتي: 49/15 در صد مرد و 50/85 درصد زن
نرخ رشد: 0/2 درصد (1990-2001, اطلس بانك جهاني)
نرخ مرگ و مير كودكان: 4 در هزار (سال2000)
اميد به زندگي در بدو تولد:5 78/ سال (2000)
متوسط عمر: زنان 82 سال و مردا ن 75سال
تراكم: 82 نفر در هر كيـلومتر مربـع ( نود و ششمين كشور جهـان ضمنـاً تراكـم در مناطق ساحلي بيشتر از نواحي مركزي كشور است.
جمعيت شهر نشين: %78 ( 2000) ـ %25 در سال 1930
نرخ سواد: سازمان ملل) %97/6 (با %95 ازكودكان لازم به تعليم در حال تحصيل )
شاخص توسعه انساني: 0/913 (سال 2000) رده جهاني: 21 در اتحاديه اروپا : 13
تقسيمات كشوري
كشور اسپـانيا طبق قانون اساسـي مصوب سال 1978 به 17 ايالت خود مختــار تقسيـم مي شود. هر ايالت داراي مجلس ايالتي و دولت محلي است. انتخابات مجـالس ايالتي در سطح ايالت برگزار شده و كليـه احزاب سياسي اعم از احزاب منطقه اي يا ملي مي توانند در آن شركت نمايند. دوره قانونگذاري چهارسال بوده ولي در صورت در خواست رئيس دولت منطقـه اي ممكن است پيش از موعـد منحل و انتخابات زودرس انجام گيرد. حوزه فعاليت و تصميم گيري دولت هاي منطقه اي طبق قانون اساسي تنها بـه مسائل ايالتي محدود است و اين مجالس حق تصميم گيري در مسـائل عمده اي كه كل كشور را تحت تاًثير قرار دهد يا مسائل مرتبط با امور خارجي يا نظامي را ندارند.هر ايالتي از يك تا چند استان (از مجموع 52 استان كشور) تشكيل مي شود. شهرهاي سئوتا و مليا سازمان هاي اداري ويژه خود را دارا مي باشند ولي فاقد دولت و مجلس محلي هستند. ايالت هاي (جوامع) خـود مختار اسپانيا به شرح ذيل هستند :
ايالت آراگون Aragon به مركزيت تروئل Teruel)
ايالت (شاهزاده نشين) آستورياس Asturias ( به مركزيت اوويدو Oviedo )
ايالت آندالوسيا Andalucia به مركزيت سويا Sevilla)
ايالت اكسترا مادورا Extramadura به مركزيت كاسرس Caceres)
ايالت باسك Pais Vasco به مركزيت ويتوريا Vitoria )
ايالت (مجمع الجزائر) بالئار Baleares ( به مركزيت مايوركا Mallorca )
ايالت (مجمع الجزائر) قناري Canarias ( به مركزيت لاس پالماس Las Palmas )
ايالت كاتالونيا Cataluna ( به مركزيت بارسلون Barcelona )
ايالت كاستيا لا مانچا Castilla-La Mancha ( به مركزيت تولدو Toledo )
ايالت كانتا بريا Cantabria ( به مركزيت سانتاندر Santander )
ايالت كاستيا و لئون Castilla Y Leon ( به مركزيت وايادوليد Valladolid )
ايالت گاليسيا Galicia ( به مركزيت سانتياگو د كومپوستلاSantiago de Compostela)
ايالت لاريوخا La Rioja ( به مركزيت لوگرونيو Logrono )
ايالت مادريد Madrid ( به مركزيت مادريد Madrid )
ايالت مورسيا Murcia ( به مركزيت مورسيا Murcia )
ايالت ناوارا Navarra ( به مركزيت پامپلونا Pamplona )
ايالت والنسيا Valencia ( به مركزيت والنسيا Valencia )
نام رسمی کشور جمهوری فدرال آلمان
پایتخت : برلین زبان رسمی : آلمانی نوع حکومت : جمهوری فدرال
مذهب : كليساهاي مختلف پروتستان ( عمدتاً لوتري)، كاتوليك رومي , اسلام سني
واحد پول : یورو جمعیت : 82,424,609نفر
عضویت : سازمان ملل متحد, جامع اروپا، پیمان آتلانتیک شمالی،کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا، اتحادیه اروپای غربی،گروه هفت، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، شورای اروپا
شهرهای عمده : بن ، اسن ، هامبورگ ، مونیخ (مونشن)، کلن ، فرانکفورت ، دورتموند ، دوسلدورف ، اشتوتگارت ،برمن ، لایپزینگ ، دویسبورگ، درسدن، هانوور، نورمبرگ (نورنبرگ)، بوخوم، ووپرتال، بیله فلد، شمنیتز،مانهایم، ماگدبورگ، گلزن گیرشن،کارلسروهه، ویسبادن، روستوک ، برانزویک، مونشن گلادباخ، لورکوزن مونستر،آوگسبورگ، کیل ، کرفلد، آخن ، اوبرهاوزن، لوبک،فرایبورگ،مولهایم ، ماینز,
امید طول عمر : ٥ /٧٣ سال رشد سالانه جمعیت : ٠٢/ درصد نژاد : اريا
مساحت : ٣٥٧٠٢١ کیلومتر مربع خط ساحلی : ٢٣٨٩ کیلومتر
مختصات جغرافیایی : ٥١درجه شمالی و ٩ درجه شرقی
حکومت : از هر كدام از ١٦ ايالت (لند؛ جمع لنده) آلمان، به نسبت جمعيت، سه چهار يا شش تن از اعضاي دولت ايالتي به عنوان نماينده در يكي از مجالس پارلمان – شوراي فدرال (بوندسرات) – كه داراي ٧٩عضو است،حضور دارند. اين اعضاء براي مدت محدودي انتخاب ميگردند. ديگر مجالس پارلمان – مجلس فدرال (لوندستاگ) –٦٦٢عضو دارد كه تحت نظام مركبي از حوزههاي انتخابي كه يك نماينده دارند و حوزههايي كه تعداد نمايندگان به نسبت جمعيت است, براي چهار سال با رأي تمامي افراد بالغ انتخاب ميشوند. قدرت اجرايي در اختيار دولت فدرال به رياست صدر اعظم فدرال است. صدر اعظم را بوندستاگ انتخاب ميكند. رئيس جمهور فدرال طي نشست مشتركي از اعضاي بوندسرات و تعداد برابري از نمايندگان ايالات، براي دورهاي پنج ساله انتخاب ميگردد. با اين كه در اوت ١٩٩٠، بر لين پايتخت اعلام شد، پارلمان، دولت، وزيران، رئيس جمهور و صدر اعظم فدرال در شهر بن استقرار دارند. احزاب عمدة سياسي عبارتند از: • حزب سوسيال دموكرات (سوسياليست)، • حزب دموكراتü مسيحي (محافظه كار) • حزب سوسيال مسيحي • حزب دموكرات آزاد (ليبرال) • حزب سبز ü(حفاظت از محيط زيست) • حزب سوسياليسم دموكراتيك (حزب كمونيست آلمان شرقي سابق) ايالات آلمان نام ایالت مرکزüهر ايالت پارلمان و دولت مجزاي خود را دارد. مساحت(كيلومتر مربع) با دن – ووتمبرگ اشتوتگارت ٣٥٧٥٢ بايرن (باواريا) مونيخ (مونشن) ٧٠٥٤٦ براندنبورگ پوتسدام ٢٨٠١٦ نام ایالت مرکز مساحت(كيلومتر مربع) برلين برلين ٨٨٣ برمن برمن ٤٠٤ تورينگن ارفورت ١٥٢٠٩ راين لند – فالس ماينز ١٩٨٤٨ زارلند زابروكن ٢٥٧١ زاكسن درسدن ١٧٧١٣ زاكسن – آنهالت ماگدبورگ ٢٠٢٩٧ شلسويگ – هولشتاين كيل ١٥٧٢٠ مكلنبورگ – فورپومرن شورين ٢٦٦٩٤ نوردراين – وست فالن دوسلدورف ٣٤٠٦ نيدرزاكسن هانوفر ٤٧٤٣١ هامبورگ هامبورگ ٧٥٥ هسن ويسبادن ٢١١١٤کا سی ها : هزاره سوم، دوم و آغاز هزاره اول قبل از میلاد مسیح
عیلامی ها : هزاره ی اول قبل از میلاد تا 750 قبل از میلاد
ماد ها : 750 قبل از میلاد تا 559 قبل از میلاد
هخامنشیان : 559 قبل از میلاد تا 331 قبل از میلاد
حمله اسکندر مقدونی و اشغال ایران : 332 قبل از میلاد
سلوکی ها : 312 قبل از میلاد تا 251 قبل از میلاد
اشکا نیا ن ( پارت ها ) : 250 قبل از میلاد تا 227 قبل از میلاد
ساسانیا ن : 226 قبل از میلاد تا 651 میلادی
حمله اعراب و اشغال ایران : 16 تا 31 تازی (خلافت عمربن خطاب - عثمان - علی بن ابیطالب)
امویان - عباسیان - برمکیان - طاهریان - صفاریان - سامانیان - آل بویه وآل زیار -86 تا 366 تازی
حمله ترک ها
غزنویان : 366 تا 429 تازی
سلجوقیان - 429 تا 522 تازی
خوارزمشاهیان : 522 تا 628 تازی
حمله مغول ها به سرکردگی چنگیز و اشغال ایران : تاسیس ایلخانان -628 تا 847 تازی
حمله تیمور لنگ (نوه چنگیز) و اشغال ایران : تاسیس تیموریان - 847 تا 917 تازی
صفویان : 917 تا 1145 تازی
حمله افغان ها : در زمان شاه حسین صفوی و اشغال ایران به مدت 7 سال
افشاریه : 1145 تا 1172 تازی
زندیه : 1172 تا 1210 تازی
قاجاریه : 1210 تا 1304 تازی
* تجزیه ایران : واگذاری افغانستان به انگلستان
* تجزیه ایران :واگذاری گرجستان ، ارمنستان و آذربایجان به روسیه
* واگذاری سهم ایران در دریای خزر به روسیه
* انعقاد قراردادهای وطن فروشانه
* غارت ثروت های ملی ایرانیان
* سرکوب سراسری مردم
پهلوی : 1304 - 1357 تازی
* حمله نیروهای متفقین جنگ جهانی دوم (روسیه انگلستان امریکا) و اشغال ایران مورخ شهریور 1320 تازی و انتقال قدرت از رضا پهلوی به محمدرضا پهلوی
* کودتای انگلیسی-امریکایی 28 مرداد 1332 تازی : سقوط دولت مرحوم مصدق و تثبیت محمدرضا پهلوی در قدرت
* تجزیه ایران : واگذاری جزیره ایرانی بحرین در خلیج پارس به اعراب
* انعقاد قراردادهای وطن فروشانه
* غارت ثروت های ملی ایرانیان
* سرکوب سراسری مردم
انقلاب بهمن 1357 تازی : تشکیل دولت موقت مهدی بازرگان
جمهوری اسلامی : 1358 تازی
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
باشگاه فوتبال اینتر میلان
|
القاب |
نرآتزوری (سیاه و آبی ها |
|
بنیانگذاری |
|
|
ورزشگاه |
|
|
گنجایش |
۸۲٬۹۵۵ نفر |
|
مدیرعامل |
|
|
سرمربی |
|
|
لیگ |
|
اینتر را در دنیای فوتبال با لقب پاتزا اینتر (به معنای اینتر دیوانه) میشناسند. دلیل این لقب نتایج شگفت آوریست که بدست میآورد. این تیم تا سال ۲۰۱۰ تنها باشگاه کشور ایتالیاست که به دسته پائین تر سقوط نکرده و در تمامی ادوار سری آ حاضر بوده است.
اطلاعات اصلی باشگاه
· اولین قهرمانی باشگاه در فصل ۱۹۰۹-۱۹۱۰
سال ۱۸۹۹ در شهر میلان باشگاه کریکت و فوتبال میلان تاسیس شد. این تیم تا سال ۱۹۰۸ توانست سه بار قهرمانی ایتالیا را جشن بگیرد. در این سال، بین سران اصلی باشگاه بر سر استفاده از بازیکنان خارجی اختلاف افتاد تا اینکه طی یک جلسه رسمی، گروهی که اعتقاد به استفاده از بازیکنان خارجی داشتند از این باشگاه جدا شده و نام اینترناسیوناله (به معنای بینالمللی) را برای باشگاه خود انتخاب کردند. سیاست اصلی باشگاه مبارزه با نژاد پرستی بود. تیم اینتر ناسیوناله برای قهرمانی در لیگ ایتالیا تنها ۲ سال صبر کرد و در سال ۱۹۱۰ اولین قهرمانی این باشگاه به ثبت رسید.
· روزهای پر فراز و نشیب اینتر
· سالهای آغازین برای اینتر بسیار موفق بود. تیم دیگر شهر میلان (آث میلان)، پس از جدایی اینتریها افت وحشتناکی کرد و بیش از ۴۰ سال در حسرت قهرمانی ایتالیا سوخت تا اینتر چند دهه بدون مزاحمت تیم اول شهر میلان باشد. اما اینتر نیز پس از کسب قهرمانی دوم در سال ۱۹۲۰ دچار افت شد و تا اواخر دهه بیست از کورس قهرمانی دور بود.
· دهه چهل و آغاز دهه پنجاه
· اینتر بین سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ همیشه یکی از مدعیان قهرمانی سری آ بود اما همیشه در رتبههای دوم و سوم قرار میگرفت و نمیتوانست قهرمانی ایتالیا را از آن خود کند. تا اینکه در سال ۱۹۵۲ آلفردو فونی به عنوان سرمربی اینتر برگزیده شد و با متحول کردن تیم توانست دوباره اینتر را به قدرت اول ایتالیا تبدیل کند. او در همان دو سال اول حضور خود دو بار اینتر را صاحب اسکودتو کرد و نتایج جالبی را با اینتر رقم زد. اینتر در مقابل تمامی بزرگان ایتالیا با تعداد گلهای فراوان پیروز میشد که از بین آنها میتوان به پیروزی ۶-۰ مقابل یوونتوس اشاره کرد. دوران نسبتا کوتاه فونی با موفقیتهای چشمگیری برای اینتر همراه بود.
·
دوران طلایی
در سال ۱۹۵۵، آنجلو موراتی که از مردان سرشناس ایتالیا بود ریاست اینتر را بر عهده گرفت. حضور موراتی در اینتر با پایان دوران آلفردو فونی همراه بود. موراتی در ابتدای حضور خود در اینتر چند مربی عوض کرد تا اینکه تصمیم گرفت هدایت باشگاه را به یک نابغه و تئوریسین آرژانتینی به نام هلنتینو هرارا بسپارد. هرارا در سال ۱۹۶۰ اینتر را تحویل گرفت و شروع به ساختن تیمی جوان و منسجم کرد. تیم او سال اول در رتبه سوم ایتالیا ایستاد، سال دوم نایب قهرمان شد و در سال سوم اسکودتو رو بدست آورد تا نشان دهد تفکراتش در حال به بار نشستن هستند. پس از اولین قهرمانی در سری آ، اینتر سال بعد جام باشگاههای اروپا را به دست آورد. فصل بعد هم هرارا برترین سال تاریخ اینتر را رقم زد و تمامی جامهای ممکن را به ارمغان آورد. در آن سال اینتر قهرمان اسکودتو، جام باشگاههای اروپا و جام بین قارهای شد. در سال ۱۹۶۶ نیز هرارا دهمین اسکودتوی اینتر را برای این باشگاه به ارمغان آورد. در کشور ایتالیا هر تیمی ۱۰ بار قهرمان این کشور شود یک ستاره روی پیراهن خود درج میکند. اینتر در سالهای طلایی خود با بازیکنانی نظیر فاکتی، ماتزولا، سوارز و کورسو از بام ایتالیا و اروپا پایین نیامد و دهه شصت میلادی را به عنوان دهه اینتر رقم زد. اینتر در آن سالها ۳ اسکودتو و ۴ جام بینالمللی را بدست آورد و همان زمان بود که به اینتر هرارا لقب اینتر بزرگ (Grande Inter) داده شد. لقبی واقعا برازنده این باشگاه و بازیکنان افسانهای آن بود. دوران طلایی هرارا دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۶۸ با جدایی آنجلو موراتی پایان پذیرفت.
پاتزا اینتر (اینتر عجیب و غریب)
سال ۱۹۷۰ اینتر به نایب قهرمانی ایتالیا دست یافت و نقشههای زیادی برای فتح جام در فصل آینده کشید، ولی فصل ۱۹۷۰-۱۹۷۱ برای اینتر وحشتناک آغاز شد. شکستهای پیاپی ابتدای فصل و بازیهای کابوس وار اینتر باعث شد تمامی هوادارن این تیم نه تنها از قهرمانی نا امید شوند بلکه نگران سقوط باشگاهشان به دسته پائین تر باشند. اما بی دلیل نیست که به اینتر لقب پاتزا اینتر داده اند. ورق برگشت و اینتر بردهای خود را آغاز کرد. پیروزیها پشت سر هم از راه رسیدند و تیم انتهای جدولی ابتدای فصل تبدیل به قدرت اول ایتالیا شد. در پایان فصل، اینتر قهرمان لیگ شد تا نشان دهد از پس هر کار غیر ممکنی بر میآید. پس از آن سال بار دیگر اینتر دوران بسیار پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت، تا اینکه جیووانی تراپاتونی به عنوان سرمربی اینتر انتخاب شد. تراپاتونی با داشتن بازیکنانی بی نظیری همچون لوتار ماتئوس، جوزپه برگومی، آندریاس بره مه، والتر زنگا و نیکولا برتی توانست برترین قهرمانی تاریخ سری آ را با ۵۸ امتیاز(در آن دوران هر برد ۲ امتیازی داشت) رقم بزند و سیزدهمین اسکودتو را نصیب اینتر کند. یک سال بعد تیم ملی آلمان به لطف بازیکنان اینتری خود یعنی لوتار ماتئوس، یورگن کلینزمن و آندریاس بره مه توانست یاران مارادونا را فینال جام جهانی شکست دهد و قهرمان جهان شود. در آن بازیها لوتار ماتئوس کاپیتان و مؤثرترین بازیکن تیم ملی آلمان در جام جهانی بود. همان سال فیفا تصمیم گرفت هر ساله بهترین بازیکن جهان راانتخاب کند. لوتار ماتئوس از اینتر اولین کسی بود که جایزه بهترین بازیکن سال جهان را از آن خود کرد.
اسکودتوی سیزدهم برای اینتر بسیار نحس بود. پس از آن قهرمانی اینتر تا سالیان زیادی نتوانست قهرمانی ایتالیا را بدست آورد. نفوذ سیاست و مافیا، فوتبال ایتالیا را بسیار کثیف کرده بود، تا جایی که ۹۰٪ نتایج بازیها پیش از شروع مسابقه تعیین میشد. بدترین دوران تاریخ اینتر در این سالها رقم خورد و اینتر در سال ۱۹۹۳-۱۹۹۴ با کسب عنوان سیزدهم در سری آ، بدترین مقام تاریخ خود را بدست آورد و فقط ۱ امتیاز تا سقوط به دسته پایین تر فاصله داشت. البته اینتر در دهه ۹۰ سه بار جام یوفا را بدست آورد، ولی کسب این جام نمیتوانست طرفداران مشتاق اینتر را راضی نگه دارد. ماسیمو موراتی، فرزند پر افتخارترین رئیس تاریخ اینتر این باشگاه را خریداری کرد و سعی کرد با جمع کردن انبوهی از ستارگان دنیای فوتبال نظیر رونالدو ، ویری ، باجو ، زامورانو ، باتیستوتا ، تولدو ، بلان ، کاناوارو و ... اینتر را به دوران با شکوه خود بازگرداند، ولی تبانیها چنین اجازهای به این تیم نمیداد. جالبترین تبانی تاریخ ایتالیا در سال ۱۹۹۸ و در مصاف اینتر و یوونتوس رخ داد که داور مسابقه با تصمیماتی عجیب و باور نکردنی پیروزی را به یوونتوس هدیه کرد. این اشتباهات در دیگر بازیهای آن فصل تکرار و در نهایت قهرمانی این تیم در آن فصل شد تا تیم رویایی اینتر در آن سال با وجود قهرمانی در جام یوفا نتواند بر بام ایتالیا بایستد. هر ساله این اتفاقات تکرار میشد و در سال ۲۰۰۲ نیز همین مسائل مانع قهرمانی اینتر در سری آ شد. این شرایط تا سال ۲۰۰۶ ادامه یافت.پس از پایان سال ۲۰۰۶، دادگاه ایتالیا که ۲ سال به صورت مخفی مکالمات سران باشگاهای سری آ را ضبط میکرد به تحقیق در مورد فساد و تبانی در فوتبال ایتالیا پرداخت. مکالمات لوچانو موجی مدیر باشگاه یوونتوس با رئیس کمیته داوران و مدارک به دست آمده از باشگاههای متقلب ایتالیا تبانی چندین ساله آنها را برملا کرد. در نهایت یوونتوس به جرم فساد و تبانی با داوران به دسته پائین تر سقوط کرد و ۲ قهرمانی آخر این تیم پس گرفته شد. باشگاههای میلان، لاتزیو و فیورنتینا هم با کسر امتیاز روبرو شدند. جدول ایتالیا در سال ۲۰۰۶ تغییر کرد و یوونتوس به قعر جدول سقوط کرد. اسکودتوی سال ۲۰۰۶ نیز به تیم اول جدول جدید یعنی اینتر داده شد. شاید این حکم برای چند دهه تبانی در فوتبال کم بود، اما حداقل باعث شد تا بار دیگر فوتبال ایتالیا در فضایی سالم تنفس کند.
پرواز نراتزوری
جاچینتو فاکتی
پس از پاک شدن فوتبال ایتالیا از فساد و تبانی، ماسیمو موراتی که میخواست جا پای پدر بگذارد، با کمک برترین بازیکن تاریخ اینتر(جاچینتو فاکتی) بار دیگر بسیاری از فوق ستارههای دنیای فوتبال را در اینتر جمع آوری کرد تا اینتر را دوباره به اینتر دهه شصت تبدیل کند. فاکتی بزرگ همان سال درگذشت، ولی حاصل زحمات او و موراتی، شکستن تمام رکوردهای تاریخ اروپا توسط اینتر بود. ثبت رکورد ۱۷ پیروزی پیاپی و کسب ۹۷ امتیاز در یک فصل، ارزشمندترین رکوردهای تاریخ اروپا را به نام اینتر کرد و نراتزوریها توانستند با ۲۲ امتیاز اختلاف نسبت به تیم دوم قهرمانی ایتالیا را جشن بگیرند. یک فصل بعد هم اینتر در آستانه صد صالگی با پشت سر گذاشتن تمامی رقبا برای سومین سال پیاپی قهرمانی ایتالیا را از آن خود کرد تا همه چیز برای نراتزوریها کامل شود. اینتر بار دیگر در دنیای فوتبال یکه تازی میکند و خود را به عنوان قدرت اول فوتبال در ایتالیا و اروپا مطرح کرده است. شاید این بهترین هدیه برای طرفدارانی باشد که به تازگی ۱۰۰ سالگی تیمشان را جشن گرفتهاند. پس از پایان سال ۲۰۰۸ ماسیمو موراتی سرشناسترین مربی جهان یعنی ژوزه مورینیو را به اینتر آورد تا این مربی سرشناس بار دیگر قهرمانی اروپا را برای اینتر و موراتی به ارمغان بیاورد.
دوران طلایی آقای خاص
ژوزه مورینیو در همان سال اول ورود به ایتالیا توانست اینتر را برای چهارمین بار به قهرمانی سری آ باشگاههای ایتالیا برساند، اما در لیگ قهرمانان ناموفق بود و در مرحله یک هشتم نهایی با شکست برابر منچستر یونایتد از دور رقابتها کنار رفت. در پایان فصل بهترین بازیکن اینتر و یکی از برترین مهاجمین جهان یعنی زلاتان ابراهیموویچ در ازای ساموئل اتوئو به همراه چهل و نه میلیون یورو از اینتر جدا شد و به بارسلونا پیوست. علاوه بر ساموئل اتوئو، اینتر با پول بدست آمده از فروش ابراهیموویچ تعدای بازیکن نظیر دیگو میلیتو، وسلی اسنایدر، لوسیو، تیاگو موتا، گوران پاندف و مک دونالد ماریگا را به خدمت گرفت. عملکرد اینتر در فصل ۲۰۱۰-۲۰۰۹ فوق العاده بود. شاگردان مورینیو با وجود حاشیهها و محرومیتهای فراوان توانستند قهرمانی لیگ ایتالیا را بدست آورند. اینتر در بازی رفت با آث میلان این تیم را با ۴ گل در هم کوبید و در بازی برگشت با وجود اخراج دو بازیکن اصلی خود این تیم را ۲-۰ شکست داد. مورینیو طی دو فصل حضور خود در ایتالیا رکورد شکست ناپذیری خود در بازیهای خانگی را حفظ کرد و نراتزوریها هرگز در مسابقات خانگی طعم شکست را نچشیدند. در رقابتهای جام حذفی نیز اینتر با شکست لیورنو، یوونتوس و فیورنتینا به فینال رسید و در بازی فینال با تک گل دیگو میلیتو از سد رم گذشت و قهرمانی جام حذفی را نیز به افتخارات خود اضافه کرد. اما اوج قدرتنمایی اینتر در لیگ قهرمانان باشگاههای اروپا بود. نراتزوریها در مرحله یک هشتم نهایی چلسی، قهرمان انگلستان را در هر دو بازی رفت و برگشت مغلوب کردند. در مرحله نیمه نهایی با نتیجه ۳-۲ از سد بارسلونا قهرمان اسپانیا و مدافع عنوان قهرمانی اروپا گذشتند و در مسابقه فینال نیز با پیروزی ۲-۰ برابر بایرن مونیخ قهرمان آلمان بار دیگر بر بام اروپا ایستادند. اینتر ۲۰۱۰-۲۰۰۹ با کسب هر سه قهرمانی ممکن، اولین تیم تاریخ ایتالیا لقب گرفت که توانست سه جامه (Treble) کند. پس از پایان فصل ژوزه مورینیو از اینتر جدا شد و رافائل بنیتز سرمربی اسبق لیورپول جای او را بر روی نیمکت اینتر پر کرد،وی اولین جام خود را را با اینتر با پیروزی ۱-۳ اینتر در برابر رم بدست آورد و توانست سوپر جام باشگاههای ایتالیا را برای اینتر به ارمغان بیاورد ولی اینتر تحت رهبری او نتوانست در سوپر جام باشگاههای اروپا به موفقیتی دست پیدا کند و با شکست ۲-۰ مقابل اتلتیکو مادرید نتوانست اولین سوپر جام اروپای خود را بدست آورد.
کادر مربیگری
رافائل بنیتز
|
پست |
ملیت |
مسئول |
|
سرمربی |
||
|
مشاور فنی |
||
|
کمک مربی |
||
|
مربی بدنساز |
||
|
مربی دروازبان ها |
||
|
دستیار فنی |
||
|
دستیار فنی |
||
|
مدیر فنی |
||
|
مدیر اجرایی |
شمارههای جاودانه
شمارههای جاودانه باشگاه:
3 - جاچینتو فاکتی، مدافع چپ، بین سالهای ۱۹۶۰ تا ۷۸ بازیکن اینتر بود.
رؤسای باشگاه
ماسیمو موراتی، مدیر فعلی باشگاه
|
نام |
تاریخ |
|
جیووانی پارامیتیوتی |
۱۹۰۸-۱۹۰۹ |
|
اتور استرائوس |
۱۹۰۹-۱۹۱۰ |
|
کارلو ده مدیکی |
۱۹۱۰-۱۹۱۲ |
|
امیلیو هیرزل |
۱۹۱۲-۱۹۱۴ |
|
لوئیجی هانسبچر |
۱۹۱۴ |
|
جوزپه ویسکونتی دی مادرونه |
۱۹۱۴-۱۹۱۹ |
|
جورجیو هالس |
۱۹۱۹-۱۹۲۰ |
|
فرانچسکو مائورو |
۱۹۲۰-۱۹۲۳ |
|
انریکو اولیوتی |
۱۹۲۳-۱۹۲۶ |
|
سناتور بورلتی |
۱۹۲۶-۱۹۲۹ |
|
ارنستو توراسیو |
۱۹۲۹-۱۹۳۰ |
|
اورسته سیمونوتی |
۱۹۳۰-۱۹۳۲ |
|
فردیناندو پوتزانی |
۱۹۳۲-۱۹۴۲ |
|
کارلوس ماسرونی |
۱۹۴۲-۱۹۵۵ |
|
۱۹۵۵-۱۹۶۸ | |
|
۱۹۶۸-۱۹۸۴ | |
|
۱۹۸۴-۱۹۹۵ | |
|
۱۹۹۵-۲۰۰۴ | |
|
۲۰۰۴-۲۰۰۶ | |
|
تا کنون-۲۰۰۶ |
مربیان باشگاه
از آغاز به کار باشگاه اینتر تا کنون، ۵۵ سرمربی مختلف در این تیم کار کرده اند. ۲۰ تغیر آخر باشگاه در سمت سرمربی بدین شرح است:
|
نام |
ملیت |
تاریخ |
|
۱۹۸۶-۱۹۹۱ | ||
|
۱۹۹۱ | ||
|
۱۹۹۲ | ||
|
۱۹۹۲-۱۹۹۴ | ||
|
۱۹۹۴ | ||
|
۱۹۹۴-۱۹۹۵ | ||
|
۱۹۹۵ | ||
|
۱۹۹۵-۱۹۹۷ | ||
|
۱۹۹۷ | ||
|
۱۹۹۷-۱۹۹۸ | ||
|
۱۹۹۹ | ||
|
۱۹۹۹ | ||
|
۱۹۹۹ | ||
|
۱۹۹۹-۲۰۰۰ | ||
|
۲۰۰۰-۲۰۰۱ | ||
|
۲۰۰۱-۲۰۰۳ | ||
|
۲۰۰۳ | ||
|
۲۰۰۳-۲۰۰۴ | ||
|
۲۰۰۴-۲۰۰۸ | ||
|
۲۰۰۸-۲۰۱۰ | ||
|
تا کنون-۲۰۱۰ |
به نام خدا
نامه امام علی (ع) به مالک اشتر (عهدنامه مالک)
وقتی حضرت امیرالمومنین علی (ع) ، مالک اشتر نخعی از یاران خود را به امارت مصر منصوب نمود، به او فرمانی در قالب یک نامه نوشت. این نامه بی تردید از مهمترین اسناد سیاسی حقوق اسلامی و خصوصا شعبه شیعی آن است.این نامه به روشنی نشان می دهد رویکرد مترقی امام علی (ع) به مساله حکومت را در عصر جاهلیت عرب و در دوران حکومت های الیگارشی. در این نامه که به نوعی به قانون اساسی اسلامی ایشان می ماند ویژگی های حکومت اسلامی، حاکم اسلامی، حقوق شهروندان، رابطه دولت با شهروند و … بیان شده است. توصیه به علاقه مندان، خصوصا دانشجویان و دوستداران مباحث حقوق، آنرا با دقت کامل مطالعه کنند. این ترجمه از ترجمه نهج البلاغه انجام شده توسط دکتر آیتی می باشدتوضیح سید رضی (قدس سره) مولف نهج البلاغه: این فرمان را برای مالک اشتر نخعی نوشت، هنگامی که او را امارت مصر و توابع آن داد.در آنهنگام که کار بر محمد بن ابی بکر آشفته شده بود.این فرمان از پرمحتواترین فرمانهاست و از دیگرنامههای او محاسن بیشتری در بردارد.
متن نامه:به نام خداوند بخشاینده مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر المؤمنین، به مالک بن حارث اشترنخعی در پیمانی که با او مینهد، هنگامی که او را فرمانروایی مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند و کار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد.او را به ترس از خدا و برگزیدن طاعت او بر دیگر کارها و پیروی از هر چه درکتاب خود بدان فرمان داده، از واجبات و سنتهایی که کس به سعادت نرسد مگر به پیروی از آنها، و به شقاوت نیفتد، مگر به انکار آنها و ضایع گذاشتن آنها. و باید که خدای سبحان را یاری نماید به دل و دست و زبان خود، که خدای جل اسمه، یاریکردن هر کس را که یاریش کند و عزیز داشتن هر کس را که عزیزش دارد بر عهده گرفتهاست. و او را فرمان میدهد که زمام نفس خویش در برابر شهوتها به دست گیرد و ازسرکشی هایش باز دارد، زیرا نفس همواره به بدی فرمان دهد، مگر آنکه خداوند رحمت آورد.
ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستادهام که پیش از تو دولتها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشم مینگرند که تو درکارهای والیان پیش از خود مینگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها میگویی و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت.باید بهترین اندوختهها در نزد تو، اندوخته کار نیک باشد. پس زمام هواهای نفس خویش فروگیر و بر نفس خود، در آنچه برای او روا نیست، بخل بورز که بخل ورزیدن بر نفس، انصاف دادن است در آنچه دوست دارد یا ناخوش میشمارد.مهربانی به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمتشماری، زیراآنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش.از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهایی عارضشان خواهد شد و به عمد یا خطا، لغزشهایی کنند، پس، از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده، همانگونه که دوست داری که خداوند نیز از عفو و بخشایش خود تو را نصیب دهد. زیرا تو برتر از آنها هستی و آنکه تو را بر آن سرزمین ولایت داده، برتر از توست و خداوند برتر از کسی است که تو را ولایت داده است. ساختن کارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده است.
ای مالک، خود را برای جنگ با خدا بسیج مکن که تو را در برابر خشم او توانینیست و از عفو و بخشایش او هرگز بینیاز نخواهی بود.هرگاه کسی را بخشودی، ازکرده خود پشیمان مشو و هرگاه کسی را عقوبت نمودی، از کرده خود شادمان مباش.هرگز به خشمی، که از آنت امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیرساختهاند و باید فرمان من اطاعتشود. زیرا، چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه، از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین میدهد و تندی و سرافرازی را فرو میکاهد و خردی را که از تو گریختهاست به تو باز میگرداند.
بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامهای را پست و بیمقدار سازد. هر چه خدا بر تو فریضه کرده است، ادا کن و درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت، هر کس را که دوستش میداری، انصاف را رعایتنمای که اگر نه چنین کنی، ستم کردهای و هر که بر بندگان خدا ستم کند، افزون بر بندگان، خدا نیز خصم او بود. و خدا با هر که خصومت کند، حجتش را نادرست سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از این کار باز ایستد و توبه کند. هیچ چیز چون ستمکاری، نعمتخدا را دگرگون نکند و خشم خدا را برنینگیزد، زیرا خدا دعای ستمدیدگان را میشنود و در کمین ستمکاران است.باید که محبوبترین کارها در نزد تو، کارهایی باشد که با میانهروی سازگارتر بود و با عدالت دم سازتر و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد زیرا خشم تودههای مردم، خشنودی نزدیکان را زیر پای بسپرد و حال آنکه، خشم نزدیکان اگر تودههای مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد.خواص و نزدیکان کسانی هستند که به هنگام فراخی و آسایش بر دوش والی باری گراناند و چون حادثهای پیش آید کمتر از هر کس به یاریش برخیزند و خوش ندارند که به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اینان همه چیز را به اصرار از والی میطلبند و اگر عطایی یابند، کمتر از همه سپاس میگویند و اگر به آنان ندهند، دیرتر از دیگران پوزش میپذیرند. در برابر سختیهای روزگار، شکیباییشان بس اندک است. اما ستون دین و انبوهی مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد.و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمنترین آنان در نزد تو، کسی باشد که بیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیبهایی است و والی از هر کس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیبهای مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود، زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است، داوری کند. تا توانیعیبهای دیگران را بپوشان، تا خداوند عیبهای تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند. و از مردم گره هر کینهای را بگشای و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشتهاند، به تغافل زن و گفته سخنچین را تصدیق مکن. زیرا سخن چین، خیانتکار است، هر چند، خود را چون نیکخواهان وانماید.با بخیلان رای مزن که تو را از جود و بخشش باز دارند و نه با حریصان، زیراحرص و طمع را در چشم تو میآرایند که بخل و ترس و آزمندی، خصلتهاییگوناگون هستند که سوء ظن به خدا همه را دربر دارد.بدترین وزیران تو، وزیری استکه وزیر بدکاران پیش از تو بوده است و شریک گناهان ایشان.مبادا که اینان همراز وهمدم تو شوند، زیرا یاور گناهکاران و مددکار ستم پیشگان بودهاند.در حالی که، تومیتوانی بهترین جانشین را برایشان بیابی از کسانی که در رای و اندیشه و کاردانیهمانند ایشان باشند ولی بار گناهی چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از کسانی کهستمگری را در ستمش و بزهکاری را در بزهش یاری نکرده باشند.رنج اینان بر توکمتر است و یاریشان بهتر و مهربانیشان بیشتر و دوستیشان با غیر تو کمتر است.اینان را در خلوت و جلوت به دوستی برگزین.و باید که برگزیدهترین وزیران توکسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهاییکه خداوند بر دوستانش نمیپسندد کمتر تو را یاری کنند، هر چند، که این سخنانو کارها تو را ناخوش آید.به پرهیزگاران و راست گویان بپیوند، سپس، از آنانبخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشدهای، شادمانتندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشیوادارد.و نباید که نیکوکار و بدکار در نزد تو برابر باشند، زیرا این کار سبب شود کهنیکوکاران را به نیکوکاری رغبتی نماند، ولی بدکاران را به بدکاری رغبتبیفزاید.باهر یک چنان رفتار کن که او خود را بدان ملزم ساخته است.و بدان، بهترین چیزی کهحسن ظن والی را نسبتبه رعیتش سبب میشود، نیکی کردن والی است در حق رعیت و کاستن است از بار رنج آنان و به اکراه وادار نکردنشان به انجام دادن کارهاییکه بدان ملزم نیستند.و تو باید در این باره چنان باشی که حسن ظن رعیتبرای توفراهم آید.زیرا حسن ظن آنان، رنجبسیاری را از تو دور میسازد.به حسن ظن تو، کسی سزاوارتر است که در حق او بیشتر احسان کرده باشی و به بدگمانی، آنسزاوارتر که در حق او بدی کرده باشی.سنت نیکویی را که بزرگان این امتبه آن عمل کردهاند و رعیتبر آن سنتبهنظام آمده و حالش نیکو شده است، مشکن و سنتی میاور که به سنتهای نیکویگذشته زیان رساند، آنگاه پاداش نیک بهره کسانی شود که آن سنتهای نیکو نهادهاند وگناه بر تو ماند که آنها را شکستهای.تا کار کشورت به سامان آید و نظامهای نیکویی، که پیش از تو مردم برپای داشته بودند برقرار بماند، با دانشمندان و حکیمان، فراوان، گفتگو کن در تثبیت آنچه امور بلاد تو را به صلاح میآورد و آن نظم و آیین که مردمپیش از تو بر پای داشتهاند.بدان، که رعیت را صنفهایی است که کارشان جز به یکدیگر اصلاح نشود و ازیکدیگر بینیاز نباشند.صنفی از ایشان لشکرهای خدایاند و صنفی، دبیران خاصیا عام و صنفی قاضیان عدالت گسترند و صنفی، کارگزاراناند که باید در کار خودانصاف و مدارا را به کار دارند و صنفی جزیه دهندگان و خراجگزارانند، چه ذمی وچه مسلمان و صنفی بازرگاناناند و صنعتگران و صنفی فرودین که حاجتمندان ومستمندان باشند.هر یک را خداوند سهمی معین کرده و میزان آن را در کتاب خود وسنت پیامبرش(صلی الله علیه و آله)بیان فرموده و دستوری داده که در نزد مانگهداری میشود.اما لشکرها، به فرمان خدا دژهای استوار رعیتاند و زینت والیان.دین به آنهاعزت یابد و راهها به آنها امن گردد و کار رعیت جز به آنها استقامت نپذیرد.و کارلشکر سامان نیابد، جز به خراجی که خداوند برای ایشان مقرر داشته تا در جهاد بادشمنانشان نیرو گیرند و به آن در به سامان آوردن کارهای خویش اعتماد کنند و نیازهایشان را برآورد.این دو صنف، برپای نمانند مگر به صنف سوم که قاضیان وکارگزاران و دبیراناند، اینان عقدها و معاهدهها را میبندند و منافع حکومت را گردمیآورند و در هر کار، چه خصوصی و چه عمومی، به آنها متکی توان بود. و اینها کهبرشمردم، استوار نمانند مگر به بازرگانان و صنعتگران که گردهم میآیند و تا سودیحاصل کنند، بازارها را برپای میدارند و به کارهایی که دیگران در انجام دادن آنهاناتواناند امور رعیت را سامان میدهند.آنگاه، صنف فرودین، یعنی نیازمندان ومسکیناناند و سزاوار است که والی آنان را به بخشش خود بنوازد و یاریشان کند.درنزد خداوند، برای هر یک از این اصناف، گشایشی است.و هر یک را بر والی حقیاست، آن قدر که حال او نیکو دارد و کارش را به صلاح آورد.و والی از عهده آنچهخدا بر او مقرر داشته، بر نیاید مگر، به کوشش و یاری خواستن از خدای و ملزمساختن خویش به اجرای حق و شکیبایی ورزیدن در کارها، خواه بر او دشوار آید یاآسان نماید.آنگاه از لشکریان خود آن را که در نظرت نیکخواهترین آنها به خدا و پیامبر اوو امام توست، به کار برگمار.اینان باید پاکدامنترین و شکیباترین افراد سپاه باشند، دیر خشمناک شوند و چون از آنها پوزش خواهند، آرامش یابند.به ناتوانان، مهربانو بر زورمندان، سختگیر باشند. درشتیشان به ستم بر نینگیرد و نرمیشان برجایننشاند.آنگاه به مردم صاحب حسب و خوشنام بپیوند، از خاندانهای صالح کهسابقهای نیکو دارند و نیز پیوند خود با سلحشوران و دلیران و سخاوتمندانو جوانمردان استوار نمای، زیرا اینان مجموعههای کرماند و شاخههای احسان وخوبی.آنگاه به کارهایشان آنچنان بپرداز که پدر و مادر به کار فرزند خویشمیپردازند.اگر کاری کردهای که سبب نیرومندی آنها شده است، نباید در نظرت بزرگآید و نیز نباید لطف و احسان تو در حق آنان هر چند خرد باشد، در نظرت اندکجلوه کند.زیرا لطف و احسان تو سبب میشود که نصیحتخود از تو دریغ ندارند وبه تو حسن ظن یابند.نباید بدین بهانه، که به کارهای بزرگ میپردازی، از کارهای کوچکشان غافل مانی، زیرا الطاف کوچک را جایی است که از آن بهرهمند میشوندو توجه به کارهای بزرگ را هم جایی است که از آن بینیاز نخواهند بود.باید برگزیدهترین سران سپاه تو، در نزد تو، کسی باشد که در بخشش به افراد سپاهقصور نورزد و به آنان یاری رساند و از مال خویش چندان بهرهمندشان سازد کههزینه خود و خانوادهشان را، که بر جای نهادهاند، کفایت کند، تا یکدل و یک رای رویبه جهاد دشمن آورند، زیرا مهربانی تو به آنها دلهایشان را به تو مهربان سازد.و بایدکه بهترین مایه شادمانی والیان برپایداشتن عدالت در بلاد باشد و پدید آمدندوستی در میان افراد رعیت.و این دوستی پدید نیاید، مگر به سلامت دلهاشان.ونیکخواهیشان درست نبود، مگر آنگاه که برای کارهای خود بر گرد والیان خود باشندو بار دولت ایشان را بر دوش خویش سنگین نشمارند و از دیر کشیدنفرمانرواییشان ملول نشوند.پس امیدهایشان را نیک برآور و پیوسته به نیکیشانبستای و رنجهایی را که تحمل کردهاند، همواره بر زبان آر، زیرا یاد کردن از کارهاینیکشان، دلیران را برمیانگیزد و از کارماندگان را به کار ترغیب میکند.ان شاء الله. وهمواره در نظر دار که هر یک در چه کاری تحمل رنجی کردهاند، تا رنجی را که یکیتحمل کرده به حساب دیگری نگذاری و کمتر از رنج و محنتی که تحمل کرده، پاداشش مده.شرف و بزرگی کسی تو را واندارد که رنج اندکش را بزرگ شمری وفرودستی کسی تو را واندارد که رنجبزرگش را خرد به حساب آوری.چون کاری بر تو دشوار گردد و شبهه آمیز شود در آن کار به خدا و رسولشرجوع کن.زیرا خدای تعالی به قومی که دوستدار هدایتشان بود، گفته است:«ایکسانی که ایمان آوردهاید از خدا اطاعت کنید و از رسول و الوالامر خویش فرمانبرید و چون در امری اختلاف کردید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید به خدا وپیامبر رجوع کنید.»رجوع به خدا، گرفتن محکمات کتاب اوست و رجوع به رسول، گرفتن سنتجامع اوست، سنتی که مسلمانان را گرد میآورد و پراکنده نمیسازد.و برای داوریدر میان مردم، یکی از افراد رعیت را بگزین که در نزد تو برتر از دیگران بود.از آنکسان، که کارها بر او دشوار نمیآید و از عهده کار قضا برمیآید.مردی که مدعیان باستیزه و لجاج، رای خود را بر او تحمیل نتوانند کرد و اگر مرتکب خطایی شد، بر آناصرار نورزد و چون حقیقت را شناخت در گرایش به آن درنگ ننماید و نفسش بهآزمندی متمایل نگردد و به اندک فهم، بیآنکه به عمق حقیقت رسد، بسنده نکند.قاضی تو باید، از هر کس دیگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بیش از همه بهدلیل متکی باشد و از مراجعه صاحبان دعوا کمتر از دیگران ملول شود و درکشف حقیقت، شکیباتر از همه باشد و چون حکم آشکار شد، قاطع رای دهد.چربزبانی و ستایش به خودپسندیش نکشاند.از تشویق و ترغیب دیگران به یکیاز دو طرف دعوا متمایل نشود.چنین کسان اندک به دست آیند، پس داوری مردیچون او را نیکو تعهد کن و نیکو نگهدار.و در بذل مال به او، گشاده دستی بهخرج ده تا گرفتاریش برطرف شود و نیازش به مردم نیفتد.و او را در نزد خود چنانمنزلتی ده که نزدیکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسیب دیگران در امانماند.در این کار، نیکو نظر کن که این دین در دستبدکاران اسیر است.از روی هوا وهوس در آن عمل میکنند و آن را وسیله طلب دنیا قرار دادهاند.در کار کارگزارانت بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستی باآنها.و بیمشورت دیگران به کارشان مگمار، زیرا به رای خود کار کردن و از دیگرانمشورت نخواستن، گونهای از ستم و خیانت است.کارگزاران شایسته را در میانگروهی بجوی که اهل تجربت و حیا هستند و از خاندانهای صالح، آنها که در اسلامسابقهای دیرین دارند.اینان به اخلاق شایستهترند و آبرویشان محفوظتر است و ازطمعکاری بیشتر رویگرداناند و در عواقب کارها بیشتر مینگرند. در ارزاقشان بیفزای، زیرا فراوانی ارزاق، آنان را بر اصلاح خود نیرو دهد و ازدست اندازی به مالی که در تصرف دارند، باز میدارد.و نیز برای آنها حجت است، اگر فرمانت را مخالفت کنند یا در امانت توخللی پدید آورند.پس در کارهایشان تفقدکن و کاوش نمای و جاسوسانی از مردم راستگوی و وفادار به خود بر آنان بگمار.زیرا مراقبت نهانی تو در کارهایشان آنان را به رعایت امانت و مدارا در حق رعیتوامیدارد.و بنگر تا یاران کارگزارانت تو را به خیانت نیالایند.هر گاه یکی از ایشاندستبه خیانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خیانت او گرد آمد و همه بدانگواهی دادند، همین خبرها تو را بس بود.باید به سبب خیانتی که کرده تنش را به تنبیه بیازاری و از کاری که کرده است، بازخواست نمایی.سپس، خوار و ذلیلشسازی و مهر خیانتبر او زنی و ننگ تهمت را بر گردنش آویزی.در کار خراج نیکو نظر کن، به گونهای که به صلاح خراجگزاران باشد.زیرا صلاحکار خراج و خراجگزاران، صلاح کار دیگران است و دیگران حالشان نیکو نشود، مگربه نیکوشدن حال خراجگزاران، زیرا همه مردم روزی خوار خراج و خراجگزارانند.ولی باید بیش از تحصیل خراج در اندیشه زمین باشی، زیرا خراج حاصل نشود، مگربه آبادانی زمین و هر که خراج طلبد و زمین را آباد نسازد، شهرها و مردم را هلاک کردهاست و کارش استقامت نیابد، مگر اندکی.هرگاه از سنگینی خراج یا آفت محصول یابریدن آب یا نیامدن باران یا دگرگون شدن زمین، چون در آب فرو رفتن آن یا بیآبی، شکایت نزد تو آوردند، از هزینه و رنجشان بکاه، آنقدر که امید میداری که کارشان راسامان دهد.و کاستن از خراج بر تو گران نیاید، زیرا اندوختهای شود برای آبادانی بلادتو و زیور حکومت تو باشد، که ستایش آنها را به خود جلب کردهای و سببشادمانی دل تو گردد، که عدالت را در میانشان گستردهای و به افزودن ارزاقشان و بهآنچه در نزد ایشان اندوختهای از آسایش خاطرشان و اعتمادشان به دادگری خود ومدارا در حق ایشان، برای خود تکیهگاهی استوار ساختهای.چه بسا کارها پیش آیدکه اگر رفع مشکل را بر عهده آنها گذاری، به خوشدلی به انجامش رسانند.زیرا چونبلاد آباد گردد، هر چه بر عهده مردمش نهی، انجام دهند که ویرانی زمین را تنگدستیمردم آن سبب شود و مردم زمانی تنگدست گردند که همت والیان، همه گردآوردن مال بود و به ماندن خود بر سر کار اطمینان نداشته باشند و از آنچه مایه عبرت است، سود برنگیرند.سپس، به دبیرانت نظر کن و بهترین آنان را بر کارهای خود بگمار و نامههایی راکه در آن تدبیرها و اسرار حکومتت آمده است، از جمع دبیران، به کسی اختصاص دهکه به اخلاق از دیگران شایستهتر باشد.از آن گروه که اکرام تو سرمستش نسازدیا چنان دلیرش نکند که در مخالفتبا تو، بر سر جمع سخن گوید و غفلتش سببنشود که نامههای عاملانت را به تو نرساند یا در نوشتن پاسخ درست تو به آنها درنگروا دارد، یا در آنچه برای تو میستاند یا از سوی تو میدهد، سهلانگاری کند، یاپیمانی را که به سود تو بسته، سست گرداند و از فسخ پیمانی که به زیان توست، ناتوان باشد.دبیر باید به پایگاه و مقام خویش در کارها آگاه باشد زیرا کسی که مقدارخویش را نداند، به طریق اولی، مقدار دیگران را نتواند شناخت.مباد که در گزینشآنها بر فراست و اعتماد و حسن ظن خود تکیه کنی.زیرا مردان با ظاهر آرایی و نیکوخدمتی، خویشتن را در چشم والیان عزیز گردانند.ولی، در پس این ظاهر آراسته وخدمت نیکو، نه نشانی از نیکخواهی است و نه امانت.دبیرانت را به کارهایی که برای حکام پیش از تو بر عهده داشتهاند، بیازمای و از آنمیان، بهترین آنها را که در میان مردم اثری نیکوتر نهادهاند و به امانت چهرهایشناختهاند، اختیار کن.که اگر چنین کنی این کار دلیل نیکخواهی تو برای خداونداست و هم به آن کس که کار خود را بر عهده تو نهاده.بر سر هر کاری از کارهای خوداز میان ایشان، رئیسی برگمار.کسی که بزرگی کار مقهورش نسازد و بسیاری آنهاسبب پراکندگی خاطرش نشود.اگر در دبیران تو عیبی یافته شود و تو از آن غفلتکرده باشی، تو را به آن بازخواست کنند.اینک سفارش مرا در حق بازرگانان و پیشهوران بپذیر و درباره آنها به کارگزارانتنیکو سفارش کن.خواه آنها که بر یک جای مقیماند و خواه آنها که با سرمایه خویشاین سو و آن سو سفر کنند و با دسترنجخود زندگی نمایند.زیرا این گروه، خود مایههای منافعاند و اسباب رفاه و آسودگی و به دست آورندگان آن از راههای دشوارو دور و خشکی و دریا و دشتها و کوهساران و جایهایی که مردم در آن جایها گردنیایند و جرئت رفتن به آن جایها ننمایند.اینان مردمی مسالمتجویاند که نه ازفتنهگریهایشان بیمی است و نه از شر و فسادشان وحشتی.در کارشان نظر کن، خواهدر حضرت تو باشند یا در شهرهای تو.با اینهمه بدان که بسیاری از ایشان را روشیناشایسته است و حریصاند و بخیل.احتکار میکنند و به میل خود برای کالای خودبها میگذارند، با این کار به مردم زیان میرسانند و برای والیان هم مایه ننگ و عیبهستند.پس از احتکار منع کن که رسول الله(صلی الله علیه و آله)از آن منع کرده است وباید خرید و فروش به آسانی صورت گیرد و بر موازین عدل، به گونهای که در بها، نه فروشنده زیان بیند و نه بر خریدار اجحاف شود.پس از آنکه احتکار را ممنوعداشتی، اگر کسی باز هم دستبه احتکار کالا زد، کیفرش ده و عقوبتش کن تا سببعبرت دیگران گردد ولی کار به اسراف نکشد.خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودین:کسانی که بیچارگاناند از مساکین ونیازمندان و بینوایان و زمینگیران.در این طبقه، مردمی هستند سائل و مردمیهستند، که در عین نیاز روی سؤال ندارند.خداوند حقی برای ایشان مقرر داشته و ازتو خواسته است که آن را رعایت کنی، پس، در نگهداشت آن بکوش.برای اینان دربیت المال خود حقی مقرر دار و نیز بخشی از غلات اراضی خالصه اسلام را، در هرشهری، به آنان اختصاص ده.زیرا برای دورترینشان همان حقی است کهنزدیکترینشان از آن برخوردارند.و از تو خواستهاند که حق همه را، اعم از دور ونزدیک، نیکو رعایت کنی.سرمستی و غرور، تو را از ایشان غافل نسازد، زیرا اینبهانه که کارهای خرد را به سبب پرداختن به کارهای مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذیرفته نخواهد شد. پس متخود را از پرداختن به نیازهایشان دریغ مدار و به تکبر بر آنان چهرهدژم منمای و کارهای کسانی را که به تو دست نتوانند یافت، خود، تفقد و بازجستنمای.اینان مردمی هستند که در نظر دیگران بیمقدارند و مورد تحقیر رجالحکومت.کسانی از امینان خود را که خدای ترس و فروتن باشند، برای نگریستن درکارهایشان برگمار تا نیازهایشان را به تو گزارش کنند.با مردم چنان باش، که در روز حساب که خدا را دیدار میکنی، عذرت پذیرفتهآید که گروه ناتوانان و بینوایان به عدالت تو نیازمندتر از دیگراناند و چنان باش کهبرای یک یک آنان در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت.
تیمار دار یتیمان باش و غمخوار پیران از کار افتاده که بیچارهاند و دستسؤال پیشکس دراز نکنند و این کار بر والیان دشوار و گران است و هرگونه حقی دشوار و گرانآید.و گاه باشد که خداوند این دشواریها را برای کسانی که خواستار عاقبت نیکهستند، آسان میسازد.آنان خود را به شکیبایی وامیدارند و به وعده راستخداوند، درباره خود اطمینان دارند.برای کسانی که به تو نیاز دارند، زمانی معین کن که در آن فارغ از هر کاری به آنانپردازی. برای دیدار با ایشان به مجلس عام بنشین، مجلسی که همگان در آن حاضرتوانند شد و، برای خدایی که آفریدگار توست، در برابرشان فروتنی نمایی و بفرمایتا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسپانان به یک سو شوند، تا سخنگویشان بیهراسو بیلکنت زبان سخن خویش بگوید.که من از رسول الله(صلی الله علیه و آله) بارها شنیدم که میگفت:پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدونلکنت زبان حق خود را از قوی دستبستاند.پس تحمل نمای، درشتگویی یا عجزآنها را در سخن گفتن.و تنگ حوصلگی و خودپسندی را از خود دور ساز تا خداونددرهای رحمتش را به روی تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو عنایت فرماید.اگرچیزی میبخشی، چنان بخش که گویی تو را گوارا افتاده است و اگر منع میکنی، باید که منع تو با مهربانی و پوزشخواهی همراه بود. سپس کارهایی است که باید خود به انجام دادنشان پردازی. از آن جمله، پاسخدادن استبه کارگزاران در جایی که دبیرانت درمانده شوند.دیگر برآوردن نیازهایمردم است در روزی که بر تو عرضه میشوند، ولی دستیارانت در ادای آنها درنگ وگرانی میکنند.کار هر روز را در همان روز به انجام رسان، زیرا هر روز را کاری استخاص خود.بهترین وقتها و بیشترین ساعات عمرت را برای آنچه میان تو و خداست، قرارده اگر چه در همه وقتها، کار تو برای خداست، هرگاه نیتت صادق باشد و رعیت را درآن آسایش رسد.باید در اقامه فرایضی، که خاص خداوند است، نیتخویش خالص گردانی و دراوقاتی باشد که بدان اختصاص دارد.پس در بخشی از شبانهروز، تن خود را درطاعتخدای بگمار و اعمالی را که سبب نزدیکی تو به خدای میشود به انجامرسان و بکوش تا اعمالتبیهیچ عیب و نقصی گزارده آید، هر چند، سبب فرسودنجسم تو گردد.چون با مردم نماز میگزاری، چنان مکن که آنان را رنجیده سازی یانمازت را ضایع گردانی، زیرا برخی از نمازگزاران بیمارند و برخی نیازمند.ازرسول الله(صلی الله علیه و آله)هنگامی که مرا به یمن میفرستاد، پرسیدم کهچگونه با مردم نمازگزارم؟فرمود:به قدر توان ناتوانترین آنها و بر مؤمنان مهربانباش.به هر حال، روی پوشیدنت از مردم به دراز نکشد، زیرا روی پوشیدن والیان ازرعیتخود، گونهای نامهربانی استبه آنها و سبب میشود که از امور ملک آگاهیاندکی داشته باشند.اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختیها ورنجهای آنان آگاه شود.آن وقت، بسا بزرگا، که در نظر مردم خرد آید و بسا خردا، کهبزرگ جلوه کند و زیبا، زشت و زشت، زیبا نماید و حق و باطل به هم بیامیزند.زیراوالی انسان است و نمیتواند به کارهای مردم که از نظر او پنهان مانده، آگاه گردد. و حق را هم نشانههایی نیست که به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود.و تویکی از این دو تن هستی:یا مردی هستی در اجرای حق گشادهدست و سخاوتمند، پس چرا باید روی پنهان داری و از ادای حق واجبی که بر عهده توست دریغ فرماییو در کار نیکی، که باید به انجام رسانی، درنگ روا داری.یا مردی هستی کههیچ خواهشی را و نیازی را برنمیآوری، در این حال، مردم، دیگر از تو چیزینخواهند و از یاری تو نومید شوند، با اینکه نیازمندیهای مردم برای تو رنجیپدید نیاورد، زیرا آنچه از تو میخواهند یا شکایت از ستمی است یا درخواست عدالت در معاملتی.و بدان، که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتریجوییو گردنکشی است و در معاملتبا مردم رعایت انصاف نکنند.ریشه ایشان را با قطعموجبات آن صفات قطع کن.به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را بهاقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمینهایمجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیانبرسانند و بخواهند بار زحمتخود بر دوش آنان نهند.پس لذت و گوارایی، نصیبایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد.اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوندپاداش شکیبایی تو را خواهد داد.هر چند، در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیکانتو را زیان رسد. پس چشم به عاقبت دار، هر چند، تحمل آن بر تو سنگین آید کهعاقبتی نیک و پسندیده است.اگر رعیتبر تو به ستمگری گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میانه نه وبا این کار از بدگمانیشان بکاه، که چون چنین کنی، خود را به عدالت پرودهای و بارعیت مدارا نمودهای. عذری که میآوری سبب میشود که تو به مقصود خود رسیو آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روی برمتاب که خشنودی خدای در آننهفته است.صلح سبب بر آسودن سپاهیانتشود و تو را از غم و رنجبرهاند وکشورت را امنیتبخشد.ولی، پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیکبرحذر باش.زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد.پسدوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنتپیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد خویش وفا کن و امانی را که دادهای، نیک، رعایت نمای.در برابر پیمانی که بستهای و امانی که دادهای خود را سپر ساز، زیرا هیچ یک ازواجبات خداوندی که مردم با وجود اختلاف در آرا و عقاید، در آن همداستان وهمرای هستند، بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست.حتی مشرکان هم وفای بهعهد را در میان خود لازم میشمردند، زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمان شکنی رادریافته بودند.پس در آنچه بر عهده گرفتهای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن وخصمت را به پیمان مفریب.زیرا تنها نادانان شقی در برابر خدای تعالی، دلیری کنند.خداوند پیمان و زینهار خود را به سبب رحمت و محبتی، که بر بندگان خود دارد، امان قرار داده و آن را چون حریمی ساخته که در سایهسار استوار آن زندگی کنند و بهجوار آن پناه آورند.پس نه خیانت را جایی برای خودنمایی است و نه فریب را و نهحیلهگری را.پیمانی مبند که در آن تاویل را راه تواند بود و پس از بستن و استوارکردن پیمان برای بر هم زدنش به عبارتهای دو پهلو که در آنها ایهامی باشد، تکیهمنمای.و مبادا که سختی اجرای پیمانی که بر گردن گرفتهای و باید عهد خدا را در آنرعایت کنی، تو را به شکستن و فسخ آن وادارد، بیآنکه در آن حقی داشته باشی.زیرا پایداری تو در برابر کار دشواری که امید به گشایش آن بستهای و عاقبتخوششرا چشم میداری، از غدری که از سرانجامش بیمناک هستی بسی بهتر است.و نیز بهاز آن است که خداوندت بازخواست کند و راه طلب بخشایش در دنیا و آخرت بر توبسته شود.بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردمپردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریختهاند.پسمباد که حکومتخود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونینه تنها حکومت را ناتوان و سستسازد، بلکه آن را از میان برمیدارد یا به دیگرانمیسپارد.اگر مرتکب قتل عمدی شوی، نه در برابر خدا معذوری، نه در برابر من، زیراقتل عمد موجب قصاص میشود.اگر به خطایی دچار گشتی و کسی را کشتی یاتازیانهات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یابالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلی شدی، نباید گردنکشی و غرور قدرت تومانع آید که خونبهای مقتول را به خانوادهاش بپردازی.از خودپسندی و از اعتماد به آنچه موجب اعجابتشده و نیز از دلبستگی بهستایش و چربزبانیهای دیگران، پرهیز کن، زیرا یکی از بهترین فرصتهای شیطاناستبرای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد.زنهار از اینکه بهاحسان خود بر رعیت منت گذاری یا آنچه برای آنها کردهای، بزرگش شماری یا وعدهدهی و خلاف آن کنی.زیرا منت نهادن احسان را باطل کند و بزرگ شمردن کار، نورحق را خاموش گرداند و خلف وعده، سبب برانگیختن خشم خدا و مردم شود.
خدای تعالی می فرماید:خداوند سختبه خشم میآید که چیزی بگویید و به جاینیاورید.از شتاب کردن در کارها پیش از رسیدن زمان آنها بپرهیز و نیز، از سستی در انجامدادن کاری که زمان آن فرا رسیده است و از لجاج و اصرار در کاری که سررشتهاش ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشناست، حذر نمای.پس هر چیز را به جای خود بنه و هر کار را به هنگامش به انجامرسان.و بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی استیا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاهاند.زیرابزودی آن را از تو میستانند و به دیگری میدهند.زودا که حجاب از برابر دیدگانتبرداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو میستانند.به هنگام خشمخویشتندار باش و از شدت تندی و تیزی خود بکاه و دستبه روی کس بر مدار وسخن زشتبر زبان میاور و از اینهمه، خود را در امان دار باز ایستادن ازدشنامگویی و به تاخیرافکندن قهر خصم، تا خشمت فرو نشیند و زمام اختیارت بهدستت آید، و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همتیاد بازگشتبهسوی پروردگارت شود.بر تو واجب آمد که همواره به یاد داشته باشی، آنچه که بر والیان پیش از تو رفتهاست، از حکومت عادلانهای که داشتهاند یا سنت نیکویی که نهادهاند یا چیزی ازپیامبر، (صلی الله علیه و آله)که آوردهاند یا فریضهای که در کتاب خداست و آن رابرپای داشتهاند.پس اقتدا کنی به آنچه ما بدان عمل میکردهایم و بکوشی تا از هر چهدر این عهدنامه بر عهده تونهادهام و حجتخود در آن بر تو استوار کردهام، پیرویکنی، تا هنگامی که نفستبه هوا و هوس شتاب آرد، بهانهای نداشته باشی.و جزخدای کس نیست که از بدی نگهدارد و به نیکی توفیق دهد.از وصایا و عهود رسول الله(صلی الله علیه و آله)با من ترغیب به نماز بود ودادن زکات و مهربانی با غلامانتان.و من این عهدنامه را که برای تو نوشتهام بهوصیت او پایان میدهم و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.از خدای میطلبم که به رحمت واسعه خود و قدرت عظیمش در برآوردن هرمطلوبی مرا و تو را توفیق دهد به چیزی که خشنودیش در آن است، از داشتن عذریآشکار در برابر او و آفریدگانش و آوازه نیک در میان بندگانش و نشانههای نیک دربلادش و کمال نعمت او و فراوانی کرمش.و اینکه کار من و تو را به سعادت وشهادت به پایان رساند، به آنچه در نزد اوست مشتاقیم. و السلام علی رسول اللهصلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین دعا مي كنم خدا از تو بگيرد هر آنچه كه خدا را از تو مي گيرد.
شب به گلستان تنها متنظرت بودم
بادهی ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
آن شب جانفرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم، آن شب و فرسودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
بودم همه شب دیده به ره تا به سحرگاه
ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه
غمها به سر آمد زنگ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
پیش گلها، شاد و شیدا، میخرامید آن قامت موزونت
فتنهی دوران دیدهی تو از دل و جان من شده مفتونت
در آن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من بشنو تو سرودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
|
چهاردهمين دوره1990 ايتاليا |
|
پانزدهمين دوره 1994 آمريكا |
|
شانزدهمين دوره 1998 فرانسه | |||||
|
هفدهمين دوره 2002 ژاپن و كره جنوبي |
|
هجدهمين دوره 2006 آلمان تيمهاي شركت كننده:32 تيم/تعداد بازيها:64 تعداد گل:147(ميانگين2.3 گل در هر بازي | |||||
پرسپوليس پر افتخارترين تيم تاريخ فوتبال ايران و سردار فوتبال ايران است اين باشگاه پر طرفدار ترين و محبوب ترين باشگاه در قارة پهناور آسيا نيز مي باشد كه در دهه هاي ۱۳۵۰ - ۱۳۶۰ - ۱۳۷۰ و انشاا... ۱۳۸۰ سردار بي رقيب فوتبال ايران بوده و در دهه جاري ۱۳۸۰ كه بدترين دهه عمر اين باشگاه بوده با دو قهرماني در ليگ برتر در اين دهه نيز يكه تاز است.
افتخارات سردار فوتبال ايران در مقايسه با استقلال تهران
در آمار زير افتخارات تيم شاهين سابق و دوچرخه سواران كه بعداً بنام پرسپوليس و تاج يا استقلال تغيير نام دادند لحاظ نشده است.
لـيــگ ايــــران
تعداد حضور قهرماني نايب قهرماني سومي زیر سومی
افتخارات پرسپوليس تمام 24 دوره ۹ ۷ ۴ ۴
افتخارات استقلال يكبار به دسته 3 رفت ۶ ۷ ۳ ۷
جـــــام بـــــاشــگـاه هـــاي تـــهــران
تعداد حضور قهرماني نايب قهرماني سومي چهارم زير چهارم
افتخارات پرسپوليس ۹ ۶ ۳ ۰ ۰
افتخارات استقلال ۱۰ ۳ ۳ ۳ ۱ ۰
۹ حضور ۶ قهرمانی و ۳ نايب قهرماني بسیار پر اهمیت در لیگ جام باشگاه های تهران که جايگزين ليگ باشگاههاي ايران و بجاي لیگ ایران برگزار شده است كه مهمترین جام باشگاهی ایران در زمان خود بود.
اين تيم در تمام ۹ دوره حضور در اين جام فقط قهرمان و نايب قهرمان شده است.
جـــام هـــاي حـــذفـي (جام حذفي آسيا – جام حذفي ايران- جام حذفي باشگاههاي تهران)
ج ح آسيا ج ح ايران ج ح تهران مجموع قهرماني مجموع نايب قهرماني
افتخارات استقلال ۰ ۵ ۰ ۵ ۲
" پرسپوليس 1 قهرماني و 1 نايب قهرمانی ۳ ۳ ۷ ۱
پرسپولیس ایران با ۳ قهرمانی و ۱ نایب قهرمانی در جام حذفی ایران و ۳ قهرمانی و ۱ نایب قهرمانی در جام حذفی تهران و ۱ قهرمانی و ۱ نایب قهرمانی در جام حذفی آسیا لایق لقب پر افتخارترین تیم در جام های حذفی نیز می باشد
|
|
متن کامل وصیت نامه دکتر شریعتی __________________ |
|
|
|
|
| ||
|
|
|
، آلفرد نوبل و چگونگي اعطا جايزه نوبل | |
|
|
|
||
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
|
ماجرای نامه انیشتین به آیت الله العظمی بروجردی .... | ||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
گزدهای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری | |||||||||||||||||||||
|
|
|
| |||||||||||||||||||||
|
|
|||
|
|
|||
|
|
|||
|
|
||||||
|
| ||||||
|
|
| |||||
|
1974دهمين دوره آلمان غربی |
|
یازدهمین دوره 1978 آرژانتین | |||||
نهمين دوره جام جهاني - 1970 ( مکزيک )
کشور مکزيک در جريان برگزاري بازي هاي المپيک توکيو در سال 1964 توانست بيش از آرژانتين نظر مسئولان فيفا را جلب و ميزبان جام جهاني نهم در سال 1970 شود.
اين دوره از رقابت ها بدون اخراج حتى يک بازيکن تمام شد که از اين نظر با رکورد سال 1950 برابر است.
** ژول ريمه به کلکسيون برزيل رفت
"په له" با اين که گفته بود هرگز در رقابت هاى جام جهانى بازى نمى کند، در اين مسابقات حضور يافت و تيم برزيل با ترکيب طلايى خود شامل کلودو آلدو، جرسون، ريوه لينو، توستائو، جرزينيو، پله و کارلوس آلبرتو، جام ژول ريمه را براى سومين بار به خانه برد.
** يک جام با سه قهرمان
جام جهانى1970 ، سه قهرمان بزرگ داشت: نخست تيم برزيل که قهرمان جام شد، دوم اسطوره اى به نام په له که براى سومين بار (1958، 1962 و 1970) قهرمانى را جشن گرفت و سومى که خود فوتبال بود. بزرگترين مسابقات فوتبال در حضور تماشاگران مشتاق اين رشته برگزار شد که عبارت بودند از انگلستان - برزيل، انگلستان - آلمان غربى و البته مهيج تر از همه ديدار نيمه نهايى ميان ايتاليا و برزيل.
قطعاً هيچکس گل زيباى په له را که از فاصله 50 مترى، "ويکتور" دروازه بان چک را مقهور کرد، از ياد نخواهند برد. سپس تيم برزيل، تماشايى ترين تيم جام، با خط حمله بى نظير خود شامل جرزينيو، توستائو، پله و ريوه لينو، در نهمين دوره پيکارهاى جام جهانى سومين قهرمانى را جشن گرفت. . 75 تيم در رقابت هاى مقدماتى شرکت کردند و بسيارى کشورهاى با تجربه نظير پرتغال، اسپانيا، فرانسه و مجارستان نتوانستند از مقدماتى صعود کنند، اما تيم هاى رژيم صهيونيستى، آرژانتين و مراکش به مرحله اصلى راه يافتند. مراکشى ها اولين تيم آفريقايى بودند که از مرحله مقدماتى به جام جهانى راه يافتند. کنفدراسيون فوتبال اين قاره در سال 1957 تأسيس شد، اما اولين تيم آفريقايى که در جام جهانى بازى کرد، مصر بود که در جام 1934 بدون انجام دادن حتى يک مسابقه حضور يافت. مراکش و پرو شگفتى سازان مرحله نخست بودند. پرو به مرحله يک چهارم نهايى راه يافت و با قبول باخت 4 بر 2 مقابل برزيل از ادامه مسير بازماند. * بکن باوئر فداکار در مرحله يک چهارم نهايى، 2 فيناليست سال 1966 يعنى انگلستان و آلمان غربى مقابل هم قرار گرفتند. تيم آلمان که تا 20 دقيقه پايانى 2 بر صفر عقب بود، به طرز معجزه آسايى توانست سه گل به ثمر رسانده و پيروز از ميدان خارج شود، البته در وقت اضافه. اما هنوز رقابتى مهيج تر در مرحله نيمه نهايى مقابل ايتاليا انتظار ژرمن ها را مى کشيد. در ورزشگاه نوساز "آزتک" که ويژه جام جهانى ساخته شده بود، 2 تيم در پايان 90 دقيقه 1 بر 1 مساوى بودند، اما در لحظات بسيار نفس گير وقت اضافه، هر يک از حريفان براى دقايقى پيش مى افتاد. "فرانس بکن باوئر" با وجود از جا در رفتن کتفش و در حالي که بازويش از گردن آويزان بود، هنوز به بازى ادامه مى داد. بکن باوئر با تمام انگيزه و اشتياقى که داشت، نتوانست پاداشى دريافت کند، چون اين ايتاليا بود که سرانجام با برترى 4 بر 3 به فينال راه يافت.در ديدار نهايي تيم خسته و فرسوده لاجوردى پوشان رمقى براى مهار بازيکنان برزيل نداشت و به شکست 4 بر 1 تن دادند. "کارلوس آلبرتو پريه را" کاپيتان طلايى پوشان، جام ژول ريمه را بالاى سر برد تا براى هميشه در کلکسيون افتخارات دنباله دار برزيل بماند. پله در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود، روى دوش هم تيمى هايش دور افتخار مى زد. او نه تنها سومين قهرمانى را تجربه مى کرد، بلکه براى آخرين بار در جام جهانى حضور يافته بود.
** برندگان جام نهم
قهرمان: برزيل دوم: ايتاليا سوم: آلمان غربى چهارم: اروگوئه
** برنده کفش طلايى: گرد مولر از آلمان با 10 گل
** اسطوره هاى جام جهانى 1970
- "په له" (برزيل، تولد 1940) په له بيش از 1200 گل در دوران فوتبال حرفه اى خود از جمله 95 گل در 110 مسابقه ملى براى برزيل به ثمر رساند. وى تقريباً جام جهانى 1958 را به دليل مصدوميت زانو از دست داد. پله در سومين مسابقه برزيل برابر شوروى سابق بازگشت. يک گل برابر ولز، 3 گل مقابل فرانسه، 2 گل برابر سوئد در مسابقه فينال، په له را به يکى از 2 قهرمانى خود در جام جهانى رساند. اين بازيکن در جام جهانى 1962 به دليل مصدوميت نتوانست سومين عنوان را کسب کند. په له که در 16 سالگى به عضويت تيم ملى برزيل درآمد و نخستين مسابقه خود را برابر آرژانتين انجام داد، در جريان ديدار با پرتغال در جام جهانى 1966 مصدوم شد و از دور رقابت ها کنار رفت، اما در اوج آمادگى در مسابقات جام جهانى 1970 حضور يافت.
- "گرد مولر" (آلمان، تولد 1945)
معروف به "بمب افکن". اين ديناميت جيبى يکى از مهلک ترين تمام کننده ها در تاريخ فوتبال بود. در جام جهانى 1970 با 10 گل از جمله هت تريک مقابل بلغارستان و پرو به عنوان بهترين گلزن مسابقات انتخاب شد. وى در جريان پيروزى حساس 3 بر 2 آلمان برابر انگلستان در مرحله يک چهارم نهايى نيز گلزنى کرد. مولر چهار گل در جريان قهرمانى آلمان غربى در جام جهانى 1974 به ثمر رساند و مجموع گل هاى خود در اين رقابت ها را به رکورد 14 رساند. وى اولين گل خود را در بايرن مونيخ پس از مصدوميت "سپ ماير" وارد دروازه کرد، اما بعد از آن اين تيم را به سه عنوان پياپى قهرمانى در اروپا رساند. اين بازيکن در 62 مسابقه خود براى آلمان غربى 69 گل به ثمر رساند و در سال 1970 اولين آلمانى بود که عنوان بهترين بازيکن اروپا را به خود اختصاص داد.
- "گوردون بنکس" (انگلستان، تولد 1937بهترين دروازه بان جهان در اوخر دهه 1960 و اوايل دهه 1970. اوج نمايش قدرت وى در جام جهانى 1970 و دفاع از دروازه انگلستان برابر په له بود. چهار سال قبل از آن هم بنکس در فينال جام جهانى فقط يک گل، آن هم توسط ضربه پنالتى "اوزه بيو" از پرتغال دريافت کرده بود.
بنکس که 73 مسابقه ملى در کارنامه دارد، تيم استوک را به اولين قهرمانى خود در جام اتحاديه باشگاه هاى انگلستان در سال 1972 رساند. در همين سال فعاليت ورزشى او پس از نابينايى از يک چشم به دليل حادثه رانندگى، به شدت تحت تأثير قرار گرفت.
** برترين گلزنان جام جهانى 1970
گرد مولر (آلمان غربى ) 10 گل / جرزينيو (برزيل) 7 گل/ تئوفيلو کوبيلاس (پرو) 5 گل
پله (برزيل) 4 گل / آناتولى بيشووتس (شوروى سابق) 4 گل
- براى نخستين بار قانون به تيم ها اجازه داد بازيکنان داخل زمين را تعويض کنند و از کارت زرد و قرمز استفاده شد.
- ديدار ايتاليا و آلمان غربى در نيمه نهايى، تنها مسابقه جام جهانى است که پنج گل در وقت اضافه از خط دروازه ها عبور کرد.
- جام ژول ريمه که به افتخار بنيانگذار اين رقابت ها نامگذارى شده بود، بعد از سومين قهرمانى برزيل طى 12 سال براى هميشه به آنان اهدا شد.
- داستان اين جام به همين جا ختم نشد. جام ژول ريمه يک بار ديگر در برزيل ربوده شد و برخلاف ماجراى قبلى (1966 انگلستان) هرگز پيدا نشد. نمونه ديگرى از اين جام بعداً ساخته و به برزيل داده شد. - کارلوس کازسلى از شيلى اولين بازيکنى بود که با دريافت کارت قرمز اخراج شد و اين افتخار را به نام خود ثبت کرد! - نهمين دوره مسابقات جام جهانى به ميزبانى مکزيک براى نخستين بار بود که در منطقه کونکاکاف برگزار مى شد. - براى نخستين بار مسابقات به صورت زنده در سراسر جهان پخش شد. - مکزيک ميزبان، نخستين مسابقه خود را با تساوى بدون گل برابر شوروى سابق پايان داد و اولين تعويض در همين مسابقه در تيم شوروى با خروج "ويکتور ربريانيکوف" و ورود "آناتولى پوزاچ" انجام شد. - انگلستان در اولين مسابقه خود با گلزنى جف هورست، رومانى را يک بر صفر شکست داد. نخستين تعويض انگليسى ها هم ورود "تامى رايت" به جاى "کيث نيوتون" بود. - مراکش که نخستين حضور خود در جام جهاني را تجربه مى کرد، 2 بر يک برابر آلمان غربى شکست خورد. بلژيک نيز السالوادور را در نخستين سابقه حضورش 3 بر صفر شکست داد. - "اووه زيلر" با حضور در ديدار آلمان غربى برابر مراکش، اولين بازيکن اروپايى بود که براى چهارمين بار پياپى در جام جهانى حضور يافت. او در اين مسابقه يک گل هم به ثمر رساند. - گرد مولر که سپس بهترين گلزن مسابقات نام گرفت، اولين هت تريک اين مسابقات را در جريان پيروزى 5 بر 2 آلمان غربى برابر بلغارستان به نام خود ثبت کرد. - "ماريو زاگالو" براى اولين بار، هم به عنوان بازيکن و هم به عنوان مربى به قهرمانى در جام جهانى رسيد.
8دوره اول1930 تا 1966
1930 اوروگوئه
جام جهانی 1930 در 13 ژوئيه در مونته ويدئو آغاز شد و کمی بيش از دو هفته به طول انجاميد. نزديک به 500 هزار نفر برای ديدن اين بازيها به ورزشگاه ها رفتند. در اين دوره بازيها فقط سيزده تيم شرکت کردند که عمده آنها را تيمهای آمريکای جنوبی تشکيل می دادند. از اروپا فقط تيمهای بلژيک، يوگسلاوی، رومانی و فرانسه توانستند در بازيها حضور يابند. تيمهای ايالات متحده، آرژانتين، يوگسلاوی و اوروگوئه به عنوان تيمهای نخست چهار گروه به مرحله نيمه نهايی راه يافتند. آمریکا که در دوره های بعدی حضور ضعيفی در جام جهانی داشت و حتی برای بيش از 30 سال نتوانست حتی به جام جهانی راه يابد، با رسيدن به نيمه نهايی جام 1930 بهترين نتيجه را برای خود در تاريخ جام جهانی ثبت کرد. آرژانتين مقابل آمريکا قرار گرفت و اوروگوئه به ديدار يوگسلاوی رفت که هر دو تيم آمريکای جنوبی موفق شدند با نتيجه مشابه 6 بر يک از سد حريفانشان بگذرند و به فينال بازيها راه يابند. در بازی فينال اوروگوئه موفق شد با نتيجه پرگل 4 بر 2 همسايه خود، آرژانتين را شکست دهد و به عنوان نخستين فاتح جام جهانی نام خود را در تاريخ فوتبال جهان ثبت کند. گيلرمو استابيله از آرژانتين با زدن 8 گل در 4 بازی بهترين گلزن اين رقابتها شد.
1934 ايتاليا
دومين دوره جام جهانی در اروپا برگزار شد به همين دليل تيمهای اروپايی ميل بيشتری برای شرکت در اين بازيها پيدا کردند. اين بازيها در دوران حکومت ديکتاتوری موسولينی برگزار شد و دولت فاشيستی ايتاليا از اين مسابقات برای اهداف سياسی خود بهره جست؛ درست همانند کاری که دو سال بعد هيتلر در المپيک مونيخ انجام داد. پس از جام 1930 که تمام تيمهايی که خواهان شرکت در جام جهانی بودند توانستند مستقيما و بدون بازی مقدماتی در مرحله نهايی شرکت کنند، جام 1934 نخستين جامی بود که تيمها برای حضور در مرحله نهايی بازيها نياز به گذراندن مرحله مقدماتی داشتند. تعداد تيمهای شرکت کننده در اين دوره به 16 تيم رسيد که از ميان 32 تيم حاضر در مرحله مقدماتی به بازيها راه يافتند. با وجوديکه تعداد تيمها و بازيها نسبت به دوره پيشين بيشتر بود، اما تماشاچيان کمتری به ديدن بازيها رفتند. اين بازيها در ماه مه آغاز شد و در ژوئن خاتمه يافت برخلاف دوره گذشته که غالب شرکت کنندگان را تيمهای آمريکای جنوبی تشکيل می دادند، در اين دوره شرکت کنندگان اروپايی اکثريت داشتند. بجز 12 تيم اروپايی، برزيل و آرژانتين از آمريکای جنوبی و ايالات متحده از آمريکای شمالی و مرکزی جزو تيمهای حاضر در اين رقابتها بودند. تيم شانزدهم اين بازيها مصر بود؛ نخستين کشوری که از خارج از اين دو قاره به جام جهانی راه می يافت. با حذف تيمهای برزيل، آرژانتين، آمريکا و مصر در دور نخست که به صورت تک حذفی برگزار شد، هر هشت تيم راه يافته به به مرحله يک چهارم را تيمهايی اروپايی تشکيل می دادند. دو تيم ايتاليا و چکسلواکی در فينال مسابقات مقابل هم قرار گرفتند که نتيجه در پايان وقت قانونی يک بر يک شد. در وقت اضافی ايتاليا موفق شد که با زدن يک گل، نخستين فاتح اروپايی جام جهانی باشد. تيمهای آلمان و اتريش در بازی رده بندی به مقام های سوم و چهارم رسيدند. آنجلو اسکياوو (ايتاليا)، اولدريخ نجدلی (چکسلواکی) و ادموند کونن ( آلمان) هر کدام با چهار گل زده در صدر جدول گلزنان اين دوره قرار گرفتند.
1938 فرانسه
جام جهانی 1938 يک سال پيش از جنگ جهانی دوم با حضور 15 تيم که از ميان 37 تيم به مرحله نهايی راه يافته بودند، در اوايل ژوئن در فرانسه برگزار شد. بازهم مانند دوره گذشته اغلب تيم های شرکت کننده از اروپا بودند. نکته جالب اين بازيها اين بود که علاوه بر تيم ملی هلند، تيم "هند شرقی هلندی" (اندونزی فعلی) که مستعمره هلند به شمار می رفت نيز در بازيها حضور داشت. اوروگوئه و آرژانتين به نشانه اعتراض بخاطر ميزبانی مجدد اروپا، از حضور در اين بازیها سر باز زدند که با اين اقدام، کار را برای تيمهای اروپايی آسان کردند. از قاره آمريکا فقط برزيل و کوبا در اين دوره حضور داشتند که برزيل توانست تا نيمه نهايی صعود کند که در آن مرحله مغلوب ايتاليا شد. برای نخستين بار در تاريخ جام جهانی قهرمان دوره گذشته (ايتاليا) و ميزبان بازيها (فرانسه) بدون برگزاری بازيها مقدماتی به مرحله نهايی راه يافتند. حق حضور مستقيم که تا جام 2002 به هر دو تيم دارنده عنوان قهرمانی و ميزبان داده می شد، از جام 2006 به بعد فقط به ميزبان مسابقات تعلق گرفت. ايتاليا، قهرمان دوره گذشته و مجارستان در بازی فينال مقابل هم قرار گرفتند که اين بازی با نتيجه 4 بر 2 به سود ايتاليا پايان يافت. با اين ترتيب ايتاليا نخستين تيمی بود که دوبار جام را به خانه برد. لئونيداس دا سيلوا برزيلی با 8 گل زده در 4 بازی به عنوان بهترين گلزن مسابقات معرفی شد. اين آخرين جام جهانی بود که پيش از جنگ جهانی دوم برگزار می شد که با شروع جنگ جهانی 12 سال (1938 تا 1950) وقفه بين دو دوره جام جهانی افتاد.
1950 برزیل
با آنکه جنگ جهانی دوم در سال 1945 پايان يافت اما نخستين دوره جام جهانی پس از جنگ تا سال 1950 برگزار نشد. اين بار برزيل به عنوان دومين کشور از آمريکای جنوبی ميزبانی جام جهانی را بر عهده گرفت. برزيل که با داشتن پنج عنوان قهرمانی، اکنون پر افتخارترين تيم تاريخ جام جهانی محسوب می شود، در اين بازيها نتوانست از مزيت ميزبانی بهره جويد و حسرت بدست آوردن عنوان قهرمانی جام جهانی را تا 8 سال بعد در دل نگه داشت. سيستم اين دوره نسبت به دوره های قبل تغيير کرده بود. در دور مقدماتی 13 تيم شرکت کننده در چهار گروه بازی کردند که تيمهای نخست گروه ها به فينال راه يافتند. در اين مرحله چهار تيم سوئد، اوروگوئه، اسپانيا و برزيل در فينال در يک گروه قرار گرفتند که اوروگوئه با بدست آوردن بيشترين امتياز از مجموع سه بازی در صدر گروه قرار گرفت و به عنوان قهرمان اين دوره شناخته شد و تيمهای برزيل، سوئد و اسپانيا به ترتيب دوم تا چهارم شدند. تيمهای بريتانيايی (ولز، انگلستان، ايرلند، اسکاتلند) پس از اينکه در سال 1929 به علت نپرداختن حقوق بازيکنان آماتور از فيفا اخراج شده بودند، پس از 21 سال دوباره به عضويت فيفا در آمدند. انگلستان با حضور در جام 1950 نخستين تيم بريتانيايی بود که در جام جهانی حضور می يافت. اسکاتلند ديگر تيم بريتانيايی بود که به مرحله نهايی راه يافته بود اما مسئولان فوتبال اسکاتلند شرط ورود تيمشان را بدست آوردن عنوان قهرمانی بريتانيا اعلام کرده بودند که با شکستی که در مقابل انگلستان در مسابقات قهرمانی بريتانيا پذيرفتند، از حضور در مرحله نهايی جام جهانی صرف نظر کردند. همچنين تيم ملی هند با وجود به دست آوردن شرايط حضور در جام جهانی، به علت اينکه فيفا نپذيرفت بازيکنان اين تيم با پای پرهنه در بازيها حضور يابند، از اين مسابقات کنار گذاشته شد. بدين ترتيب جام 1950 با 13 تيم آغاز شد. تماشاچيان اين دوره به بيشترين حد نصاب خود رسيد و برای نخستين بار در تاريخ جام جهانی از رقم يک ميليون نفر گذشت، رکوردی که تا جام جهانی 1966 شکسته نشد. برای اين بازيها بزرگترين ورزشگاه جهان با ظرفيت 220 هزار نفر در شهر ريودو ژانيرو ساخته شد. آمار غير رسمی حاکی از آن است که ورزشگاه ماراکانا در بازی اوروگوئه - برزيل در فينال مسابقات ميزبان حدود 200 هزار نفر بوده است که اين رقم همچنان دست نخورده باقی مانده است. پر گل ترين مسابقه اين دوره، بازی بين دو تيم اوروگوئه و بوليوی بود که 8 بر صفر به سود اوروگوئه پايان يافت. مارکوس ادمير از برزيل با به ثمر رساندن 6 گل در 7 بازی بهترين گلزن اين دوره شناخته شد.
1954 سوئیس
بازهم در مسابقات سال 1954 تغييراتی در سيستم بازيها داده شد. بازيهای اين دوره همانند دوره های اخير جام جهانی، به صورت گروهی در دور مقدماتی و تک حذفی در مرحله بعدی برگزار شد. تيم ها در دور مقدماتی در گروه های چهارتايی تقسيم شدند که دو تيم نخست هر گروه به مرحله يک چهارم نهايی راه يافتند. در اين دوره از 45 تيمی که در مرحله انتخابی به ميدان رفتند، 16 تيم به جام جهانی راه يافتند. تيمهای ترکيه، کره جنوبی و اسکاتلند برای نخستين بار در اين بازیها حضور پيدا کردند. آلمان غربی پس از پايان جنگ جهانی و جدا شدن از آلمان شرقی برای نخستين بار به بازيها می آمد.
کره جنوبی نخستين تيم آسيايی بود که در جام جهانی بازی می کرد. اين تيم شش بار ديگر به جام جهانی راه يافت (با احتساب جام 2006 آلمان) که از اين نظر در ميان ديگر تيمهای آسيايی رکورددار است پيش بينی می شد که مجارستان با توجه به قهرمانی اش در المپيک 1952 هلسينکی و شکست ناپذيری اش در 28 بازی بين المللی پيوسته، بدون دردسر به قهرمانی برسد. اين تيم با داشتن ستارگانی چون پوشکاش، کوچيش و بوژيک با قدرت تمام و شکست های سنگينی که بر تيمهای کره جنوبی (0-9) و آلمان غربی (3-8) تحميل کرد، با زدن 17 گل زده در دو بازی به عنوان نخستين تيم از گروه خود صعود کرد. مجارستان در مراحل بعدی با پيروزی بر برزيل و اوروگوئه با اقتدار کامل به فينال راه يافت و در مقابل همگروه دور مقدماتی اش آلمان غربی قرار گرفت. آلمان غربی که پس از مجارستان به عنوان تيم دوم به يک چهارم نهايی صعود کرده بود، برای نخستين بار در جام جهانی حضور می يافت. اين دو تيم در بازی فينال مقابل هم قرار گرفتند و با اينکه مجارستان 8 بر 3 در دور مقدماتی آلمان غربی را شکست داده بود، در بازی فينال با نتيجه 3 بر 2 مغلوب آلمان غربی شد. بدين ترتيب آلمان غربی در نخستين تجربه حضورش در جام جهانی به عنوان قهرمانی اين بازيها دست يافت. اين تيم که تا سال 1990 با عنوان آلمان غربی يا جمهوری فدرال آلمان از سال 1954 بدون وقفه در جام جهانی شرکت داشت، در مجموع سه بار عنوان قهرمانی جام جهانی را بدست آورد. از سال 1990 به بعد، پس از اتحاد آلمان شرقی و آلمان غربی اين دو تيم تحت عنوان تيم ملی آلمان پا به میدان های بين المللی گذاشتند. بازيهای 1954 سوئيس با 140 گلی که رد و بدل شد، پرگل ترين دوره اين مسابقات از ابتدا تا جام 1982 اسپانيا بود. با توجه به تعداد کمتر تيمها و مسابقات ( 16 تيم و 26 بازی) نسبت به جام اسپانيا (24 تيم و 52 بازی) می توان اين جام را با متوسط 5.4 گل در هر بازی، پر گل ترين دوره تاريخ جام جهانی دانست. ساندور کوچيش با 11 گل زده در صدر جدول گلزنان اين دوره جای گرفت. اين آخرين دوره مسابقات بود که ژول ريمه، بنيانگذار جام جهانی در آن حضور داشت. ژول ريمه که برای 33 سال رياست فيفا را بر عهده داشت، دو سال بعد در سن 83 سالگی در گذشت. مجسمه جام جهانی تا سال 1970 با شکلی متفاوت با شکل امروزی جام ژول ريمه نام داشت که برزيل با قهرمانی در سال 1970 به عنوان نخستين تيمی که سه بار جام ژول ريمه را بدست آورده، برای هميشه اين جام را به خانه برد.
1958 سوئد
برای بار دوم در تاريخ جام جهانی، اروپا دو دوره متوالی برای ميزبانی برگزاری بازيها برگزيده شد. اين جام قطعا يکی از خاطره انگيز ترين دوره های جام جهانی برای برزيل است. اين تيم که در تمام دوره های پيش از 1958 شرکت کرده بود، بهترين نتيجه ای که بدست آورده بود مقام نايب قهرمانی سال 1950 بود. درخشش برزيل در جام سرآغازی بود برای موفقيت های بعد اين تيم. برزيل تنها تيم جهان است که در تمام هجده دوره جام جهانی حضور داشته است و با بيشترين تعداد بازی، گل زده و امتياز سالهاست که پر افتخارترين تيم ملی جهان محسوب می شود. جام 1958 سوئد، ميدان درخشيدن ستارگانی چون ژوست فانتن، بابی چارلتون و گارينشا بود. اما در اين دوره بدون شک نام بازيکن افسانه ای تاريخ فوتبال جهان پيش از همه به ذهن ها خطور می کند؛ ستاره 17 ساله تيم ملی برزيل "پله". 16 تيم از از ميان 55 تيم مرحله انتخابی به بازيها راه پيدا کردند که تيمهای ايرلند شمالی، ولز و اتحاد جماهير شوروی نخستين تجربه حضور خود در جام را آزمودند. چهار تيم برزيل، آلمان غربی، فرانسه و سوئد با شکست حريفان خود به مرحله نيمه نهايی راه يافتند. در اين مرحله برزيل مقابل فرانسه ای قرار گرفت که با 15 گل زده بهترين خط حمله جام را در خدمت داشت. اين بازی با نتيجه پرگل 5 بر 2 به سود برزيل خاتمه يافت و برزيل به بازی فينال رسيد. در بازی ديگر نيمه نهايی آلمان غربی، مدافع قهرمانی در مقابل سوئد که از مزيت ميزبانی بهره می جست، قرار گرفت که اين بازی با نتيجه 3 بر 1 به سود آلمان غربی تمام شد. برزيل با ستارگانی چون پله، ماريو زاگالو ( که بعدها در سال 1970 در نقش مربی برزيل را به قهرمانی رساند) واوا و گارنيشا مقابل سوئد قرار گرفت که برای نخستين بار به فينال جام می رسيد. برزيل اين بازی را نيز مانند بازی نيمه نهايی با نتيجه 5 بر 2 از آن خود کرد و پس از 28 سال از آغاز جام جهانی و حضور در شش دوره برای نخستين بار اين جام را به خانه برد. در بازی فينال پله ستاره نوجوان برزيل دو گل، واوا دو گل و ماريو زاگالو يک گل برای برزيل به ثمر رساندند. ژوست فانتن فرانسوی با 13 گل زده در اين بازيها نام خود را به عنوان بهترين گلزن تمام ادوار جام جهانی در تاريخ فوتبال جهان ثبت کرد. اين تنها دوره ای بود که يک تيم غير اروپايی در مسابقاتی که در اروپا برگزار می شد، موفق به فتح عنوان قهرمانی شد.
1962 شیلی
اقتدار برزيل در جام 1962 شيلی با درخشش مجدد گارينشا، واوا و پله ادامه يافت. برزيل اين بار از اين مزيت برخوردار بود که در آمريکای جنوبی به ميدان می رفت؛ جائيکه تجربه ثابت کرده تيمهای اروپايی معمولا نسبت به بازيهای داخل اروپا ضعيفتر ظاهر می شوند. 56 تيم در مرحله انتخابی حضور داشتند که 16 تيم با مرحله نهايی راه يافتند. 6 تيم از آمريکای جنوبی و 10 تيم اروپايی تيم حاضر در اين دوره بودند. هيچ تيمی از آفريقا و آسيا در اين دوره حضور نداشت. کلمبيا و بلغارستان نخستين حضور خود را در اين دوره تجربه کردند و تيمهای با تجربه ای چون ايتاليا، آرژانتين و اوروگوئه در دور مقدماتی حذف شدند. دو تيم از اروپا (يوگسلاوی و چکسلواکی) و دو تيم از آمريکای لاتين (برزيل و شيلی) به مرحله نيمه نهايی راه يافتند. چکسلواکی با نتيجه 3 بر 1 يوگسلاوی را شکست و برزيل (مدافع عنوان قهرمانی) مقابل شيلی (ميزبان بازيها) قرار گرفت که اين بازی با نتيجه 4 بر 2 به سود برزيل پايان يافت. در بازی فينال برزيل با نتيجه 3 بر 1 چکسلواکی را شکست داد و برای دومين دوره پياپی به عنوان قهرمانی جام دست يافت. پله که در جام پيشين ستاره بازيها بود، در اين دوره پس از اينکه در بازی دوم آسيب ديد، چهار بازی ديگر را از روی نيکمت ذخيره ها دنبال کرد. او در اين دوره فقط يک گل به ثمر رساند. دراژن يرکوويچ از يوگسلاوی با 6 گل زده بهترين گلزن معرفی شد.
1966 انگلستان
جام جهانی 1966 بالاخره در جايی برگزار شد که به باور برخی ها محل تولد فوتبال نوين بوده است. انگلستان که دارای نخستين فدراسيون فوتبال جهان است در حالی ميزبان اين مسابقات شد که پيشتر در بازيهای جام جهانی چندان خوش ندرخشيده بود. تعداد تيمهای شرکت کننده در مرحله انتخابی برای اين دوره به 74 تيم افزايش يافت. 10 تيم اروپايی، 5 تيم ار آمريکای جنوبی و يک تيم از آسيا شرکت کنندگان اين دوره تشکيل می دادند. دو تيم تازه وارد پرتغال و کره شمالی شگفتی سازان اين جام بودند. پرتغال با اوزه بيو، بازيکن افسانه ای اش که در اين بازيها 9 گل به ثمر رساند تا مرحله نيمه نهايی بالا آمد و کره شمالی به عنوان تيم دوم گروه خود به يک چهارم نهايی صعود کرد که در اين مرحله مقابل پرتغال قرار گرفت. بازی اين دو تيم يکی از مشهورترين بازيهای تاريخ جام جهانی، کره شمالی در يک بازی توفانی در 25 دقيقه نخست 3 بر صفر از پرتغال پيش افتاد. همه کار پرتغال را تمام شده می دانستند که اين تيم با چهار گل پی در پی اوزه بيوی موزامبيکی تبار و تک گل ژوزه آگوستو خواب خوش کره شمالی را بر هم زد. اما از عجيب ترين اتفاق های اين دوره حذف برزيل، مدافع قهرمانی دور مقدماتی بازی ها بود. برزيل با داشتن مجموعه ای از ستارگانی چون پله، گارينشا، جرزينيو و تستائو با دوشکست 3 بر 1 در مقابل مجارستان و پرتغال و يک برد مقابل بلغارستان حتی نتوانست از گروه خود صعود کند و تلخ ترين شکست خود را در تاريخ جام جهانی رقم زد. در مقابل انگلستان با در اختيار داشتن بازيکنانی چون بابی مور، برادران چارلتون و جف هرست خاطره انگيزترين جام را برای هوادارانش ثبت کرد. چهار تيم اروپايی انگلستان، آلمان غربی، پرتغال و اتحاد جماهير شوروی به مرحله نيمه نهايی يافتند که آلمان غربی و انگلستان هر دو با نتيجه مشابه 2 بر1 موفق شدند به ترتيب شوروی و پرتغال را از پيش روی بردارند و به فينال مسابقات برسند. در بازی فينال دو تيم در پايان وقت قانونی دو بر دو مساوی شدند، اما در وقت اضافی، جف هرست که در وقت قانونی يکی از گلهای انگلستان را به ثمر رسانده بود، با وارد کردن دو گل ديگر نتيجه را به 4 بر 2 تغيير داد و با اين حساب انگلستان برای نخستين به جام جهانی دست يافت. در بازی رده بندی که بين پرتغال و شوروی برگزار شد، پرتغال 2 بر 1 از سد حريف خود گذشت و به مقام سوم دست يافت و اوزه بيو در اين بازی با زدن نهمين گل خود در اين مسابقات به عنوان گلزن برتر جام شناخته شد.
|
تاريخچه بازيها جام جهاني |
|
|
متن کامل وصیت نامه آدولف هیتلر
از زمانی که داوطلبانه و در کمال فروتنی در جنگ اوّل جهانی که به کشور رایش تحمیل شد خدمت کردم ، سی سال می گذرد. در این سه دهه ، تنها راهنمای من در تمام افکار ، اعمال و زندگیم ، عشق و وفاداری نسبت به این ملّت بوده است. این عشق و علاقه به من قدرت می داد تا بتوانم پیرامون دشوارترین مسائلی که تاکنون در برابر یک موجود فانی قرار گرفته است ، تصمیم بگیرم. در این سه دهه ، تمام سلامت و نیرویم را صرف کرده ام.اینکه من و یا هر کس دیگری در آلمان در سال ۱۹۳۹ خواستار جنگ بوده ایم ، به هیچ وجه واقعیّت ندارد. این جنگ ، به ویژه ، خواستهٔ دولتمردانی بود که یا خود یهودی بودند و یا در راه منافع یهودیان فعالیّت می کردند و همانها بودند که به جنگ دامن زدند. در پی شش سال جنگی که علیرغم تمام موانع ، روزی از آن به عنوان با شکوهترین و قهرمانانه ترین جلوهٔ مبارزات یک کشور به منظور بقای یک ملّت ، یاد خواهد شد.من نمی توانم از شهری که پایتخت این کشور است ، دست بردارم. از آنجا که نیرویمان ناچیز تر از آن است که بتوانیم بیش از این در برابر حملهٔ دشمن مقاومت کنیم و مقاومت ما نیز به تدریج به وسیلهٔ مردانی کور و بی اراده تحلیل خواهد رفت ، آرزو می کنم که در سرنوشت میلیونها انسان دیگری که تصمیم گرفته اند در این شهر باقی بمانند ، شریک باشم. گذشته از این ، هرگز در دستهای دشمنانی که خواستار نمایشی تازه جهت توده های دیوانهٔ خود هستند ، نخواهم افتاد.بنابراین تصمیم گرفته ام در برلین بمانم ، و در لحظه ای که مطمئن شوم که وضعیت پیشوا و حکومت در معرض خطر و سقوط حتمی قرار گرفته است ، مرگ را داوطلبانه پذیرا شوم. با قلبی شاد و آگاهی از یک وحدت بی مانند در تاریخ ، از فداکاری ها و دستاوردهای سربازانمان در جبهه های جنگ ، زنانمان در خانه ها ، دهقانان و کارگران و جوانانمان تشکّر و قدردانی می کنم. آرزو و درخواستم این است که ملّت آلمان ، هرگز و تحت هیچ شرایطی در هیچ مبارزه ای تسلیم نشوند و با تمام توان خود ، و با وفاداری نسبت به مبانی و اصول «کلاوزه ویتز» علیه دشمنان سرزمین مادری خود بجنگند.
از وفاداری سربازان آلمان و نیز از مشارکت و همدلی من با آنها در مرگ ، بذری در زمین پاشیده خواهد شد که روزی در تاریخ آلمان رشد خواهد کرد و در نتیجه یک ملّت متحد واقعی تحقق خواهد بخشید…پیش از مرگ ، رایش مارشال هرمان گورینگ را از حزب بیرن می اندازم و تمامی حقوق را که به موجب حکم روز بیست و نه ژوئن ۱۹۴۱ و نیز سخنرانی در رایشتاگ در اوّل سپتامبر ۱۹۳۹ به وی تفویض کرده ام ، از او می گیرم.گورنینگ و هیملر ، جدا از عدم وفاداری نسبت به من ، با مذاکرات محرمانه با دشمن که بدون آگاهی و بر خلاف میل من انجام گرفت ، و نیز اقدام به اعمال غیر قانونی برای کنترل کشور ، شرمندگی جبران ناپذیری برای کشور آلمان به بار آوردند. به منظور تقدیم دولتی که از مردان با شرف تشکیل شده ، و قادر است وظیفهٔ ادامهٔ جنگ را با تمام نیرو انجام بدهد ، افراد زیر را به عنوان کابینهٔ جدید منسوب می کنم: • رئیس جمهور: دونیتس • صدر اعظم: دکتر گوبلز • وزیر حزب: بورمن • وزیر امور خارجه: زایس اینکوارت باشد که کابینهٔ جدید ، نسبت به وظیفهٔ خود که برقراری نظام ناسیونال سوسیالستی در کشور است آگاه باشد و شرایطی را بوجود آورد که هر فرد آلمانی ، خدمت در راه منافع عموم را به منافع شخص خود ارجح بداند.از ملّت آلمان ، تمام مردان و زنان ناسیونال سوسیالیست و نیز تمام افراد ارتش می خواهم که تا دم مرگ نسبت به دولت و رئیس جمهور جدید وفادار بوده ، از اوامر آنها اطاعت کنند. از این مهمتر ، اینکه به دولت و ملّت آلمان دستور می دهم که همواره قوانین نژادی را مورد مراقبت و ملاحظه قرار. بدهند
9 آوریل 1945
آدلف هیتلر
برمودا در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.
مثلث برمودا
در حدود ساعت ۵/۱۰ شامگاه ۲۹ ژانویه ۱۹۴۸ هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با ۲۶ مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد»با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.در ساعت ۴۵/۷ دقیقه بامداد روز ۱۷ ژانویه ۱۹۴۹ کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.کاپیتان ۴۰ دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
وجه تسمیه «مثلث برمودا»
در روز ۵ دسامبر ۱۹۴۵ پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره ۱۹ نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.چندین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
در ساعت ۱۰/۲ دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود ۲۰۰ مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت ۴۵/۳ دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
- برج مراقبت … وضع اضطراری پیش آمده … انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم… ما قادر نیستیم زمین را ببینیم… تکرار می کنم … ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.مسئول برج مراقبت پرسید:- حالا در چه موقعیتی هستید؟- موقعیت خود را به درستی نمی دانیم … اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم.مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.برج مراقبت گفت:- طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.ستوان « تایلور» پاسخ داد:- ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست… همه دستگاه ها از کار افتاده … همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم.حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است…چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد:- ما وارد آب های سفید می شویم … خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید… کمک … کمک …و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با ۱۳ سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.در ساعت ۴/۷ دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره ۱۹ بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.سپیده دم روز بعد، ۲۴۲ فروند هواپیما و ۱۸ فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برموداپاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.
موقعیت مثلث برمودامثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد. »
مثلث برمودا
مشاهدات و گزارشاتدر بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.این پیامها رفته رفته ضعیفتر و غیرقابل تشخیصتر شده و یا سریعا قطع شدهاند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شدهاند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شدهاند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایقهای ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کردهاند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. “خطری همانند یک خنجر هم اکنون … به سرعت میآید … ما نمیتوانیم فرار کنیم …” در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.
علل واقعه
علل فرضی طبیعی معمولترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها میشود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب میشود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج لکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرندههایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.یکی از عجیبترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده میکردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها میگردد.ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرندهها » ابزار میدارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط میدهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد میکنند که دارای طرحی یونیزه شده است و میتواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار میکرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و میتواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی میدانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرندهها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
گذشته و آینده برمودابه نظر میرسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانهها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبرهها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده میشده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو ۱۳ که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.
اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمیشود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمییابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه میدارد.
موقعیت جغرافیایی مثلث برمودا بر روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشتهاست. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجهاست، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: «یک خط از فلوریدا تا برمودا، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد.»مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی، در منطقه مثلث، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی، عدم روئیت خشکی، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته، لکه روغن، آثاری از اجسام شناور، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسهها دیده نشد. هیچ حادثهای چه قبل و چه بعد از آن، تا این حد حیرتآورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبودهاست. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شدهاند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشتهاند.
منطقه وحشتهمه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز میکنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید، به این منطقه مسافرت میکنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و میشوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شدهاست. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانهای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشدهاست.
مشاهدهها و گزارشهادر بیشتر اتفاقات مثلث برمودا، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شدهاند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کردهاند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کردهاند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بودهاست و یا چرخش عقربههای قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بودهاند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع
علل واقعه
برخی می گویند جاذبه در این نقطه زیاد است ولی تمام اینها غلط است زمانی که آمریکا آزمایش فیلادلفیا را انجام داد و قدرتی بزرگ را کسب کرد از این رو در این مکان آزمایشاتی محرمانه انجام می دهد و برای همین هر کشتی یا هواپیمایی که از آنجا می گذرد از آزمایش فیلادلفیا استفاده میکند آمریکا به این دلیل این کار را انجام می دهد زیرا اگر موضوع فاش شود دانشمندی مطالب را جمع آوری میکند و نظریه ای را می دهد .
علل فرضی طبیعی
جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها میشود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب میشود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرندههایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمدهاند، میتواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.یکی از عجیبترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست، ارائه شدهاست. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده میکردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها میگردد.
نظریه و توضیحات کوشچه
لارنس دیوید کوشچه محقق دانشگاه ایالت آریزونا در سال ۱۹۷۵ با انتشار کتابی به نام «اسرار مثلث برمودا برملا شد» اولین نظریه مخالف در این زمینه را منتشر نمود. تحقیقات وی در این کتاب شماری از اطلاعات نادرست و ناسازگار در مقاله بلیتزر را برملا نمود. وی در این کتاب به وجود ناسازگاریهای زیادی در گزارشهای بلیتزر اشاره نمود و گفتههای وی از زبان شاهدان عینی، افراد زنده مانده در حوادث و همچنین تمامی انسانهای درگیر را نادرست و غیرواقعی بیان نمود. وی بیان نمود که بسیاری از اطلاعات مهم در مقاله بلیتزر از قلم افتادهاست و به هیچوجه کاملا بررسی نشدهاست. به عنوان مثال در داستان بلیتزر در مورد مفقود شدن قایق معروفی که قصد داشت دور دنیا حرکت کند و سرنشین آن دونالد کروهرست، بلیتزر به اسرار آمیز بودن این داستان اشاره نمودهاست در حالیکه شواهد روشنی در مورد دلایل مفقود شدن وی در دسترس است و یا همچنین در مورد کشتی حمل ذغال سنگ که بلیتزر آنرا اینطور بیان نمود که کشتی مذبور سه روز پس از ترک بندری در اقیانوس اطلس مفقود شده و دیگر هیچ ردپائی از آن یافت نشد بیان نمود که در گزارشات واقعی کشتی ای با همین نام از بندری در اقیانوس آرام حرکت نمودهاست. همچنین کوشچه معتقد بود که درصد زیادی از حوادثی که بنام اسرار مثلث برمودا یاد شده، کاملا خارج از منطقه مثلث برمودا اتفاق افتادهاست و در اغلب موارد راه اثبات این مدعا بسیار ساده بودهاست. وی با جستجو در مقالات چاپ شده در روزنامههای وقت و همچنین اطلاع از وضع هوای گزارش شده در آن روز توانست وجود مغایرتها در داستانهای بیان شده در مورد اسرار مثلث برمودا را برملا سازد.
نتیجه گیریهای کوشچه
نتیجه گیری کلی کوشچه در مورد افسانه مثلث برمودا
افسانهها و داستانهائی که بعنوان اسرار مثلث برمودا وجود دارد، توسط نویسندگانی منتشر شده که عمدا یا سهوا با داشتن تصورات نادرست، دلایل و مستندات ناقص و یا همچنین با پی روی از احساسات (sensationalism) نادرست سعی در نوشتن آنها نمودهاند و این مقالات جعلی و تصنعی میباشند. مدلین رسبورتگارف دانشمند و محقق ایتالیایی قرن بیستم نیز در مورد بروز حوادث غیر عادی و خارق العاده در این منظقه پس ازتحقیقات زیاد به این نتیجه رسیده است که اغلب حوادث یاد شده در این منطقه تنها اغراق امیز نشان دادن برخی حوادث عادی بوده اند .برای مثال کشتی فرانسوی (BHG3566) که در سال ۱۹۷۷ در این منطقه ناپدید شد دو روز بعد در بندر ریجسرا دیده شد و شواهد حاکی از گم شدن این کشتی به مدت کوتاهی میکرد در حالی که هنوز هم برخی نویسندگان از این حادثه با نام کشتی وحشت یاد میکنند و بر این باورند که این کشتی در منطقه مثلث برمودا از بین رفته است و در تسخیر ارواح میباشد.[۱]
نتایج مسابقات فوتبال غرب آسیا
نتایج جام اکو
مربیان
|
نام |
ملیت |
دوران |
بازی |
برد |
تساوی |
باخت |
افتخارات |
|
۱۹۴۱-۱۹۵۱ |
مدال نقره در بازیهای آسیایی ۱۹۵۱ | ||||||
|
۱۹۵۱-۱۹۵۲ |
|||||||
|
؟ |
۱۹۵۵-۱۹۵۷ |
||||||
|
؟ |
۱۹۵۷-۱۹۵۹ |
۸ |
۳ |
۱ |
۴ |
||
|
۱۹۶۲-۱۹۶۶ |
راهیابی به المپیک ۱۹۶۴ | ||||||
|
؟ |
۱۹۶۶-۱۹۶۷ |
۷ |
۴ |
۰ |
۳ |
مدال نقره در بازیهای آسیایی ۱۹۶۴ | |
|
۱۹۶۸-۱۹۷۰ |
۴ |
۳ |
۰ |
۱ |
قهرمان جام ملتهای آسیا ۱۹۶۸ | ||
|
؟ |
۱۹۷۰-۱۹۷۱ |
۲ |
۰ |
۱ |
۱ |
||
|
۱۹۷۱-۱۹۷۲ |
|||||||
|
۱۹۷۲-۱۹۷۴ |
|||||||
|
؟ |
۱۹۷۴-۱۹۷۶ |
۱۳ |
۱۰ |
۱ |
۲ |
مدال طلا در بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ و راهیابی به المپیک ۱۹۷۶ | |
|
۱۹۷۶-۱۹۷۸ |
قهرمان جام ملتهای آسیا ۱۹۷۶، راهیابی به جام جهانی فوتبال ۱۹۷۸ | ||||||
|
۱۹۷۹-۱۹۸۲ |
|||||||
|
۱۹۸۲ |
۲ |
۱ |
۰ |
۱ |
|||
|
۱۹۸۲ |
|||||||
|
۱۹۸۴ |
|||||||
|
۱۹۸۴-۱۹۸۵ |
|||||||
|
۱۹۸۵-۱۹۸۶ |
|||||||
|
۱۹۸۶-۱۹۸۹ |
مقام سوم در جام ملتهای آسیا ۱۹۸۸ | ||||||
|
فوریه ۱۹۸۹-مه ۱۹۸۹ |
|||||||
|
ژوئیه ۱۹۸۹-سپتامبر ۱۹۸۹ |
|||||||
|
۱۹۸۹-۱۹۹۳ |
مدال طلا در بازیهای آسیایی ۱۹۹۰ | ||||||
|
۱۹۹۳-۱۹۹۴ |
۴ |
۱ |
۲ |
۱ |
|||
|
۱۹۹۵-۱۹۹۷ |
مقام سوم در جام ملتهای آسیا ۱۹۹۶ | ||||||
|
نوامبر ۱۹۹۷-دسامبر ۱۹۹۷ |
۳ |
۰ |
۲ |
۱ |
راهیابی به جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸ | ||
|
ژانویه ۱۹۹۸-مه ۱۹۹۸ |
۵ |
۱ |
۲ |
۲ |
|||
|
مه ۱۹۹۸-ژوئیه ۱۹۹۸ |
۴ |
۱ |
۰ |
۳ |
|||
|
اکتبر ۱۹۹۸-فوریه ۲۰۰۰ |
مدال طلا در بازیهای آسیایی ۱۹۹۸ | ||||||
|
مارس ۲۰۰۰-اکتبر ۲۰۰۰ |
یکچهارم پایانی در بازیهای آسیایی ۲۰۰۰ | ||||||
|
نوامبر ۲۰۰۰-فوریه ۲۰۰۱ |
۳ |
۳ |
۰ |
۰ |
|||
|
مارس ۲۰۰۱-نوامبر ۲۰۰۱ |
۱۹ |
۱۰ |
۴ |
۵ |
|||
|
فوریه ۲۰۰۲-سپتامبر ۲۰۰۲ |
۹ |
۴ |
۳ |
۲ |
مدال طلا در بازیهای آسیایی ۲۰۰۲ | ||
|
فوریه ۲۰۰۳-سپتامبر ۲۰۰۳ |
۶ |
۲ |
۱ |
۳ |
|||
|
اکتبر ۲۰۰۳- ژوئیه ۲۰۰۶ |
۴۱ |
۲۸ |
۶ |
۷ |
مقام سوم در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۴، راهیابی به جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶ | ||
|
اوت ۲۰۰۶- ژوئیه ۲۰۰۷ |
۲۱ |
۱۳ |
۷ |
۱ |
یکچهارم پایانی در جام ملتهای آسیا ۲۰۰۷ | ||
|
منصور ابراهیمزاده (سرپرست) |
ژانویه ۲۰۰۸- فوریه ۲۰۰۸ |
۳ |
۰ |
۳ |
۰ |
||
|
مارس ۲۰۰۸-مارچ ۲۰۰۹ |
۱۴ |
۱۰ |
۲ |
۲ |
|||
|
۱۷ فروردین ۱۳۸۸ |
۰ |
۰ |
۰ |
۰ |
|||
|
اردیبهشت ۱۳۸۸ |
۱۳ |
۸ |
۳ |
۲ |
|||
تیم کنونی مربیگری
|
جایگاه |
نام |
ملیت |
|
سرمربی |
||
|
مربی |
||
|
مربی دروازهبانها |
||
|
مربی تکنیک تیم(Technical staff) |
||
|
مشاور تیم |
||
|
مربی بدنسازی |
||
|
پزشک |
پرهام خانلری |
|
|
سرپرست |
بازیکنان
بیشترین بازی ملی
تا تاریخ ۲۷ جولای ۲۰۰۹ بازیکنانی که دارای بیشترین بازی ملی هستند بدین قرار است:
|
# |
نام |
دوران |
بازی ملی |
گل |
|
۱ |
۱۹۹۳ - ۲۰۰۶ |
۱۴۹ |
۱۰۹ | |
|
۲ |
۱۹۹۸ - ۲۰۰۹ |
۱۱۱ |
۳۶ | |
|
۳ |
۱۹۹۶ - ۲۰۰۹ |
۱۱۱ |
۱۲ | |
|
۴ |
۲۰۰۰ - ۲۰۰۹ |
۱۰۰ |
۲۳ | |
|
۵ |
۱۹۹۳ - ۲۰۰۹ |
۸۶ |
۵۰ | |
|
۶ |
۱۹۹۰ - ۲۰۰۰ |
۸۲ |
۱۲ | |
|
۷ |
۱۹۸۷ - ۲۰۰۰ |
۸۰ |
۱ | |
|
۸ |
۱۹۸۷ - ۱۹۹۸ |
۷۹ |
۰ | |
|
۹ |
۱۹۷۰ - ۱۹۸۰ |
۷۶ |
۱۳ | |
|
۱۰ |
۱۹۹۳ - ۲۰۰۶ |
۷۴ |
۵ |
بر اساس دادههایی از FIFA و RSSSF.
* نشان دهنده بازیکنی که هنوز بازی میکند یا امکان دارد بازی کند.
بیشترین گل ملی
تا تاریخ ۲۷ مارس ۲۰۰۸ بازیکنانی که دارای بیشترین گل زده ملی هستند بدین قرار است:
|
# |
نام |
دوران |
گل |
بازی ملی |
|
۱ |
۱۹۹۳ - ۲۰۰۶ |
۱۰۹ |
۱۴۹ | |
|
۲ |
۱۹۹۳ - ۲۰۰۸ |
۵۰ |
۸۵ | |
|
۳ |
۱۹۹۸ - ۲۰۰۹ |
۳۶ |
۱۱۱ | |
|
۴ |
۲۰۰۰ - ۲۰۰۸ |
۲۳ |
۹۷ | |
|
۵ |
۱۹۶۹ - ۱۹۷۷ |
۱۹ |
۴۰ | |
|
۶ |
۱۹۸۴ - ۱۹۹۴ |
۱۹ |
۳۴ | |
|
۷ |
۱۹۹۰ - ۱۹۹۸ |
۱۸ |
۳۲ | |
|
۸ |
۲۰۰۰ - ۲۰۰۸ |
۱۴ |
۶۷ | |
|
۹ |
۱۹۷۰ - ۱۹۸۰ |
۱۳ |
۷۶ | |
|
۱۰ |
۱۹۷۴ - ۱۹۸۰ |
۱۳ |
۳۹ | |
|
۱۱ |
۱۹۹۸ - ۲۰۰۹ |
۱۳ |
۴۳ | |
|
۱۲ |
۱۹۹۶ - ۲۰۰۹ |
۱۲ |
۱۱۱ | |
|
۱۳ |
۱۹۹۰ - ۲۰۰۰ |
۱۲ |
۸۲ | |
|
۱۴ |
۱۹۶۴ - ۱۹۷۷ |
۱۲ |
۶۴ |
جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان
تیم ملی فوتبال ایران در ۲۵ مرداد ۱۳۸۵، دیدار با سوریه، ورزشگاه آزادی تهران، ایستاده از راست: صادقی، فکری، شکوری، نیکبخت، عنایتی، نکونام. نشسته از راست: مهدویکیا، تیموریان، خطیبی، معدنچی، طالبلو
ایران با مربیگری برانکو ایوانکوویچ توانست به راحتی به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان صعود کند و هنوز یک بازی به پایان رقابتهای مقدماتی مانده بود که ایران به این جام جهانی راه یافت. این سومین حضور ایران در جامهای جهانی بود.مقدماتیدر دور نخست ایران با قطر، لائوس و اردن همگروه شد. تیم ایران ابتدا ۳ - ۱ قطر را برد، سپس لائوس را ۷ - ۰ شکست داد، آنگاه برابر اردن در آزادی با انجام یک بازی پراشتباه ۱ - ۰ شکست خورد. در دور برگشت بازیها ایران در بازی نخست اردن را باید شکست میداد. فدراسیون توانست وحید هاشمیان را راضی کند تا پس از مدتها به تیم ملی بازگردد. همین بازیکن در بازی با اردن با پاس گلی که در دقیقه ۸۱ به علیرضا واحدینیکبخت داد زمینهساز شکست اردن در خانه شد. این بازی با نتیجه ۲ - ۰ به پایان رسید و گل دوم را علی دایی در دقیقه ۹۰ ثبت کرد. در بازی بعدی با قطر هاشمیان بار دیگر درخشید و با گلزنی در دقایق ۸ و ۸۹ حضوری مؤثر داشت. نتیجه پایانی این بازی ۳ - ۲ به سود ایران بود. دیگر گل ایران را آرش برهانی در دقیقه ۷۷ درون دروازه قطر جای داد. ایران در بازی آخر بار دیگر لائوس را ۷ - ۰ شکست داد و به دور بعدی صعود کرد.در مرحله بعدی ایران با ژاپن، کره شمالی و بحرین در یک گروه قرار گرفت. در دیدار نخست ایران برابر بحرین با نتیجه ۰ - ۰ متوقف شد. بازی دوم بار دیگر با درخشش هاشمیان همراه شد، ایران در این بازی توانست ژاپن را با دو گل این بازیکن شکست دهد. در بازی سوم مقابل کره شمالی نتیجه مشابهی رقم خورد، گلهای ایران را مهدویکیا در دقیقه ۳۴ و نکونام در دقیقه ۸۰ درون دروازه رقیب جای دادند. بازی برگشت در مقابل کره شمالی با نتیجه ۱ - ۰ و گل دقیقه ۴۵ رحمان رضایی به سود ایران پایان پذیرفت تا به مصاف تیم بحرین برود. ایران در صورت تساوی برابر بحرین هم بدون احتساب بازی پایانی برابر ژاپن به جام جهانی صعود میکرد. تیم ایران توانست این بازی را با گل دقیقه ۴۸ محمد نصرتی در آزادی برنده شود و به جام جهانی راه یابد. در بازی آخر این گروه ایران برابر ژاپن ۲ - ۱ شکست خورد. تنها گل ایران را دایی در دقیقه ۷۸ از روی نقطه پنالتی درون دروازه ژاپن جای داد.[۱۵]
دوره پایانی
ایران در جام جهانی به همراه پرتقال، آنگولا و مکزیک در گروه D این رقابتها قرار گرفت.[۱۶] ایران پیش از ورود به آلمان نتوانست بازیهای تدارکاتی مناسبی برگزار کند. چنددستگی در میان بازیکنان نیز به ضعفهای فنی تیم ایران اضافه شد و ایران نتوانست نتایج خوبی در این مسابقات کسب کند.ایران بازی نخست را ۲۱ خرداد (۱۱ ژوئن) در ورزشگاه نورنبرگ در حضور ۴۱۰۰۰ تماشاگر و برابر مکزیک برگزار کرد. ایران در نیمه اول بازی خوبی به نمایش گذاشت. نیمه دوم مکزیک سه تعویض انجام داد، و ایران دیگر نتوانست کاری از پیش ببرد. در پایان ایران با نتیجه ۳ - ۱ بازی را واگذار کرد. تک گل ایران را گلمحمدی به ثمر رساند. پس از این بازی به شدت از حضور علی دایی در تیم انتقاد شد. این بازیکن در بازی بعد بر روی نیمکت نشست.[۱۷] دایی بعدها گفت برخی بازیکنان به وی پاس نمیدادند. در بازی دوم برابر پرتقال نیز ایران در نیمه نخست خوب ظاهر شد، اما در نیمه دوم باز هم نمایش ضعیفی ارائه داد و در پایان با نتیجه ۲ - ۰ این بازی را نیز باخت. بازی با پرتغال در فرانکفورت روز ۲۷ خرداد و در حضور ۴۸۰۰۰ تماشاگر برگزار شد.[۱۸] بازی سوم ایران روز ۳۱ خرداد در لایپزیک در حضور ۳۸۰۰۰ تماشاگر مقابل آنگولا انجام شد. در این بازی نیز ایران مقابل حریفی که نخستین حضور خود را در جام جهانی تجربه میکرد با نتیجه ۱ - ۱ متوقف شد. تنها گل ایران را سهراب بختیاریزاده به ثمر رساند. با این تساوی ایران تنها یک امتیاز کسب کرد و از راهیابی به دور بعد بازماند. نمایش ضعیف ایران انتقادات مردم و مطبوعات را به دنبال داشت. استفاده از علی دایی که در آن زمان ۳۶ ساله بود، عدم استفاده از برخی بازیکنان، ضعف مهاجمان که هیچ گلی به ثمر نرساندند، ضعف جسمانی بازیکنان، فقدان انسجام تیمی و حاشیههای فراوان اطراف تیم ملی برخی از این انتقادات بود.
جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی
ایران برای حضور در جام جهانی ۲۰۱۰ در مسابقات مقدماتی قاره آسیا شرکت کرده است. این تیم به همراه کویت، سوریه و امارات متحده عربی در گروه ۵ این رقابتها قرار گرقت و با ۱۲ امتیاز به دور بعدی مسابقات صعود کرد. ایرانیها هر سه بازی دور رفت را با مساوی به پایان رساندند، اما هر سه بازی دور برگشت را با پیروزی خاتمه بخشیدند. ایران در بازی نخست خود برابر بحرین برابر تیم سوریه با نتیجه ۰ - ۰ متوقف شد. این بازی در استادیوم آزادی برگزار شد. پس از آن ایران به مصاف کویت رفت که این بازی نیز در کویت با نتیجه ۲ - ۲ به پایان رسید. گلهای ایران را علیرضا نیکبخت واحدی در دقیقه ۲ و سید جلال حسینی در دقیقه ۵ به ثمر رساند. اما در ادامه نتوانست برتری خود را حفظ کند و با دریافت دو گل در دقایق ۳۸ و ۸۲ که به دلیل اشتباه در خط دفاعی درون دروازه ایران جای گرفت[۲۴] دو امتیاز حساس این بازی را از دست داد.[۲۵] ایران در سومین بازی خود در این گروه روز ۱۷ خرداد سال ۱۳۸۷ در آزادی به دیدار امارات متحده عربی رفت و در این بازی توانست نتیجهٔ ۰-۰ را کسب کند و در بازی برگشت در شهر ابوظبی در ورزشگاه العین توانست این تیم را با یک گل در دقیقهٔ ۹ ببرد.تیم ایران در تاریخ ۲۵ خرداد به مصاف تیم فوتبال سوریه در ورزشگاه العباسیون دمشق رفت و با پیروزی مقتدرانهٔ ۲-۰ توانست صعود خود را به مرحلهٔ بعدی مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی صد در صد کند.در این بازی غلامرضا رضایی در دقیقه ۶۴ و محسن خلیلی در دقیقه ۹۰+۵ گل زدند. محسن خلیلی در این بازی اولین گل ملی خود را به ثمر رساند.تیم ایران با پیروزی ۲-۰ مقابل تیم فوتبال کویت با ۱۲ امتیاز به مرحلهٔ بعدی این رقابتها راه بافت.گلهای این بازی را جواد نکونام در دقیقهٔ ۱۷ که اولین گل او در رقابتهای جام جهانی ۲۰۱۰ بود و غلامرضا رضایی در دقیقهٔ ۹۰+۲ به ثمر رسیدند.تیم فوتبال کویت با داشتن ۴ امتیاز در آخر جدول قرار گرفت و به مرحلهٔ بعدی جام جهانی راه نیافت.ایران در پایان این مرحله با ۱۲ امتیاز در رده اول این گروه قرار گرفت و به همراه امارات به مرحلهٔ بعدی مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ صعود کرده است.[۲۶] ایران در مرحله دوم رقابتها در یک گروه پنج تیمی که شامل تیمهای امارات ، کرهٔ شمالی و جنوبی و همچنین عربستان است قرار دارد.دو تیم اول این گروه به طور مستقیم و تیم سوم پس از برد در برابر تیم سوم گروه دیگر و بعد از آن در برابر نماینده اقیانوسیه به جام جهانی صعود خواهند کرد . ایران در بازی اول در ریاض ۱-۱ با تیم عربستان مساوی کرد. تک گل ایران را جواد نکونام به ثمر رساند.در بازی دوم ایران موفق شد ۲-۱ با گلهای مهدوی کیا و نکونام کره شمالی را با شکست از تهران بدرقه کرد.در بازی سوم ایران که باید امارات را شکست میداد در یک بازی پر اشتباه در ورزشگاه آل مکتوم ۱-۱ مقابل این تیم مساوی کرد. تنها گل ایران را کریم باقری به ثمر رساند. در این مسابقه سید مهدی رحمتی دروازه بان ایران بهترین بازیکن میدان شناخته شد. در بازی بعدی ایران در ورزشگاه آزادی در حضور ۸۰٬۰۰۰ هوادار در برابر تیم کره جنوبی بازی کرد که در آن بازی ابتدا ایران توسط جواد نکونام به گل رسید اما در دقایق پایانی بازی پارک جی سونگ نتیجه را مساوی کرد. در بازی بعد ایران در ورزشگاه آزادی در حضور محمود احمدی نژاد رییس جمهور وقت و بیش از ۱۱۰ هزار تماشاگر با نتیجه ۲-۱ مغلوب تیم ملی عربستان شد.
جام ملتهای آسیا ۱۹۶۸
ایران در سه دوره نخست جام ملتهای آسیا (۱۹۵۶، ۱۹۶۰ و ۱۹۶۴) غایب بود. اما در جام ملتهای آسیا ۱۹۶۸ نخستین حضور خود را تجربه کرد و البته میزبانی بازیها را نیز بر عهده گرفت. همه بازیها در ورزشگاه امجدیه برگزار شد. ایران در این دوره که دوره چهارم جام بود به همراه ۴ تیم دیگر رقابت میکرد: اسرائیل، برمه، تایوان، هنگ کنگ. ایران با ترکیبی از جوانان جویای نام و برخی ستارگان قدیمی با مربیگری محمود بیاتی به این مسابقات پا گذاشته بود. در بازی نخست به تاریخ ۲۰ اردیبهشت سال ۱۳۴۷ خورشیدی برابر هنگ کنگ، ایران با نتیجه ۲ - ۰ و گلهای همایون بهزادی و علی جباری به پیروزی رسید. ۲۰۰۰۰ تماشاگر از این بازی دیدن کردند. سه روز بعد ایران به مصاف تایوان رفت و این تیم را با حساب ۴ - ۰ در حضور ۳۰۰۰۰ تماشاگر شکست داد، گلهای ایران را همایون بهزادی، حسین کلانی، اکبر افتخاری و حسین فرزامی به ثمر رساندند. ۲۶ اردیبهشت ایران با برمه دیدار کرد و توانست این بازی را هم با نتیجه ۳ - ۱ و گلهای حسین کلانی، اکبر افتخاری و همایون بهزادی در حضور ۳۰۰۰۰ تماشاگر شکست دهد. ایران بازی پایانی را در ۲۹ اردیبهشت و مقابل اسرائیل برگزار کرد. این بازی در حضور ۳۰۰۰۰ تماشاگر برگزار شد و ایران توانست با گلهای بهزادی و قلیچخانی پیروز و فاتح جام شود.[۲۷] بدین ترتیب ایران در همه بازیهای خود پیروز شد.[۲۸][پیوند مرده][پیوند مرده] پس از این قهرمانی تهران غرق در شادی شد و برای نخستین بار فوتبال مردم ایران را به خیابانها کشاند.[۲۹]
جام ملتهای آسیا ۱۹۷۲
در پنجمین دوره جام ملتها ایران مدافع عنوان قهرمانی بود. تیمهای بیشتری در این دوره شرکت کرده بودند و بنا بر این دوره مقدماتی بازیها نیز برگزار شد.[۳۰] رقابتهای نهایی در کشور تایلند و شهر بانکوک برگزار میشد. تیمها به دو گروه ۴ تیمی تقسیم شدند. ایران با مربیگری محمد رنجبر در این رقابتها حاضر شده بود و در بازی نخست که روز ۱۷ اردیبهشت سال ۱۳۵۱ خورشیدی و در حضور ۲۰۰۰ تماشاگر برگزار شد به مصاف کامبوج رفت. این بازی که در ورزشگاه ملی بانکوک انجام شد با دو گل حسین کلانی و صفر ایرانپاک و با نتیجه ۲ - ۰ به سود ایران خاتمه یافت.[۳۱][پیوند مرده][پیوند مرده] روز ۱۹ اردیبهشت ایران در حضور ۵۰۰۰ نفر به دیدار عراق رفت و این بازی را نیز با هتتریک حسین کلانی با نتیجه ۳ - ۰ به سود خود پایان بخشید. روز ۲۳ اردیبهشت ایران به مصاف میزبان بازیها یعنی تایلند رفت. این بازی با استقبال تماشاگران تایلندی برگزار شد و حدود ۲۰۰۰۰ نفر از این بازی دیدن کردند. ایران با دو پیروزی پیشین از گروه خود صعود کرده بود و این بازی در حقیقت تشریفاتی محسوب میشد، به همین دلیل تیم ملی ایران از بازیکنان ذخیره خود استفاده کرد. بازی زیر باران شدید آغاز شد و تا دقیقه ۸۰ با نتیجه ۲ - ۰ به سود میزبان ادامه یافت. در دقایق پایانی علی جباری موفق شد ۳ بار پیاپی دروازه تیم تایلندی را باز کند تا نتیجه ۳ - ۲ به سود ایران خاتمه یابد. روز ۲۶ اردیبهشت ایران بار دیگر برای انجام دیدار نیمهپایانی به مصاف کامبوج رفت و توانست این بار هم با نتیجه ۲ - ۱ و گلهای صفر ایرانپاک و پرویز قلیچخانی (پنالتی) به پیروزی دست یابد و راهی بازی فینال شود. بازی پایانی برابر کره جنوبی روز ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۵۱ خورشیدی در حضور ۱۵۰۰۰ تماشاگر در ورزشگاه ملی بانکوک برگزار شد و در خاتمه با نتیجه ۲ - ۱ به سود ایران پایان یافت. گلهای ایران را علی جباری و حسین کلانی (در وقت اضافی) به ثمر رساندند. این بازی در تهران به صورت زنده از تلویزیون دولتی پخش شد.[۳۲]
ورزشگاهایران بازیهای خانگی خود را در ورزشگاه غولپیکر آزادی برگزار میکند. اگر چه آزادی را استادیوم صد هزار نفری مینامند، گنجایش آن ۹۰۰۰۰ نفر است.[۳۳]
ورزشگاه آزادی که تا پیش از انقلاب آریامهر نامیده میشد در آغاز برای میزبانی بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ ساخته شد. در قسمت شمالی ورزشگاه اسکوربورد رنگی نصب شده است که بیش از ۱۰۴ متر مربع مساحت دارد و یکی از بزرگترین صفحههای نمایش جهان به شمار میرود.
تا پیش از ساخته شدن آزادی، بازیهای تیم ملی در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی) برگزار میشد.
نتایج
نتایج در جام جهانی
|
سال |
دور |
بازی |
برد |
تساوی |
باخت |
گ.ز. |
گ.خ. |
|
|
دور ۱ |
۳ |
۰ |
۱ |
۲ |
۲ |
۸ |
||
|
دور ۱ |
۳ |
۱ |
۰ |
۲ |
۲ |
۴ |
||
|
دور ۱ |
۳ |
۰ |
۱ |
۲ |
۲ |
۶ |
||
|
مجموع |
بهترین: دور ۱ |
۹ |
۱ |
۲ |
۶ |
۶ |
۱۸ | |
|
بازیهای جام جهانی بر اساس حریف | ||||||||||||||||
|
برابر |
برد |
تساوی |
باخت |
جمع |
||||||||||||
|
۰ |
۰ |
۱ |
۱ |
|||||||||||||
|
۰ |
۰ |
۱ |
۱ |
|||||||||||||
|
۱ |
۰ |
۰ |
۱ |
|||||||||||||
|
۰ |
۰ |
۱ |
۱ |
|||||||||||||
|
۰ |
۰ |
۱ |
۱ |
|||||||||||||
|
۰ |
۰ |
۱ |
۱ |
|||||||||||||
|
۰ |
۰ |
۱ |
۱ |
|||||||||||||
|
۰ |
۱ |
۰ |
۱ |
|||||||||||||
|
۰ |
۱ |
۰ |
۱ |
|||||||||||||
|
جمع |
۱ |
۲ |
۶ |
۹ |
||||||||||||
|
تاریخچه جام جهانی | |||
|
سال |
دور |
نتیجه |
حاصل |
|
دور ۱ |
باخت | ||
|
دور ۱ |
باخت | ||
|
دور ۱ |
تساوی | ||
|
دور ۱ |
باخت | ||
|
دور ۱ |
برد | ||
|
دور ۱ |
باخت | ||
|
دور ۱ |
باخت | ||
|
دور ۱ |
باخت | ||
|
دور ۱ |
تساوی | ||
نتایج در المپیک
|
سال |
دور |
بازی |
برد |
تساوی |
باخت |
گ.ز. |
گ.خ. |
گلزنها | |
|
دور ۱ |
۳ |
۰ |
۱ |
۲ |
۱ |
۶ |
نیرلو | ||
|
راه نیافت |
- |
- |
- |
- |
- |
- |
- | ||
|
دور ۱ |
۳ |
۱ |
۰ |
۲ |
۱ |
۹ |
حلوایی | ||
|
یکچهارم پایانی |
۳ |
۱ |
۰ |
۲ |
۴ |
۵ |
|||
|
- | |||||||||
|
جمع |
بهترین: یکچهارم پایانی |
۹ |
۲ |
۱ |
۶ |
۶ |
۲۰ |
- |
* پس از المپیک ۱۹۹۲ تیم ملی زیر ۲۱ سال در بازیها شرکت میکند.
نتایج در جام ملتهای آسیا
|
سال |
دور |
|
راه نیافت | |
|
حذف در مقدماتی | |
|
راه نیافت | |
|
قهرمان | |
|
قهرمان | |
|
قهرمان | |
|
مقام سوم | |
|
مقام چهارم | |
|
مقام سوم | |
|
دور ۱ | |
|
مقام سوم | |
|
یکچهارم پایانی | |
|
مقام سوم | |
|
یکچهارم پایانی |
** رنگ طلایی نشان میدهد که تیم قهرمان شده است و
رنگ قرمز نشان میدهد که تیم میزبان مسابقات بوده است.
نتایج در بازیهای آسیایی
|
سال |
دور |
|
نایبقهرمان | |
|
راه نیافت | |
|
دور ۱ | |
|
راه نیافت | |
|
نایبقهرمان | |
|
دور ۱ | |
|
قهرمان | |
|
راه نیافت | |
|
یکچهارمپایانی | |
|
یکچهارمپایانی | |
|
قهرمان | |
|
دور ۱ | |
|
قهرمان |
* پس از بازیهای آسیایی سال ۲۰۰۲ تیم زیر ۲۱ سال
در این بازیها شرکت میکند.
|
ایران | |||||
|
لقب |
تیم ملی - شیردلان | ||||
|
فدراسیون |
|||||
|
کنفدراسیون |
|||||
|
سرمربی |
|||||
|
دستیار |
|||||
|
کاپیتان |
|||||
|
بیشترین بازی ملی |
علی دایی149 | ||||
|
بیشترین گل ملی |
علی دایی109 | ||||
|
ورزشگاه خانگی |
|||||
|
IRN |
|||||
|
برترین رده در فیفا |
۱۵ (ژوئیه ۲۰۰۵ | ||||
|
پایینترین رده در فیفا |
۱۲۲ (می ۱۹۹۶ | ||||
|
۲۸ | |||||
|
برترین رده الو |
۱۵ (می ۲۰۰۵ | ||||
|
پایینترین رده الو |
۷۳ (ژانویه ۱۹۶۴ | ||||
|
نخستین بازی ملی |
|||||
|
بهترین پیروزی |
|||||
|
بدترین شکست |
|||||
|
حضور |
۳ (نخستین ۱۹۷۸ |
||||
| |||||
تاریخچه
سالهای نخست
نخستین بازی رسمی تیم ملی فوتبال ایران به تاریخ ۴ شهریور سال ۱۳۲۰ خورشيدي برمیگردد. در این تاریخ ایران برابر تیم افغانستان به میدان رفت.[۲] این بازی که خارج از خانه و در کشور افغانستان برگزار شد ۰ - ۰ مساوی به پایان رسید. در دو دهه بعد اتفاق خاصی در فوتبال ایران رخ نداد، اما در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی ایران توانست به عنوان یکی از قدرتمندترین تیمهای آسیایی جایگاه ثابتی برای خود دست و پا کند. طی آن سالها ایران موفق شد سه بار پیاپی در ۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ به مقام قهرمانی دست یابد. ایران هرگز نتوانست بار دیگر به چنین عنوانی دست یابد[۳] اما موفق شد چهار بار به مقام سوم این مسابقات برسد. تیم ملی همچنین چهار بار مقام قهرمانی بازیهای آسیایی را طی سالهای ۱۹۷۴، ۱۹۹۰، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ به دست آورده است.
دهه هشتاد میلادی
دهه هشتاد میلادی کشور ایران درگیر انقلاب و جنگی هشت ساله بود. این سالها دوران رکود فوتبال در ایران نیز بود. در این دهه ایران نتوانست به جام جهانی صعود کند.[۴]
دهه نود میلادی
پس از مدتی رکود فوتبال ایران در دهه نود میلادی از نو متولد شد. اگر چه ایران نتوانست در دو جام جهانی ۹۰ و ۹۴ شرکت کند، با پیدایش پدیدههای نظیر علی دائی، خداداد عزیزی، کریم باقری و در سالهای آخر این دهه مهدی مهدویکیا، ایران جانی تازه گرفت.[۵] در سالهای پایانی این دهه ایران موفق شد دومین حضور خود را در جام جهانی تجربه کند.
جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین
تیم ملی فوتبال ایران در تاریخ ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۷ موفق شد استرالیا را با نتیجه ۱ - ۰ در حضور ۹۰۰۰۰ هوادار در تهران شکست دهد و به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین راه یابد. این نخستین حضور ایران در یک جام جهانی بود. ایران بازی نخست خود را در مقابل هلند با نتیجه ۳ - ۰ واگذار کرد،[۶] اما در بازی دوم خود برابر اسکاتلند شگفتی آفرید و با گل دانائیفرد به نتیجه تساوی ۱ - ۱ دست یافت. گل اسکاتلند در این بازی نیز از روی اشتباه مدافع ایرانی آندرانیک اسکندریان ثبت شد. بازیکنان ایرانی بازی سوم خود را به رغم نمایش خوبی که ارائه دادند با نتیجه سنگین ۴ - ۱ به پرو واگذار کردند. تنها گل ایران را حسن روشن به ثمر رساند.[۷]
جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسهدر نوامبر ۱۹۹۷ میلادی، ایران در شرایطی دشوار برای حضور در جام جهانی ۱۹۹۸ به دیدار استرالیا رفت. هر دو بازی با نتیجه تساوی پایان گرفت، اما ایران به لطف قانون گلزده در خانهٔ حریف توانست به جام جهانی راه یابد. بازی برگشت ایران در مقابل استرالیا تا دقایق پایانی ۲ - ۰ به سود میزبان بود اما دو گل کریم باقری و خداداد عزیزی نتیجه را به نفع ایران رقم زد. هواداران فوتبال در ایران از آن بازی با عنوان حماسه ملبورن یاد میکنند. در این تورنمنت ایران به همراه آلمان، یوگسلاوی و آمریکا در یک گروه قرار گرفت. ایران در بازی اول در مقابل یوگسلاوی با نتیجه ۱ - ۰ نتیجه را واگذار کرد. ایران در این بازی نمایش خوبی ارائه کرد و یوگسلاوی تنها از روی ضربه آزاد میهائیلوویچ که درون دروازه نکیسا دروازهبان دوم ایران جای داد، توانست برتری را از آن خود کند. ایران توانست نخستین پیروزی خود در مسابقات جام جهانی را برابر آمریکا به دست آورد. این بازی که به دلیل مواضع سیاسی و خصومت دو کشور شرایطی ویژه داشت با نتیجه ۲ - ۱ به سود ایران خاتمه یافت. گلهای ایران را استیلی و مهدویکیا به ثمر رساندند.[۱۲] گلی که استیلی با ضربه سر درون دروازه آمریکا قرار داد بعدها گل قرن نامیده شد.[۱۳] بازی ایران و آلمان در شهر مونپلیه برگزار شد و با نتیجه ۲ - ۰ به سود آلمان خاتمه یافت. گلهای آلمان را بیرهوف در دقیقه ۵۰ و کلینزمن در دقیقه ۵۸ به ثمر رساندند.
جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپنبا توجه به میزبانی کره و ژاپن و با توجه به حضور میزبانان جام جهانی بدون حضور در دور مقدماتی تنها ۵/۲ سهمیه دیگر برای قاره آسیا برای حضور در جام جهانی باقی ماند. تیمها در دور دوم مرحله مقدماتی در دو گروه ۴ تیمی به مصاف یکدیگر رفتند که دو تیم اول مستقیما به جام جهانی صعود میکردند و تیمهای دوم دو گروه با یکدیگر در دو بازی رفت و برگشت بازی کرده و برنده ان دو دیدار باید با تیم پانزدهم قاره اروپا دو دیدار رفت و برگشت را برگزار میکرد تا چهره تیم دیگر صعود کننده مشخص گردد. تیم ایران در دور دوم مرخله مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ کره و ژاپن در حالی که در بازی آخر میتوانست با پیروزی برابر بحرین مستقیما به جام جهانی صعود کند، ۳ بر ۱ مغلوب این تیم شد و نتوانست به طور مستقیم به این بازیها صعود کند و به بازی پلیآف رفت. در این مرحله ایران به سرمربیگری میروسلاو بلاژویچ با تیم دوم گروه دیگر یعنی امارات به مسابقه پرداخت. و ایران این تیم را در تهران در حضور ۵۰۰۰۰ نفر با نتیجه ۱ - ۰ شکست داد. گل ایران را کریم باقری به ثمر رساند. در دور برگشت نیز ایران بازی را با نتیجه ۳ - ۰ برنده شد. این بازی در حضور ۲۰۰۰۰ تماشاگر اماراتی در ورزشگاه آلنهیان برگزار شد و گلهای ایران را علی دایی، کریم باقری و مهرداد میناوند به ثمر رساندند.ایران راهی دور بعد شد تا با تیم اروپایی جمهوری ایرلند مصاف دهد. روز ۱۹ آبان سال ۱۳۸۰ ایران در حضور ۳۵۰۰۰ تماشاگر در ورزشگاه دوبلین با نتیجه ۲ - ۰ شکست خورد. بهترین بازیکن این مسابقه دروازهبان تیم ملی فوتبال ایرلند جنوبی شناخته شد او در طول مسابقه توانست دو موقعیت تک به تک را از علی کریمی مهاجم تیم ملی فوتبال ایران بگیرد و ایران را در گلزنی در خانه حریف ناکام گزارد. بازی برگشت روز ۱۷ بهمن همان سال در ورزشگاه آزادی برگزار شد. تیم ایرلند ۲ سال بود در مسابقات رسمی شکست نخورده بود، اما ایران موفق شد این تیم را در حضور ۱۰۰۰۰۰ تماشاگر با نتیجه ۱ بر ۰ شکست دهد. گل ایران را یحیی گلمحمدی به ثمر رساند. ایران در مجموع دو بازی با نتیجه ۲ - ۱ شکست خورد و نتوانست به جام جهانی صعود کند. تماشاگران با توجه به عدم گلزنی ایران در ۷۰ دقیقه نخست و از دست دادن موقعیتهای به دست امده از سوی مهاجمان خصوصا علی کریمی، از دقیقه ۷۰ به بعد اعتراض خود را با پرتاب اشیاء و دادن شعار بر ضد بازیکنان و سرمربی تیم نشان دادند. پس از این شکست بلاژویچ برکنار و دستیار وی برانکو ایوانکوویچ جایگزین وی شد.[۱۴]
|
علي دايي1/1/1348 حسين كاظمي11/7/1358 جواد نكونام16/7/1359 ايمان مبعلي12/8/1361 علي كريمي17/8/1357 علي سامره2/9/1355 ستار زارع8/11/1360 سيد جلال حسيني14/11/1360 |
احمد رضا عابدزاده 4/3/1345 محسن خليلي25/11/59 كريم باقري1/12/1359 مهدي امير ابادي3/12/1358 پيروز قرباني12/12/1358 اندرانيك تيموريان15/12/1361 يحيي گل محمدي 28/12/1349 |
|
احسان خرسندي4/1/1364 فرهاد مجيدي15/3/1355 ستار همداني16/3/1353 سپهر حيدري19/3/1359 مسعود شجاعي19/3/1363 محمد پروين24/3/1367 سياوش اكبرپور14/4/1360 حسن رودباريان15/4/1357 مسعود شجاعي19/4/1363 پژمان نوري23/4/1359 |
هادي شكوري12/2/1358 وحيد طالبلو5/3/1361 مجتبي جباري26/3/1362 خداداد عزيزي1/4/1350 علي پروين3/4/1325 علي انصاريان4/4/1356 عليرضا منصوريان4/4/1350 عليرضا نيكبخت واحدي9/4/1359 يدالله اكبري10/4/1353 نيما نكيسا11/2/1354 |
|
سياوش اكبر پور11/1/1362 |
علي عليزاده13/2/1363 |
|
هادي طباطبايي20/1/1352 مهدي هاشمي نسب17/11/1352 |
محرم نويدكيا18/2/1360 |
|
محسن بياتي نيا20/1/1359 |
فرشيد كريمي20/2/1355
|
|
فيروز كريمي24/1/1335 مهدي رحمتي14/11/1361 |
عليرضا اكبرپور20/2/1352 |
|
سيد جلال رافخايي4/2/1363 حسين بادامكي22/6/1360 ارش برهاني23/6/1362 ابراهيم ميرزاپور25/6/1357 حسين كعبي1/7/1359 مهدي تاتا ر2/7/1351 حامد كاويانپور10/9/1357 امير قلعه نويي3/9/1342 ابراهيم صادقي15/11/1357
|
هادي ساعي20/2/1355 امير حسين صادقي15/9/1360 ناصر حجازي23/9/1328 مهرزاد معدنچي20/10/1363 حميد استيلي20/10/1346 محمد نصرتي21/10/1360 فرشاد پيوس22/10/1340 داوود سيد عباسي21/11/56 حسين رضا زاده22/2/1357 |
|
پژمان منتظزي7/2/1359 رضا عنايتي23/2/1354 جواد كاظميان25/2/1360 ميثم منيعي2/5/1361 مهدي مهدوي كيا8/5/1356 عليرضا رضايي20/5/1355 ادموند بزيك21/5/1354 صمد مرفاوي22/5/1343
|
فريدون زندي26/2/1360 شهاب گردان31/2/1363 ابوالفضل حاجي زاده1/6/1360 پژمان جمشيدي10/6/1356 فرزاد اشوبي14/6/1363 محمد نوازي14/6/1353 فرزاد مجيدي18/6/1356 |
تاریخچه ريال مادريد
با ۹ قهرمانی اروپا و ۳۱ قهرمانی که در کلکسیون افتخارات خود میبیند با بیشترین رای از نظر فیفا بهترین تیم در قرن ۲۰ شد. تشکیلات این باشگاه خیلی پیچیدهاست.
فوتبال در پایتخت اسپانیا توسط استادان و دانشجویان و جمعی از افراد دانشگاه اوکسبریج معرفی و موسسهای برای فوتبال شبیه فدراسیونهای امروزی در سال ۱۸۹۵ شکل گرفت.
در سال ۱۹۰۰ باشگاه جدید فوتبالی در مادرید و اسپانیول شکل گرفت. بعد از جدا شدن اسپانیول بار دیگر نتیجه شکل گرفتن تیم Sociedad Madrid FC شد. این باشگاه پس از سه بار تغییر و تحول و پیشرفت بالاخره با نام باشگاه فوتبال رئال مادرید ثبت شد. انتخاب رنگ پیراهن برای آنها مشکل نبود و به دلیل نفوذ انگلیسیهایی که در آن جا نقش داشتند رنگ سفید را برای تیم خود انتخاب کردند. بعد از گذشت سالها در لیگ بینالمللی، وقتی که رئال ۴ قهرمانی کوپا دل ری را، داشت مادرید صاحب دو قهرمانی در دهه ۱۹۳۰ شد. اما بعد از آن دو جام مادرید دو دهه صبر کرد تا دوباره برای قهرمانی راهی پیدا کند.
در پایان آنها تصمیم گرفتند که در تیمشان تحول ایجاد کنند و چهره تیم را عوض کردند و به تیمی مدرن برای همیشه تبدیل کردند. با بازیکنهایی مانند آلفردو دی استفانو، فرانس پوشکاش، فرانسیسکو جنتو، هکتور ریال، ریموند کوپا، خوزه سانتاماریا در دهه ۱۹۵۰ موفقیتهای این تیم دوباره آغاز شد.
آنها با اوردن جام به خانه در سالهای ۱۹۵۷-۵۸ ,۱۹۵۶-۵۷ ,۱۹۵۴-۵۵ ,۱۹۵۳-۵۴ شاهد موفقیت خود در تغییر چهره تیمشان بودند.
در اولین بازی فینال در اروپا رئال به پیروزی ۴ بر ۳ دست یافت.
۴ قهرمانی رئال و برگزاری جشنهای قهرمانی این تیم را به اوج رساند. از جمله این موفقیتهای میتوان به برد ۷ بر ۳ رئال مقابل اینتراخت فرانکفورت در ورزشگاه همپدن پارک در کشور اسکاتلند در سال ۱۹۶۰ اشاره کرد.
در دهه ۱۹۶۰ سرنوشت رئال عوض شد. رئال رتبهای بهتر از ۸ در باشگاههای اسپانیا پیدا نکرد. تا زمانی که دوباره به لیگ اروپا رفت و در مقابل پارتیزان در سال ۱۹۶۶ به پیروزی دست یافت.
دهه بعد یعنی دهه ۱۹۷۰ برای رئال با موفقیت در سالهای ۱۹۷۲، ۷۵، ۷۶، ۷۸، ۷۹ و ۸۰ همراه بود.
رئال ۵ قهرمانی پیاپی خود از سال ۱۹۸۶ تا سال ۱۹۹۰ را مدیون ۵ ستاره مشهور خود به نامهای امیلیو بوترگوئنو، Manolo Sanchís, Martín Vazquéz, Míchel Pardeza , Miguel Pardeza است.
نیمه اول دهه ۱۹۹۰ رئال صاحب ۲ قهرمانی لیگ و یک قهرمانی جام حذفی شد. قهرمانیهای رئال در این قرن با پیروزی بر یوونتوس در سال ۱۹۹۸ که باعث قهرمانی رئال در اروپا شد به پایان رسید.
این پیروزیها باعث نشد که مدیر باشگاه لورنزو سانز بتواند جای خود را حفظ کند.
وقتی وی از کار برکنار شد یک نجیب زاده به رای هیئت مدیره به نام فلورنتینو پرز سر کار امد. فلورنتینو پرز با پشت گرمیهایی که از نظر سیاسی داشت دست به تقویت تیم زد و باعث بازگشت دوباره موفقیت به رئال شد. اولین خرید پرز که یکی از شارژهای وی به تیم به شمار میرفت لوئیز فیگو از تیم رقیب یعنی بارسلونا بود. این تقویتها از سوی مدیر باشگاه باعث دومین قهرمانی اروپا در سه سال شد. که دومین قهرمانی با پیروزی بر والنسیا در پاریس حاصل شد. با اضافه شدن زینالدین زیدان تیم قوی تر شد تا سیاست مدیر باشگاه یعنی گرفتن ستارهها و همزمان بازی دادن به جوانان که به نام زیدانها و پاونها (به اسپانیایی: los Zidanes y los Pavónes) با گرفتن هافبک خوش تیپ فرانسوی و دفاع جوانی به نام پاون معروف شده بود، به انجام برسد.
این اقدامات باعث شد که رئال به عنوان بهترین تیم سده ۲۰ انتخاب شود.
نهمین قهرمانی رئال در باشگاههای اروپا که با گل دیدنی زیدان با تیم بایرلورکزن در ورزشگاه همپدن پارک همراه بود باعث سر بلندی این تیم اسپانیایی شد.
سال بعد رئال فقط قهرمان اسپانیا شد که این موضوع باعث اخزاج مربی این تیم یعنی ویسنته دلبوسکه شد و در همان سال بیش از ۱۶ بازیکنان رئال مجوز ترک ایم تیم را گرفتند.
در این هنگام درها برای آمدن دیوید بکهام باز شد که این بازیکن با سر و صدای زیاد تبلیغاتی وارد مادرید شد. با آمدن بکهام موج جدیدی از بر رئال حاکم شد و در زمینه تبلیغات فوتبالی نبض بازار را در دست گرفت. به دلایل فراوان تیم رنجهای زیادی را تحمل کرد و ۳ سال را بدون قهرمانی پشت سر گذاشت. مربیان زیادی آمدن و رفتن، بازیکنان زیادی هم جذب تیم شدند اما هیچ یک نتوانست تیم را از بحران خارج سازد.
بالاخره در اوایل سال ۲۰۰۶ پرز از سمت خود کناره گیری کرد تا راه را برای آمدن مدیر جدید در تابستان را هموار کند. سرانجام در ژوئیه رامون کالدرون که عضو هیئت مدیریتی فلورنتینو پرز نیز بود با قولهای فراوانی که داده بود با رای اکثریت به عنوان مدیر جدید انتخاب شد. با آمدن فابیو کاپلو به عنوان مربی مشغول به کار شد سرانجام باعث قهرمانی رئال در لیگ اسپانیا پس از ۵ سال بدون قهرمانی همراه شد اما باز مدیران رئال نامهربانی کردند و کاپلو را کنار گذاشتند و برن شوستر آلمانی را جایگزین وی کردند. در آن فصل رئال خالی از بازیکنان ستاره مانند زینالدین زیدان، دیوید بکهام، روبرتو کارلوس و رونالدو بود.
|
| ||||||||
|
نام کامل باشگاه |
باشگاه فوتبال رئال مادرید (Real Madrid Club de Fútbol) |
| ||||||
|
تاریخ تأسیس |
| |||||||
|
نام ورزشگاه |
سانتیاگو برنابئو |
| ||||||
|
مدیرعامل |
| |||||||
|
سرمربی |
| |||||||
|
لیگ |
| |||||||
|
آدرس اینترنتی |
| |||||||
|
افتخارات |
لالیگا: ۳۱ بار، اولین بار در سال (۳۲-۱۹۳۱) و آخرین بار در فصل (۲۰۰۷-۲۰۰۸) |
| ||||||
|
| ||||||||
|
|
| |||||||
از زمانی که داوطلبانه و در کمال فروتنی در جنگ اوّل جهانی که به کشور رایش تحمیل شد خدمت کردم ، سی سال می گذرد. در این سه دهه ، تنها راهنمای من در تمام افکار ، اعمال و زندگیم ، عشق و وفاداری نسبت به این ملّت بوده است. این عشق و علاقه به من قدرت می داد تا بتوانم پیرامون دشوارترین مسائلی که تاکنون در برابر یک موجود فانی قرار گرفته است ، تصمیم بگیرم. در این سه دهه ، تمام سلامت و نیرویم را صرف کرده ام.
اینکه من و یا هر کس دیگری در آلمان در سال ۱۹۳۹ خواستار جنگ بوده ایم ، به هیچ وجه واقعیّت ندارد. این جنگ ، به ویژه ، خواستهٔ دولتمردانی بود که یا خود یهودی بودند و یا در راه منافع یهودیان فعالیّت می کردند و همانها بودند که به جنگ دامن زدند. در پی شش سال جنگی که علیرغم تمام موانع ، روزی از آن به عنوان با شکوهترین و قهرمانانه ترین جلوهٔ مبارزات یک کشور به منظور بقای یک ملّت ، یاد خواهد شد.
من نمی توانم از شهری که پایتخت این کشور است ، دست بردارم. از آنجا که نیرویمان ناچیز تر از آن است که بتوانیم بیش از این در برابر حملهٔ دشمن مقاومت کنیم و مقاومت ما نیز به تدریج به وسیلهٔ مردانی کور و بی اراده تحلیل خواهد رفت ، آرزو می کنم که در سرنوشت میلیونها انسان دیگری که تصمیم گرفته اند در این شهر باقی بمانند ، شریک باشم. گذشته از این ، هرگز در دستهای دشمنانی که خواستار نمایشی تازه جهت توده های دیوانهٔ خود هستند ، نخواهم افتاد.
بنابراین تصمیم گرفته ام در برلین بمانم ، و در لحظه ای که مطمئن شوم که وضعیت پیشوا و حکومت در معرض خطر و سقوط حتمی قرار گرفته است ، مرگ را داوطلبانه پذیرا شوم. با قلبی شاد و آگاهی از یک وحدت بی مانند در تاریخ ، از فداکاری ها و دستاوردهای سربازانمان در جبهه های جنگ ، زنانمان در خانه ها ، دهقانان و کارگران و جوانانمان تشکّر و قدردانی می کنم. آرزو و درخواستم این است که ملّت آلمان ، هرگز و تحت هیچ شرایطی در هیچ مبارزه ای تسلیم نشوند و با تمام توان خود ، و با وفاداری نسبت به مبانی و اصول «کلاوزه ویتز» علیه دشمنان سرزمین مادری خود بجنگند.
از وفاداری سربازان آلمان و نیز از مشارکت و همدلی من با آنها در مرگ ، بذری در زمین پاشیده خواهد شد که روزی در تاریخ آلمان رشد خواهد کرد و در نتیجه یک ملّت متحد واقعی تحقق خواهد بخشید…
پیش از مرگ ، رایش مارشال هرمان گورینگ را از حزب بیرن می اندازم و تمامی حقوق را که به موجب حکم روز بیست و نه ژوئن ۱۹۴۱ و نیز سخنرانی در رایشتاگ در اوّل سپتامبر ۱۹۳۹ به وی تفویض کرده ام ، از او می گیرم.
گورنینگ و هیملر ، جدا از عدم وفاداری نسبت به من ، با مذاکرات محرمانه با دشمن که بدون آگاهی و بر خلاف میل من انجام گرفت ، و نیز اقدام به اعمال غیر قانونی برای کنترل کشور ، شرمندگی جبران ناپذیری برای کشور آلمان به بار آوردند. به منظور تقدیم دولتی که از مردان با شرف تشکیل شده ، و قادر است وظیفهٔ ادامهٔ جنگ را با تمام نیرو انجام بدهد ، افراد زیر را به عنوان کابینهٔ جدید منسوب می کنم: • رئیس جمهور: دونیتس • صدر اعظم: دکتر گوبلز • وزیر حزب: بورمن • وزیر امور خارجه: زایس اینکوارت باشد که کابینهٔ جدید ، نسبت به وظیفهٔ خود که برقراری نظام ناسیونال سوسیالستی در کشور است آگاه باشد و شرایطی را بوجود آورد که هر فرد آلمانی ، خدمت در راه منافع عموم را به منافع شخص خود ارجح بداند.از ملّت آلمان ، تمام مردان و زنان ناسیونال سوسیالیست و نیز تمام افراد ارتش می خواهم که تا دم مرگ نسبت به دولت و رئیس جمهور جدید وفادار بوده ، از اوامر آنها اطاعت کنند. از این مهمتر ، اینکه به دولت و ملّت آلمان دستور می دهم که همواره قوانین نژادی را مورد مراقبت و ملاحظه قرار بدهند.
۲9 آوریل 1945
آدلف هیتلر